آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : گفته بودم برای ساحره ها

گفته بودم برای ساحره ها
هستی ام را دوباره غم زده اند بر دو چشمم دوباره نم زده اند

در کنارم تو را رقــــم زده اند بختمان را گره به هم زده اند



لب به لب راهمان شبیه شده صورت کارمان قبیح شده

اُمّـتی که تو را مسیح شده بر سر و پیکرم اَلم زده اند



چشم ها را نبسته کور کنید قلبتان را کمی صبور کنید

از ورق ها سریع عبور کنید چون به شعرم دوباره سم زده اند



ریختم بر قلم جنون تو را عقده بودم شبی درون تو را

میمکیدم ز سینه خون تو را روی دوشم تو را علم زده اند



غصه های { بیا جدا نشویم } اهل تفسیر آیه ها نشویم

گرچه هرگز <من و تو> {ما} نشویم بختمان را گره به هم زده اند







ساکت اما شبیه عربده ها رفته بودم به سمت خاطره ها

از تمام تمام دغدغه ها گفته بودم برای ساحـــره ها:







من همینجا مواظبش بودم با خدا گرم گفتگو شده بود

من سکوتم؛ سکوت هم زیباست از " منی " که برای او شده بود



گفتم او هم شبیه عربده ها می زند ضربه ایی به پیکر من

رفتم از عشق او به سمت جنون ؛ غرق در جستجو شده بود



خسته از نیَّتی خبیث شدم زیر باران همینکه خیس شدم

مَردِ مُرده{همیشه "هیس " شدم}...قاتلی ماه رو شده بود



گفته بودم به عزت و شرفش خوانده بودم تمام منزلتش

وقتی آمد به سمت من هدفش تیرهایش کمانِ مو شده بود



عهد کردم ؛ تمام خاطره ها ، بین من با خدا به اوج رسید

او نبود و توهمی که نبود مثل من نه؛ شبیه او شده بود









کاش میشد مرا سپر نکنند در سراط تو در به در نکنند

بی اجازه "فقط" سفر نکنند {تا تو رفتی} مرا خبر نکنند







راوی قصه را ترور نکنید شعرهایم تباه تر شده اند

حرفهایم نگفته گفته هنوز مثل اینکه گناه تر شده اند!



من همیشه شبیه فرضیه ها قتل های اتاق فکر تو ام

مرده هایی که هم اتاق منند در بخاری سیاه تر شده اند



باورم کن برای جشن و سرور پیری ام یک سوال ساده شده

خاطراتی که رفته رفته به باد از خودم بی پناه تر شده اند



نامه هایت که آسمان من اند می نشانی ستاره در دل شب

چشمهایت که چلچراغ شبند از همیشه ماه تر شده اند



گفتگوها خیال و وهم منند رفته بودی مرا عذاب شوی

سمفونی های سینه چاک منم از همیشه آه تر شده اند







سید رضا موسوی









توضیحات تکمیلی

...........

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


حاتم سامانی
چشم ها را نبسته کور کنید ---- قلبتان را کمی صبور کنید
از ورق ها سریع عبور کنید ---- چون به شعرم دوباره سم زده اند
<><><>
غصه های { بیا جدا نشویم } ---- اهل تفسیر آیه ها نشویم
گرچه هرگز <من و تو> {ما} نشویم ---- بختمان را گره به هم زده اند
<><><><>
نامه هایت که آسمان من اند --- می نشانی ستاره در دل شب
چشمهایت که چلچراغ شبند ---- از همیشه ماه تر شده اند
+-+-+-+-+-+-+
درود بر آقا سید رضا موسوی عزیز . واقعا زیبا است . برای انتخات دچار اشکال شدم . خیلی عالی سرودی جبذا



سید رضا موسوی
سلام استاد عزیز
خیلی خیلی لطف کردید وقت گذاشتید
ممنون

فرانك خليلي
درود سید بزرگوار
در قالبی قلم زدی که تقریبن غریب واقع شده و خوب از پسش بر اومدی . سپاس

سید رضا موسوی
سلام آبجی
خیلی ممنون
همیشه سبز باش

سعید چرخچی
جناب موسوی عزیز
بسیار زیبا و دلنشین بود
اندیشه هایتان سبز و احساس والایتان بلورین باد
موفق و پیروز باشید .

