آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : ... عشق باور کن

... عشق باور کن
برای چشم هایت بی قرارم عشق، باور کن

بیا رسوام کن حرفی ندارم عشق ، باور کن



به دنبال ِتو من پیراهنت را می کشم اما

به زندان ، خویش را وا می گذارم عشق باور کن



سحر با تو شکوفا می شوم در باغ بی برگی

که من در عمق جانت ریشه دارم عشق ، باور کن



نگو زخمی ترین مرغی ، کو... تا قله ی قافم

که با این حال هم ، ره می سپارم عشق باور کن



اگر سّر ِمگو داری بگو، همراز و همدردم

که من میخانه ات را پرده دارم عشق، باور کن



تو هم قانون گریزی عشق ، می دانم ولی حالا

به دیوان عمل قانون گذارم عشق ، باور کن



دلیلی بر سزاواری اگر مرگ است ، می میرم

شب پایانی ام ، در احتضارم عشق باور کن



دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


علی عبداللهی
سرریز می کند
کلاهش
هر صبح
انگار سقراط
می تازد در نگاهش


سلام و درود گرامی
سپاس

رضا محمدصالحی
سلام و سپاس از مهرتان

مرتضی عزیزی
سحر با تو شکوفا می شوم در باغ بی برگی
که من در عمق جانت ریشه دارم عشق ، باور کن

سلام بر جناب محمد صالحی عزیز
بسیار غزل زیبایی بود با آن ردیف دلنشین...
واقعا لذت بردم از خواندنش
همواره تندرست باشید و شاد
درود بر شما

رضا محمدصالحی
سلام جناب عزیزی گرامی
به دفتر شعر حقیر بسیار خوش آمدید
و سپاس که نگاه خوبتان را دریغ نکردید.

محبوبه وندای
درود
عاشقانه ی زیبایی از شما خواندم
"سحر با تو شکوفا می شوم در باغ بی برگی
که من در عمق جانت ریشه دارم عشق ، باور کن"
شاد باشید

رضا محمدصالحی
سلام بانو

بسیار ممنوم از لطف بی دریغتان

آيدين قربانی
با سپاس فراوان حضورتان جناب محمدصالحی
بنده خواندم و لذت بردم...
نکاتی بود که به نظرم رسید گفتنش از چاپلوسی و بارک الله گفتن های معمول بهتر است :
به نظر می رسد قافیه در مصراعهای دوم و ششم تکرار شده چون معنا یکسان می نماید.
البته در مصراع دهم چون معنای آن در همراهی اش با پرده کامل می شود و پرده دار یک واژه مستقل محسوب می شود ایرادی ندارد.
ضمن اینکه قافیه در مصاریع چهار و دوازده از آنجا که در معنای متفاوتی به کار رفته کاملا صحیح و بجاست. در اولی با افزوده شدن پیشوند "وا" به معنای واگذاشتن و در دومی با افزودن واژه ی قانون به معنای وضع کردن. که این امر نشان دهنده ی آگاهی حضرتعالی است.
و نیز مصراع هفتم وزن ناهمگونی دارد.
راستی ردیف "عشق باور کن" دلمان را ربود...
سپاس فراوان

رضا محمدصالحی
سلام جناب قربانی گرامی
بسیار خوشحال شدم از نقد و نظر ارزشمندتان که همانگونه که فرمودید بسیار گواراتر از بارک الله گفتن های معمول است :
1- بله تقریباً قافیه در مصراعهای دوم و ششم تکرار شده و برای القای مفهوم مورد نظر ناگزیر بود ( هرچند که شاید بهتر عدم تکرار باشد
و فرمایشتان را در کل قبول دارم )
2- نظر شریفتان در خصوص مصاریع 4 و 10 و 12 بسیار دقیق است و سپاسگزارم
3- در مصرع 7 : بر وزن / مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن /
نگو زخمی/ ترین مرغی/ کو تا قُ/ له ی قافم /
( نَ/گو /زخ/می /ت/ری/نمُر/غی/ کو/ تا/ قُ/لِ/ ی/ِ قا/فَم
با این تقطیع بنده فکر میکنم بر وزن است اگر شما به گونه ی دیگری رسیدید حتمن به دیده منت می پذیرم .
با احترام و سپاس دوباره و فراوان از قبول زحمت حضرتعالی


