آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : سیب

سیب
او به من خندید و تو ندانستی

که

من سیبی را از درخت همسایه

در لحظه رخنه آن به باغچه ما

که آن را به من هدیه می داد

با متانت برداشتم

و در این حال

پدر دخترک دید

نگاهی انداخت

چشمان همه به هم خیره شد

اینک همه بوی معرفت حس کردند

آن را جستجو می کردند

پسرک سیب بدست

پا هایش لرزان

بر سر درخت ایستاده بود

دخترک خنده به لب

با تکبر بر سر ایوان

نگاهی مغرضانه می کرد

پدر حالات متفاوت این دوبدید

از خود پرسید

که چه باید کرد

پدر اشک به چشم حلقه زده

سوی پسرک

تند دوید

\\\"او را بر سینه خود

خوب نشاند\\\"

با مهربانی از او درخواست می کرد

حین پایین آمدن

کای پسر نازنین

\\\"این چه رسمی است؟!\\\"

من خود به تو سیب می دهم

و بعد با کیسه ای سیب

به استقبالش آمد

پسرک مات زده

پرسید از او

اجازه آقا!!!:

شما سنگی به من نیانداختید؟!

پدر خنده ای کرد

با نرمی گفت به او

چون فکر من این بود که-

با یک سیب کم یا زیاد شدن

باغ هیچکس سیبستان نشد...

و بعد نخواستم که-

صدای ناله تو

و دل غمزده ات

در این غروب هولناک

یا که خش خش آرام پا های نگرانت

در میان کوچه ها

تا سالیان دراز

بدهد آزارم.....................

چون خود را خوب شناختم

دخترک که این بحث را شنید

ناگهان دلش سخت لرزید

نگاهی معصوم انداخت

و با عشق صحنه را ستایش می کرد

دل پسرک به او تلنگر میزد

آن نگاه را فراموش کن اینک

و این نگاه را بخاطر سپر

و پسرک در گیر و دار خویش

محبت بر او سخت غلبه می کرد

و بر گشت و جلوی در نشست

و به او خیره ماند با دقت

و بعد این کار روز و شب آن دو بود

حالا تیره بختی را سفید کرده بود

و نکته ما حرص پدرنیست دیگر

غرور دخترک هم کاره ای نیست دیگر

و اندیشه ای جز این ندارم دیگر

که غرق در این پندارم:

درس هر روز ما

(گذشت و مهربانیست)....دیگر....



توضیحات تکمیلی

دوستان گرامی در رابطه با این موضوع و شعر شاعر عزیز جناب حمید مصدق و جناب جواد نوروزی و جناب مسعود قلیمرادی و فروغ فرخزاد عزیز که البته منسوب به او می باشد کار کرده اند که قدر مطلب گنجایش گردآوری آن ها در این دلنوشته را نمی داد تا به آن رنگ زیبایی بخشد.
(دوستان عزیز و گرامی من ،این اولین کار من در رابطه با شعر نو می باشد و در این رابطه اطلاعات ناچیزی را دارم و بدین ترتیب بدیهی است که اشکالاتی در آن وجود داشته باشد که به بزرگواری خودتان ببخشید- در رابطه با غالب شعری آن نمی دانم دقیقا نیمایی است و یا شعر سپید و یا هیچکدام ولی بسیار علاقه مند هستم که نیمایی باشد لطفا نظر خود را در این باره به طور واضح بفرمایید که من خریدار پر و پا قرص ناز نقد هایتان هستم.)
با تشکر از نگاه های زیبا و عزیزتان
در پناه خداوند ماندگار باشید
آبانماه 91

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


امیر  موسویان
سلام بر آقا سید مهدی عزیز
پسر عموی خوبم
اگر این اولین کار است، برای شروع خوب است. باید تلاش بیشتر را به کار گیری و هر روز بر اندیشه و عاطفه و نیز اندیشه ی شعری که در این شعر بارز است، بیفزایی. در خصوص شکل شعر نیز باید به تدریج به عناصر شکلی شعر مسلط و از آن ها در آرایش بیرونی ـ و حتی درونی ـ شعر به کار گیری. می دانید که کار بزرگ همت بالا و تلاش زیاد می خواهد. در اولین قدم محکم تر از این حرکت کن. سعی نکن که حتماً هر روز یک سروده داشته باشی. " یک سروده ی خوب سرودن، به تر از یک دیوان شعر ناپخته است" . این سروده ات برای شروع خوب است. حالت نثر دارد. اما از عناصر اندیشه ، خیال و احساس ، که هر سه از عناصر درونی یا محتوایی شعرند برخوردار می باشد. یک بال پرنده را برای پرواز دارد، هرچند باید به تواند به تدریج به بال یک عقاب تبدیل شود. اما باید بال دیگر را بسیار قوی تر کنی. بالِ شکلیِ عناصرِ اصلیِ شعر را می گویم: زبان، سبک، قالب ، گونه، موسیقی، بلاغت، فصاحت و ... . متأسفانه وقت لازم را ندارم ، والا همین سروده را برایتان ظرف مدت 10 روزی کمی زیبا تر و روان تر و ... می کردم. تگر روزی این کار را کردم ، حتماً در زیر یکی از سروده هایتان می گذارم. خُب این اولین کار شماست. موفقیت شما را از خداوند متعال خواهانم. یاحق

