آوای دل
worker
worker
worker

شعر : پاک گیج شدم

پاک گیج شدم
بسم رب الشهدا حضرت سلطان رحیم

من ندارم هوس دیدن شیطان رجیم

مُهر ابطالِ مرا بر تن ذاتش بزنید

یال و کوپال مرا یکسره آتش بزنید

مثنوی شورش من با قلم خاطره هاسست

آخرین وارده از اوَّلِ این صادره هاست

شعله غیرتشان بر تن پروانه ماست

باز هم زلزله ایی در سر دیوانه ماست

بعد ها در به در خاطره های منی و

سر به به دیوار پشیمانیِ "من" میزنی و

مثلاً یاد ِ شما پرچم عشقی ابدی ست!؟

خیسی چشم منم با نم عشقی ابدی ست

عشق قُلّابیِ تو خنــــــــــدهء قَلّاده شده

خسته از قافیه ها مثنوی ام ساده شده

باز هم جوشش احساس من از دست قلم

سالادِ فصلِ لغاتی همه از جنس کَلم!

ریخت بر دفتر من شور خراسانیِ شعر

گرچه پوشیده اَمَش بر تن بارانی شعر

تیرگی با کَلَکت در نظـــرم نور شده

حیف از دست شما خنده من کور شده

دستِ شلیک تو را با تبر از تیر کشید

جنگل حافظه را از بغلت دیر کشید

مادرم گفت چرا از تو طلب کار شدند؟؟!!

جمع مصنوعی قومی که تو را یار شدند

شاعری درد بزرگی ست به اندازه روح

تیشه بردار و بزن بر کمر خسته کوه

یادم آمد به کسی قول ندادم نروم

زود رفتم که پس از او به جهنم نروم

یاد او ـ دختر همسایه ـ که سهراب نوشت...

...مادرش ... روشنی باغچه... از آب نوشت

یاد او کردم و از مثنوی ام سرد شدم

در دل کودکی و کوچه تو را مرد شدم

در خم روسری اش معجزه جاری شده بود

دیدنش هم سر کوچه دو سه باری شده بود

در صدای من و او هم تِله پاتی شده بود

رنگ مو های بلندش شکلاتی شده بود

دخترک باز مرا دید و به عقلم نرسید

با کمی دلهره خندید و به عقلم نرسید

من به عقلم نرسید و دل او سخت شکست

دل به اشعار کسی مثل من از قافیه بست

گفت من شعر تو را خوانده و عاشق شده ام

ابر رویای تو را دشت شقایق شده ام

گفت باید همه جا صبــــــر کنی تا برسی

صحبت از گریه در این ابر کنی تا برسی

سرزمینی که مرا در خودش آشفته شده

شهر دوریست که از اهل ریا خسته شده

من همین جا بغل شعر. . . تو را می پوسم

در دل کوچه و از دور تو را می بوسم!

غزل خسته من راه تو را گم کرده

در بهشتی که تویی نیَّت گندم کرده

شعرهایم همه در نطفه عشقش پوسید

مثنــــوی آمد و دستان قلم را بوسید

اشک لغزید و دلم با تو کمی تنها شد

با مرور تو غمی در قلمم پیدا شد

دل به سوزندگی ماشه و شلیک و فرار

ردّ خون روی ورق های به جا مانده و تار

پیش دریا دلی ات تن به بیابان زده ام!!!

از دل کوچهء غم حرف خیابان زده ام

ماه هرجایی و تقدیرِ سرِ پایی ما

گَند جرّاح زمان تا وسط چایی ما!

سر و ته کرد تو را ... شعر که نوشید ؛ شنید

بعد از آن شاعر ما قافیه پوشید ؛ شنید

پچ پچِ خسته ترین مکر تو با گوشیِ غم

میدهد طعم خیانت به هم آغوشی غم!!!

و خدا گفت به من شعر بگو تا سر خط

گرچه فرقی که ندارد ته خط با سر خط

از همان لحظه اول غزلم گفت به من

که تو را بُت نکنم ...تا وسط جاده ء کَن!

زیر تنهایی شب پشت من آهسته شکست

و به پهنای افق اشک به این گونه نشست

گفتم از دست شما شعر بگویم که نشد

خواستم مثل خدا شعر بگویم که نشد

نشد از دست تو راحت بروم سمت اتاق

تخت را زار زدم در تپش قهوه ء داغ

چشمهایم همه جا فال توهم زده بود

خامه تلخ لبت بوسه به گندم زده بود

و هبوطی که "مرا از قفس آزاد کنید

قفسم برده به باغی و مرا شاد کنید"

عقده ها روی دلم عاشق کُشتی شده اند !!

درد ها روی تنم کوچه پشتی شده اند !!!

خاطراتم همه ء کوچه تو را عربده داشت

بین{ اشعار به روز } َم هوس میکده داشت!