آيدين قربانی
سلام و درود دوباره به دوست یزرگوارم جناب محمدصالحی
تقطیع مصراع مذکور بدینگونه می شود :
نگو زخمی = مفاعیلن
ترین مرغی = مفاعیلن
کو تا قُل = ؟؟؟ -----> مفعولن گفتنی است این رکن سه هجا دارد در حالی که مفاعیلن چهار هجا دارد... به عبارت دیگر تعداد هجاهای هر واژه ای برابر با تعداد مصوتهای آن است.
له ی قافم = مفاعیلن ( با رعایت اختیار شاعری تغییر در کمیت مصوت پایانی هجای " یٍ " یعنی بلند تلفظ کردن مصوت مذکور ؛ وزن این رکن نیز صحیح است.) با عنایت به اینکه در تقطیع ؛ حرف مشدد را دو حرف به حساب می آورند. البته رکن اخیر ایرادی ندارد.
شما در تقطیعتان هجاها را برابرسازی کنید تا بهتر متوجه ایراد بنده باشید.
شکل تقطیعی بحر هزج مسدس سالم یا همان مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن به شکل زیر است :
U _ _ _ U _ _ _ U _ _ _ U _ _ _
اما وزن مصراع مذکور به این شکل : مفاعیلن مفاعیلن مفعولن مفاعیلن
U _ _ _ _ _ _ U _ _ _U _ _ _
با سپاس دوباره


رضا محمدصالحی
سلام مجدد

حق با شماست و سپاس از حسن توجهتان


آيدين قربانی
سپاس از صبرتان دوست بزرگوارم
متاسفانه بعضی دوستان فکر می کنند اینجا فضا فضای مچ گیری است. بنده تاکید میکنم که همواره می آموزم و سعی دارم از همه بیاموزم و اگر نظرات و نقدهای بنده پای شعر دوستان ریخته می شود به این معناست که دوستشان دارم و اشعارشان را ارج می نهم وگرنه آدم بی میل و بی رغبت نظری سرسری می گذارد و می رود.
فراوان درود


امیر شهبازی
درود بر دوست بزرگمنشم جناب اباصلت قربانی و با پوزش از جناب محمد صالحی بزرگوار.
بسیار لذت بردم از این صراحت کلام و نقد سازنده و آموزنده و تشکر از جناب صالحی برای صعۀ صدرشان.
از اینکه عده ای فکر میکنند اینجا فضای مچ گیری است باعث تآسف است و باید از این فرصتها به نحو مطلوب و بهینه استفاده نمود و عیوب فنی و ساختاری در سروده هارا به حد اقل ممکن رسانید و جای خوشوقتی استکه که صفحاتی چون صفحه جناب صالحی این مجال را میدهد تا آموزنده هایی چون حقیر بیاموزند و انشاءالله بکار گیرند.
درود بر شما بزرگوار و متین.


رضا محمدصالحی
سپاس واژه ی کوچکی است در مقابل عزیزی که وقت خود را کریمانه به نقد اصلاحی اختصاص می دهد و فکر کنم این وظیفه ی شاعر است که قدر دان باشد . درود متقابل گرامی


رضا محمدصالحی
درود جناب شهبازی گرامی


آيدين قربانی
سلام و درود فراوان بر شما جناب شهبازی بزرگوار
و آرزوی سلامتی و شادابی برای جناب محمدصالحی عزیز
آمدم تا در تایید سخنان شما بگویم که خیلی از دوستان اشعارشون جای نقد داره و از جمله خود بنده...
اما همه دوستان به اندازه دوست عزیزمان آقای محمدصالحی صبور و شکیبا و متواضع نیستند. بله خوشبختانه گشاده رویی و تواضع ایشان باعث ایجاد فضای نقد در پای اشعارشان می شود. واگر در پای اشعار دیگران نقد دیده نمی شود به این معنا نیست که شعر دوستان کامل و بی نقص است. اما اگر نقد هم نباشد در این راه بی پایان درجا خواهیم زد.
فراوان درود