سید محمد مهدی موسوی
درود بر شما جناب موسویان عزیز و بزرگوارم

ممنون از حسن خطاب و حسن توجه ای که به بنده حقیر داشته اید.

با یاری خداوند امید است که با همیاری عزیزانی همچون شما بتوانم اینچنین که باید در این راستا نمو پیدا کنم .

و نیز ممنون و سپاسگذارم از حضور عمیق و مهربانتان

با تشکر و سپاس - در پناهش موفق و پیروز باشید

عباس علی استکی
سلام جناب موسوي گرامي
از سروده زيباي شما مسرور شدم
موفق و پيروز باشيد

سید محمد مهدی موسوی
درود فراوان بر شما جناب استکی بزرگوار

ممنون از حضور همیشگی و امید بخشتان زیبایی را درک عمیق شما پذیرا است .

با تشکر و سپاس

در پناهش موفق و پیروز باشید

مسعود  مرهونی
درود بر آاقای موسوی
زیبا بود خواندم و بهر بردم
همینکه پبامی اینچنینی داشت برای زیبایی این کار کافی ست
پیروز و موفق باشید

سید محمد مهدی موسوی
درود فراوان بر شما

ممنون از حضور گرم و زیبایتان

گیرایی پیام از زیبا اندیشی درک شماست دوست خوبم

با تشکر و سپاس - در پناهش پاینده بمانید

سلام... زیبا بود و روایتی دیگر از همان شعر ماندگار...
فکر میکنم جای وزن در شعرتان خالیست البته جسارت مرا ببخشید
برقرار باشد...

سید محمد مهدی موسوی
درود فراوان بر شما

ممنون از حضور گرم و سبزتان که امید را دستاورد است - بله درست می فرمایید ولی هنوز وزن در شعر نو حد اقل برای من مبهم است و علامت سوال دارم(؟)

با تشکر از زیبا بینیتان - در پناه خداوند بزرگ موفق باشید

  • ----
  • جمعه 29 دى 1391 19:27
علی عبداللهی
بگذار باد
بخواند
باران را
دشت تشنه است
تشنه


سلام گرامی
سپاس

سید محمد مهدی موسوی
درود فراوان بر جناب عبد اللهی عزیز

ممنون از حضور همیشگی و نوید بخشتان گرامی

با تشکر و سپاس - در پناهش خوش اندیش بمانید

سیامک کیهانی
درود دوست عزیز وباصفا
پرمعنا چون همیشه
گفتنیها رانیز جناب موسویان عزیزفرمودند
یاحق.

سید محمد مهدی موسوی
درود فراوان بر دوست عزیزم جناب کیهانی بزرگوار

یک اینکه با صفا خودتی ...!!!

دو اینکه ممنون از حضور مهربان و صفا بخش و صمیمت نگاهت و صداقت گفتارت و همه چی ...!!!

سه اینکه زیبا اندیش و معنا گرا شما می نگری نه من...!!!

چهار اینکه متشکر و سپاس گذارم

پنج اینکه عزیز مایی

شش اینکه در پناه خدا زیبا اندیش و مهربان بمانی

هفت اینکه موفق و پیروز باشی

و
0
0
0
0
نقطه سر خط.


سیامک کیهانی
بیرون نرود مهر تو گر خون رود از دل
مهر تو نه خونست که بیرون رود از دل.


سید محمد مهدی موسوی
درودی دیگر پس از بدرودم

ای بابا شرمنده می کنید پس من باید چی بگم دوست عزیز و مهربان و باصفا و شایسته و هر چی بگم کم گفتم ...!!!

دیگر چه بگوید این دلم تا در خور شانت بر آید ای دوست چهار فصل من ...!!!

