آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : اینجا پسرها غیرتی هستند

اینجا پسرها غیرتی هستند
او شاهدِ لب بستهء زخم شقایق هاست...

در خانه عشق علی فرزند ارشد بود

او در مدینه بی شک از زیبا ترین گلهاست...

بین ملائک دائماً در رفت و آمــــد بود





دیدم میان کوچه ها قد میکشد طفلی

سمت تمام کودکی هایش شبیخون شد

جانم فدای مجتبی ماهی که می تابید

در سینه تاریکِ تاریخی که ملعون شد





اینجا پسرها غیرتی دارند فولادی

رازی که مانده بینمان بینی و بین الله

رازی شبیه زخم بستر میخورد ما را

وقتی که مادر ـ جانمان ـ جایی بگوید {آه}







یک کوچه" نامردی" فقط با گریه اش خندید

انگار سیلی خوردن مادر تماشائی ست

اینجا حَسَن را با غمی جانکاه می بینید

او روضه میخواند ببین {خواهر} تماشائی ست؛





خواهر فدایت مجتبی ! با من بگو از درد

این راز را از سینه ات بیرون بریز امشب

از آب هم افتاده ایی از خوردن از گفتن

دیگر نمی خندی چرا تاج سر زینب؟





از کنج خانه گریه را خون خدا میگفت؛

جان برادر خنده کن ...با ما بگو اینبار

فرزند ارشد یک نگاهی کرد با افسوس:

باید بخوانی حرف ها را از در و دیوار







ای داد بر من چادر مادر چرا خاکی ست؟

انگار یادش هم نمی آید که {او} دیده

انگار می خواهد فراموشی بگیرد باز

اما تمام خاطراتش را نبلعیــــده ؛





پس گفت : زینب! چادرت را سر بکن خواهر

قلبم به سختی می تپد گویا تو زهرایی

باید در آغوشت بگیرم خواهر خوبم

بوی شقایق میدهی ای ماه دریایی





آن روز نامردان سر راه من و مادر

غوغا به پا کردند از وحشی گری هاشان

من بودم و یک غیرت از جنس علی در خون

دیدم که گلبرگی جدا شد از زمین آسان





آن روز را تا خانه مادر می نشست بر خاک

دیگر توانی در قدمهایش نبود انگار

دیگر رمق هم نیست او را تا که برخیزد

گلبرگهایش را شکستند این در و دیوار





ای داد بی داد این چه داغی بر دل من بود؟

دیگر نمی دانم چگونه آمدیم امــــّــــا

این ر ابخوان از موی همچون برف من خواهر

پیری سراغم را گرفت از حال تا فردا...







آن روز من دیدم که "دنیا" روی فرقم ریخت

آواره هایی از غم و از جنس ماتم را

فردا تو می بینی که این دنیای لاکردار

بر نی بکوبد صاحب قرآن خاتم را

.

.

.

.

سید رضا موسوی



توضیحات تکمیلی

اومدیم برای امام حسن شعر بگیم آخرش نفهمیدیم چی شد


دستهاشو گرفتم
گفتم پاشو بریم
هی نشست پاشد
هی زمین خورد


آخ دیگه داریم میرسیم
انقده رو خاکا نشین
بزار تا گوشواره تو بردارم از روی زمین


یا صاحب الزمان

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


مریم  وزیری
دادااااااااااااااااااااش .........................................
چي بگم..................
واقعا نميدونم چي بگم..از اولين مصرع تا آخر توضيحات تكميلي اشك ريختم...خيليه ها ....يه شعر..اينجوري آدمو بريزه به هم....اينجوري به آدم بگه "آدم شو"........خيلي عالي بود..خيلي .........
پس گفت : زینب! چادرت را سر بکن خواهر
قلبم به سختی می تپد گویا تو زهرایی
باید در آغوشت بگیرم خواهر خوبم
بوی شقایق میدهی ای ماه دریایی

سید رضا موسوی
آجی
میگن آب بیشترین قدرتش رو در اشکهای یک زن پنهان کرده
من این جمله روئ نمیدونم کجا شنیدم ولی بی اختیار یاد اشکهای مادر مظلومم زهرا افتادم برای غربت بابام علی برای حسن برای حسین و...
این سهم من است انگار
با روضه بمیرم کاش

ممنون

جمشيد سرهنگيان
درود بر شما جناب موسوی
آغاز صبحم را با این سروده حال و هوای دیگری بخشیدید. سروده تان سروده نیست، نمایشی است تمام و کمال با بازیگرانی که بجز واژه ها چیز دیگری نیستند. عالی عالی است. دست مریزاد
نَفَسَت گرم، پایدار و برقرار باشید