 فاطمه موسوی
عشق باورکن
سلام خیلی زیبا بود

رضا محمدصالحی
سلام بانو
بسیار ممنونم از حضور ارزشمندتان

عاطفه اکبری
تو هم قانون گریزی عشق ، می دانم ولی حالا
به دیوان عمل قانون گذارم عشق ، باور کن

دلیلی بر سزاواری اگر مرگ است ، می میرم
شب پایانی ام ، در احتضارم عشق باور کن
سلام جناب صالحی
زیبا و دلنشین بود
قلمتان سبز و جاودان

رضا محمدصالحی
سلام بانو اکبری
سپاس از حضور پر مهرتان
حقاً همراهی با عزیزان هنرمندی چون شما غنیمتی است با ارزش

امید داوری
درود بیکران جناب محمد صالحی
در هر صورت -ثری بسیار زیبا و فاخر خلق کردید
قلمتان نویسا

رضا محمدصالحی
سلام جناب داوری
نظر لطف شما بی دریغ است
سپاس از همراهی خوبتان

مهدیه محمودی
سلام جناب محمد صالحی

گو زخمی ترین مرغی ، کو... تا قله ی قافم
که با این حال هم ، ره می سپارم عشق باور کن

بسیار زیباست اما در این بیت سکته نداریم ؟

رضا محمدصالحی
سلام بانو
سپاس از همراهی شما
البته مصرع اول را شما « گو زخمی ترین مرغی ، کو... تا قله ی قافم» آورده اید ولی احتمالاً همان / نگو زخمی ترین مرغی ، کو... تا قله ی قافم» را مورد سئوال دارید . در پاسخ به جناب قربانی عرض کردم با آن تقطیع فکر میکردم درست است ولی وقتی 2 بار تکرار شده است احتمالاً
ادغام / ن / در ترین با / مرُ/ درست از کار در نیامده و اگر اینگونه ( یعنی با ادغام )نخوانیم بله این / ن / از وزن خارجه .
ممنونم از دقت نظر و صرف وقت

احسان اکابری
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
شعر خوبیه
با همین ردیف شاید بزودی شعری گذاشتم بر روی سایت

رضا محمدصالحی
سلام جناب اکابری

ممنونم که حضور دارید . خوشحالم و استقبال خواهم کرد

حاتم سامانی
دلیلی بر سزاواری اگر مرگ است ، می میرم
شب پایانی ام ، در احتضارم عشق باور کن
............
درود خدا بر شما . همه حرفهایت را باور میکنم بجز بیت آخرت را . انشاء الله که عمر طولانی و با برکت داشته باشی
در خواندن این مصراع :
"نگو زخمی ترین مرغی ، کو... تا قله ی قافم"
مشکل دارم ، محتاج راهنمائی حضرتعالی هستم
در پناه حق

رضا محمدصالحی
سلام استاد مهربان

از حضور مهربانتان بسیار سپاسگزارم
در خصوص آن بیت خدمت جناب قربانی و سرکار خانم محمودی عرض کردم . شرمنده ام که به زحمت افتادید .

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

رضا محمدصالحی

اطلاعات شاعر

شاعر : رضا محمدصالحی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : شاید فردا
نوع شعر : غزل
دسته بندی : عاشقانه
تخلص : -----
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 9198
تاریخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 16:26
دیدگاه ها : 92
بازدید : 1917

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "ذی حق" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

افطاری

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 22,697,009
تعداد صفحات : 11835
تعداد اشعار : 10981
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2016
تعداد شاعران آقا : 1459
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5