مست باشم که کمی درد تو بهتر بشود

میل نوشیدنم از {خاطــــــره} کمتر بشود

شاید از رو نروی گرچه خجالت زده ایی

نامه را تا نکنی... از چه خجالت زده ایی؟!

من که میدانم از این شهر عبورم ابدی ست

پاسخ خوبی من قافیه ایی عینِ بدی ست

حیف معشوقه تویی عاشق دیوانه منم

گرد شعمی که تویی سینهء پروانه منم

آتشم زد عطش فال دو چشمان شما

تشنگی راه نجاتش شده قرآن خدا

.

.

.

قل اعوذُ بِک یا حضرت زیبای جنون

تو مرا بوسه بزن ساحل دریایی خون



توضیحات تکمیلی

مثنوی بالا بداهه تایپ شده
لطفا نقد کنید

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


نسرین عبادسبحانی
درود بر بداهه سرای نازنین جناب موسوی عزیز
بینهایتتتتتتتت زیبببببببببببا بود
بسیار بسیار سروده هاتون بدل میشینه ! بخصوص که نوشتید بداهه هم هست ، دیگه محشره !!!!!
فقط در این مصرع « به » دوبار تکرار شده که مهر تائیدیست بر بداهه سرائی شما : سر به به دیوار پشیمانیِ "من" میزنی و

شاعر بمانید دوست من
گندم  مرادخانی
سلام داداش رضا
واقعا مثنوی بود خیلی دلنشین بود دوست داشتم بازم ادامه داشت وهمینطور باشوق میخوندمش بخصوص بیتی که از ملک الشعرا آورده بودید که من همیشه زمزمه اش می کنم خیلی با فضای شعرتون هم خوانی داشت

از همان لحظه اول غزلم گفت به من
که تو را بُت نکنم ...تا وسط جاده ء کَن!
زیر تنهایی شب پشت من آهسته شکست
و به پهنای افق اشک به این گونه نشست
گفتم از دست شما شعر بگویم که نشد
خواستم مثل خدا شعر بگویم که نشد
شادباشید
مهدی  وحید دستجردی
سلام سید جان

خیلی زیبا ودلنشین بود

ســــــــپاس
موسی عباسی مقدم
سلام سید عزیز موسوی گرامی مثنوی خوب و شیرینی سروده ای گرچه بلند است ولی خسته کننده نیست از دوباره خواندن و سه باره خواندنش انسان خسته نمی شود رو|آورده ای به نوگرایی موفق باشی
موسی عباسی مقدم
سلام سید عزیز موسوی گرامی مثنوی خوب و شیرینی سروده ای گرچه بلند است ولی خسته کننده نیست از دوباره خواندن و سه باره خواندنش انسان خسته نمی شود رو|آورده ای به نوگرایی موفق باشی
حاتم سامانی
نشد از دست تو راحت بروم سمت اتاق
تخت را زار زدم در تپش قهوه ء داغ
چشمهایم همه جا فال توهم زده بود
خامه تلخ لبت بوسه به گندم زده بود
و هبوطی که "مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و مرا شاد کنید"
عقده ها روی دلم عاشق کُشتی شده اند !!
درد ها روی تنم کوچه پشتی شده اند !!!
......
درود خدا بر شما
بسیار بسیار عالی است احسنت
در پناه حق
مرتضی عزیزی
اشک لغزید و دلم با تو کمی تنها شد
با مرور تو غمی در قلمم پیدا شد

قل اعوذُ بِک یا حضرت زیبای جنون
تو مرا بوسه بزن ساحل دریایی خون

سلام داداش رضای عزیزم
بداهه سرایی رو به اوجش رسوندی با این مثنوی
عالی بود... عالی
آفرین بر این قلم توانات
همیشه شاد باشی و تندرست
عباس عسکری آستانه
سلام وعرض ادب سيد بزرگوار
زيبا بود ، جسارتا فكر كنم هم قافيه شدن اتاق و داغ درست نباشه البته نظر حقير اينه ببخشيد ولي در كل لذت بردم دوست گرامي دست مريزاد
امید داوری
درود. سید رضا
خیلی عالی بود ولی اینهم دسته کمی از بحر طویلت نداشت داداش
خیلی ارادت:)
محمد سعید عرفانی منش
سلام سید عزیز،آفرین
زیبا بود و با تعابیر و واژگان مختص خودتون که سبک شماست،البته کمی طولانی بود.
در پناه حق

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

سید رضا موسوی

اطلاعات شاعر

شاعر : سید رضا موسوی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : غیر آیینی
نوع شعر : مثنوی
دسته بندی : عاشقانه
تخلص :
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 9311
تاریخ : يکشنبه 29 بهمن 1391 11:31
دیدگاه ها : 33
بازدید : 2041

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "شق" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

افطاری

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 23,219,901
تعداد صفحات : 11836
تعداد اشعار : 10982
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2016
تعداد شاعران آقا : 1459
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5