با تشکر و سپاس - بمان مهربان در پناه مهربان

زیتا  رضائی
درود بر شما سید بزرگوار

احساس جاری در شعرتان را دوست داشتم

گفتنی ها را دیگر بزرگواران گفته اند سهم من لذت بود

مانا باشید

سید محمد مهدی موسوی
درود فراوان بر شما خانم رضایی عزیز

ممنون از حسن توجه و حضور صمیمانه ای که داشته اید و نیز سبز

با تشکر و سپاس در پناهش ماندگار بمانید

حاتم سامانی
درود خدا بر جناب موسوی عزیز . احسنت از این شهامت اخلاقیت . همین حسن ، ذهن شما را بارور میکند . اما فرمودی نمیدانی که شعر نیمائی ا ست یا سپید . باید عرض کنم سروده است سپید است . نیمائی وزن دارد و در بیت ها بمناسبت قافیه . اشعار نیما را بخوان متوجه خواهی شد . پاینده باشی

سید محمد مهدی موسوی
درود فراوان بر استاد عزیز و مهربانم جناب سامانی بزرگوار

ممنون استاد از حضور گرم و بزرگوارتان که همیشه مایه دلگرمی و مسرت ماست

و نیز سپاس از حسن خطاب و توجه ای که داشته اید و ممنون از راهنمایی های راهگشایتان

و اما استاد گرامم من هرچه که دقت کردم در شعر های نو در رابطه با وزن به قاعده خاص و ثابتی نرسیدم گرچه در مطالب عنوان می شود که مثلا بند ها وزنشان مثل هم است ولی واقعا این طور نبود...!!!

و من حتی در شناخت ارکان این نوع شعر یعنی نو مشکل نیز دارم که بند ها در بعضی شعر ها مرموز است و مثلا معلوم نیست که کجا قطع می شود و بندی نوع شروع می شود مثلا در شعری که خودشان تقطیع و وزن بندی و بند ها را مشخص کرده بودند وزن به این گونه بود:
فعلاتن فعلن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن فعلن فعلاتن فعولن
و نیز در دیگر بند آن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن فعولن فعولن فعولن
که به این شکل بود و همینطور که مشاهده می کنید هیچ هماهنگی در آن دیده نمی شد و بدین ترتیب است که وزن در شعر نو حد اقل برای بنده حقیر جای ابهام و پرسش دارد که قاعده و شیرازه آن چیست؟؟؟!!!

با تشکر و سپاس زیاده گویی مرا به بزرگواریتان ببخشید

در پناه خداوند ماندگار و پایدار بمانید

کامیار کریمی
جناب موسوی سلام دوست گرامی
زیبا و اندیشمندانه سرودید دوست من ...احسنت
درود مضاعف بر شما بابت اینکه هرگز از پرسیدن ابایی ندارید و این عالیست...
موفق باشید و نویسا.

سید محمد مهدی موسوی
درود فراوان بر شما جناب کریمی عزیز و بزرگوارم

دوست عزیز و گرامی ممنون از حضور گرم و مهربانتان و نیز اندیشه شما وسیع است که کمترین چیز ها را هم به بزرگی خودتون خوب می بینید و زیبا - و خوش اندیش هستید .

دوست خوبم اعتقاد مگر بر این نیست که:
«پرسیدن عیب نیست» اما ندانستن عیب است!
و اینکه:
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آنکس كه نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند ونداند که نداند
در جهل مرکب ابد الدهر بماند

طبیعتاباید در عملم انجام بشود و ارزش آن به همین است که به عمل شود حاصل وگرنه گفتن که کاری ندارد و به همین راحتیست واقعا دوست من که اگر انسان یکمی خودش باشد آیا کار سختی است...!!!

با تشکر و سپاس-در پناهش سربلند و پیروز بمانید

حامی شریبی
سلام
بر سید بزرگوار
درود بر شما جناب موسوی
زیبا بود

سید محمد مهدی موسوی
درود فراوان بر شما جناب شریبی عزیز

ممنون از حضور گرم و سبز اندیشتان گرامی

زیبایی از دید خوش شما بود دوست من

با تشکر و سپای - در پناهش موفق و پیروز باشید

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

سید محمد مهدی موسوی

اطلاعات شاعر

شاعر : سید محمد مهدی موسوی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : ستایش نامه
نوع شعر : شعرنیمایی
دسته بندی : نظیره نویسی
تخلص : رویین
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 8209
تاریخ : يکشنبه 24 دى 1391 21:6
دیدگاه ها : 30
بازدید : 1036

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "اروپا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

نوروز و فلسفه هفت سین

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 18,865,109
تعداد صفحات : 11903
تعداد اشعار : 11049
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2021
تعداد شاعران آقا : 1463
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5