سید رضا موسوی
سلام آقای سرهنگیان عزیز
خیلی لطف کردید وقت گذاشتید بزرگوار

حامی شریبی
سلام
بسیار عاااااااااااااااااااااااااااالی ازنوع منظومه بلند عشق سرخ مردان طاها
و اشکهای بلورین مهر آل یاسها
درود سید بزرگوار
چه زیبا و شیوا دل بردی تو حرم عشق
دست مریزاد
آفرین براندیشه و قلمت
در پناه
خدای
آخرین
مرد
طاها

سید رضا موسوی
سلام دوست عزیزم
ممنو که وقت گذاشتی
سبز باشی

نسرین عبادسبحانی
درود بیکران برشما جناب موسوی نازنین
بینهاییییییییییییییییییییییتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت زیبا بود
اگه بُعدِ مذهبی شو هم کنار بذارید باید بگم واقعاً غوغا کردید . اصلاً انگار کلمات به آهنگ شما میرقصند ! معرکه کردید برادر جان ، معرکه !!
من بسیار بسیار و باز هم بسیار سروده هاتونو دوست دارم و همیشه دنبال میکنم اگه حتی دنیائی هم کار داشته باشم میام توسایت تا اگه سروده ای گذاشته باشید بادل وجون بخونم و لذت ببرم .
واقعاً در برابر اینهمه بیریائی و یکرنگی شما زبونم قاصره !
و از بُعدِ مذهبی ش هم که در نظر بگیرم باید بگم ما روکشوندید تو کوچه پس کوچه های اون زمان ، دنبال زینب و زهرا و ........

یک کوچه" نامردی" فقط با گریه اش خندید
انگار سیلی خوردن مادر تماشائی ست
اینجا حَسَن را با غمی جانکاه می بینید
او روضه میخواند ببین {خواهر} تماشائی ست؛

با مریم جون هم عقیده ام . واقعاً اشک آدمو سروده هاتون در میارن .
باشید و بسرائید به مهر

سید رضا موسوی
سلام خانم عبادی گرامی
همیشه به من لطف داشتید و دارید
ممنون خواهر خوبم
همیشه سالم و سربلند باشید
انشاالله

مسعود  مرهونی
درود و سپاس برادر گرامی
جناب آقای موسوی
بسیار زیبا و دلنشین بود
خواندنش تکرار را می طلبد
مانا باشید

سید رضا موسوی
سلام مسعود عزیز
خیلی ممنون که وقت گذاشتید

وحید شیردستیان
سلام آقا سید عاشق این قلب پاکت هستم. احسنت. آفرین. اجرت با امام حسن غریب.
کریم کاری به جز جود و کرم نداره
آقام توو مدینس ولی حرم نداره

سید رضا موسوی
سلام داداش وحید خوشتیپ
خیلی خیلی ممنون از لطفت
سبز باشید

فائزه محمودی
رازی شبیه زخم بستر میخورد ما را
وقتی که مادر ـ جانمان ـ جایی بگوید {آه}



بسیار زیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبا .....
درود داداش خوب ....
داشت اشکم درمیومد ....
اجرتون با .......................................... (...)

سید رضا موسوی
سلام آجی
ممنون که وقت گذاشتی و خوندی
همیشه سبز باشید

مجید حسن زاده
سلام سید جان
هیچ واژه و جمله ای در خور تحسین خودت و شعرت به ذهنم نمیاد
با خانومم شعرهات رو با هم و همیشه میخونیم
فوق العاده زیادتر از من از سبک شعرت خوشش میاد
چه غوغایی به راه میندازی آقا سید عزیز، داداش گلم
اجرکم مع الحسن و مع الحسین و اولاد الحسین

سید رضا موسوی
سلام آقا مجید عزیز
خیلی خیلی ممنون از لطفت داداشی
امیدوارم کنار همسرتون بهترینها رو تجربه کنید و سیب ترینها سهم شما بزرگواران باشه
و در زندگی همیشه سالم و شاد و سربلند باشید
ممنون

مهدیه محبی
سلام داداشی
*
عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود عالی
بهره بردم
*
سبز باشی و سراینده
در پناه مهربانترین عالم

سید رضا موسوی
سلام آجی
خیلی ممنون که وقت گذاشتی
همیشه شاد باشی

احمدرضا زارعی
مرحبا شاعر

سید رضا موسوی
سلام دوست عزیز
ممنون

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

سید رضا موسوی

اطلاعات شاعر

شاعر : سید رضا موسوی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : آیینی
نوع شعر : چهارپاره
دسته بندی : مذهبی
تخلص :
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 8823
تاریخ : شنبه 14 بهمن 1391 9:22
دیدگاه ها : 106
بازدید : 2172

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "گذرا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

شهرزاد قصه‌گو

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 22,221,414
تعداد صفحات : 11835
تعداد اشعار : 10981
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2016
تعداد شاعران آقا : 1459
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5