آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : یک عده ای از فقر ِ مردم خسته هستند

یک عده ای از فقر ِ مردم خسته هستند
روی بساط ِ هفت سین مُردَه ست انگار

یک رهگذر در جمع ... از یک مرد می گفت

بیچاره تنها بود و بی آزار و بی چیز

یک رهگذر از وصله های درد می گفت





یک سقف ِ کوچک سمت ِ شب آن دورها داشت

اما همیشه صبح ها نزدیک ِ ما بود

چین و چروک دستهایش حرف می زد

انگار سنش بیشتر از حرف ها بود





کفشش همیشه کوچه ها را شعر می گفت

این دوره گرد ِ ژنده پوش ِ آسمان جُل

گاهی بساطش نان ِ خشک سفره ی ما

گاهی صدای گاری اش هم ساز ِ بلبل





همسایه ها گفتند با آب و تب و تاب

دیشب نخی سیگار را در هفت سین چید

در سرفه های ممتد و سرمای سر سخت

با شکلکی بر سایه های سفره خندید



مثل دو تا ماهی درون تُنگ ِ آبی

چشمان پیرش مثل هر شب خسته بودند

درهفت سین ِ عمر ِ حسرت خورده ی مرد

این صحنه ها تکراری و پیوسته بودند



عادت شده گرد ِ فراموشی بپاشیم

روی خبرهایی که از این دسته هستند

نوروز نزدیک است باید شاد شد شاد

یک عده ای از فقر مردم خسته هستند



اکرم بهرامچی





دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


میثم سهرابی
درود خواهر عزیزم
بخاطر سرایش این شعر زیبا از شما ممنونم
بر قرار باشید

اکرم بهرامچی
سلام آقای سهرابی گرامی
ممنونم از حضور سبز شما

سیامک کیهانی
درود بانو بهرامچی گرامی
به حق یکی از بهترینهابود که طی این چند روز خواندم
دلنشین و قابل لمس و اینکه اگر درد را بفهمی میتوانی با تمام واژه هایش زندگی کنی
در پناه حقیقت.

اکرم بهرامچی
سلام آقای کیهانی گرامی
ممنون و سپاسگزارم از شما بزرگوار

زیتا  رضائی
درود بر شما خانم بهرامچی عزیز
قلم زیبا و دلنشینی دارید بانو
بسیار لذت میبرم همیشه از شعرهای شما
در پناه حق باشید

اکرم بهرامچی
سلام خانم رضایی عزیز
ممنونم از حضور مهربان شما

مانی سرخابی
درود شاعر

زیبا بود ..مقبره دیدیم و یاد شیرازو افتادم گفتم یه بداهه طنز بگم:


شیراز که بودم ...همیشه خواب بودم

در آفتابش الا مان ...بیتاب بودم

خمیازه هایی میزدم در حد تمساح

هر ثانیه سرگرم این لبتاب بودم

اکرم بهرامچی
سلام آقای سرخابی
ممنونم از حضور شما خوشحالم که این پروفایل شما رو به زیباترین شهر ایران برده.................

درود وصد درود بانو بوسه شکر بر قلم زیبا رقاصتان واقعا باید در این زمان که ایمانها فروخته شده بساط نان نیاز است و شرافت قیمت یک تک نان است باید از درد ورنج گفت باید از دل بی همدم و درد بی درمان گفت باید گفت که حتی دست خدا در دست مایه داران و سرمایه داران پرنگتر است حال چه برسد به آدمیان کیسه دوزو کاسه لیس که باید خوش رقصی خود را برای زرق و برق سکه انجام بدهند و باز میگویم از درد و تو هم بگو از درد که شادی خود تعریفی است و صدایش رسا باز هم بوسه شکر بر قلمتان

اکرم بهرامچی
سلام آقای نیسی
ممنونم از حضور خوب شما
این سروده رو برای این گذاشتم که عده ای که توانایی مالی خوبی دارن یادشون نره از فقرا دستگیری کنند این جهان و نعمت هاش بدون هیچ مرزی مال همه ی انسان هاست اما بعضی ها بدون زحمت همه چیز رو فقط مال خودشون میدونند و مرتب سند برای خودشون صادر میکنند
البته این فرصت ها آنقدر ها هم طولانی نیست...........

  • ----
  • شنبه 28 بهمن 1391 18:49
سمیه سبحانی
سلام خانم بهرام چی.
از سروده ی زیبا و نگاه پر عاطفه ی شما بسیار بهره بردم.
برایتان شادی و سلامتی را آرزومندم.

اکرم بهرامچی
سلام خانم سبحانی عزیز
ممنونم از حضور صمیمی شما

فرانك خليلي
هزاران درود بانوی غزل
و الحق که در 4پاره ای بی نظیر درخشیدید .
.
.
این روزها انگار
مثل دالی بدون مدلول است
شعر گفتن بدون بدبختی!( یاسر قنبرلو)


اکرم بهرامچی
سلام خانم خلیلی عزیز
ممنونم از حضور مهربان شما

امید داوری
درود بانوی گرانقدر
بسیار لذت بردم از سروده ی زیبایتان و صد البته آموختم
ممنون

اکرم بهرامچی
سلام آقای داوری گرامی
ممنونم از حضور سبز شما

میر هومن هاشمی
درود بر شما خانم بهرامچی عزیز
بسیار زیبا سرودید
قلمتان سبز.../

اکرم بهرامچی
سلام آقای هاشما گرامی
ممنونم از حضور صمیمی شما

رسول سعادت نیا
درود بانوی ارجمند
باز هم زدرد سرودی و دل را به ناکجا اباد بردی
چه باید کرد که این درد ها تمومی ندارند و هر لحظه بر آن افزوده می شود ..
دست مریزاد

اکرم بهرامچی
سلام آقای سعادت نیای بزرگوار
ممنونم از حضور سبز شما بله از درد سرودن سخته اما سخت تر از اون مشاهده ی نسرودن شاعران خوب از درده .....................
از بسکه شعار چشم و ابرو خواندند
انگار که در مسابقه زوووووووووووووو خواندند

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

اکرم بهرامچی

اطلاعات شاعر

شاعر : اکرم بهرامچی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : چه کسی گفت خدا شاعر نیست
نوع شعر : چهارپاره
دسته بندی : اجتماعی
تخلص :
کشور : ایران
شهر : محل تولد تهران
شناسه : AVA-p- 9261
تاریخ : جمعه 27 بهمن 1391 20:9
دیدگاه ها : 65
بازدید : 1238

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "بیرق" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

شهرزاد قصه‌گو

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 19,720,999
تعداد صفحات : 11897
تعداد اشعار : 11043
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2020
تعداد شاعران آقا : 1462
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5