سید رضا موسوی
سلام آقا سعید نازنین
ممنون از لطفت

باران صالحی
-سلام بر آقا سید،دلنشین بود،برای من آموزنده بود. قلمتان سبز.

سید رضا موسوی
سلام آجی
ممنون از لطفت
همیشه شاد باشی

زیتا  رضائی
سلام جناب موسوی/برادر گرامی/با احترام خواندمتان/خیلی خوب نوشته اید/دست گلتان درد نکند/درود بر شما

سید رضا موسوی
سلام آجی خیلی لطف کردی وقت گذاشتی
ممنون از حضور سبزت

سحر نحوی
سلام بند یکش رو بخصوص خیلی دوست دارم
:)

سید رضا موسوی
سلام آبجی
چقدر خوشحال شدم از دیدنت
یه غزل بداهه تقدیم آیینی نویس خوش قلب مان

با اینکه علی بعدِ شما سیر ز دنیا ست
سید رضا موسوی


سبز باش


سید رضا موسوی
این سود و زیان کردن من مثل ثریا ست!
دیوارِ کجی نیست؛ فقط قامت زهرا ست
تا میخ در و آتش و سیلی و فدک هست
مِشکیِ عزا بر تن مجروح غزل ها ست
آیینه
ـ غرورش که شکسته ـ
خبری نیست
جز داغ حسن
اشک حسین
حاشیه
سقّا ست

این خاطره از دیدن شهری ملکوتی ست
آنجا که کمربندی آن حضرت دریا ست
شهری به تمامی نقاط دل من وصل
میگفت: بیا خانه امن و حَرَم اینجا ست
گشتم به خدا نیست کسی مثل تو مادر!
در جستجوی خانهء تو هروله زیبا ست
قرص قمری در دل حیدر شده عشقت
با اینکه علی بعدِ شما سیر ز دنیا ست
سید رضا موسوی

کامیار کریمی
سلام سیّد عزیز
آقا دست مریزاد ترکیب بند بسیار بسیار زیبا و باصلابتی سرودی...
خسته از نیَّتی خبیث شدم زیر باران همینکه خیس شدم
مَردِ مُرده{همیشه "هیس " شدم}...قاتلی ماه رو شده بود
عالی بود داداش.... استفاده کردم.مرسی.

سید رضا موسوی
سلام کامیار جان
خیلی خیلی ممنون از لطفت داداشی

حامی شریبی
سلام

نامه هایت که آسمان من اند می نشانی ستاره در دل شب
چشمهایت که چلچراغ شبند از همیشه ماه تر شده اند


بسیار زیبا و زیبا جناب موسوی
درود بر شما

دلت را سحر زدند
نگاه مست تورا
به سی مرغ ، سپر زدند
شراب شب پیاله می کنی
به جان ماه
ستاره ها را
شراره می کنی

شاد باشید
مهربان

سید رضا موسوی
سلام
ممنون از لطفتون دوست عزیز

معصومه  عرفانی
سلام جناب موسوی بزرگوار بسیار زیبا سروید

زارم از مردم این شهرو دیار
که فریب دل دیوانه من میخواهند

سید رضا موسوی
سلام خانم عرفانی بزرگوار
خیلی خیلی افتخار دادید به من
ممنون که وقت گذاشتید

میثم سهرابی
درود سید عزیز
احسنت بر اندیشه ی شما احسنت!!
واقعا زیبا سرودی
دست مریزاد
در پناه حق

سید رضا موسوی
سلام عزیز داداش
آقا میثم گل
ممنون از لطفت

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

سید رضا موسوی

اطلاعات شاعر

شاعر : سید رضا موسوی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : غیر آیینی
نوع شعر : ترکیب بند
دسته بندی : عاشقانه
تخلص :
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 7376
تاریخ : يکشنبه 26 آذر 1391 8:41
دیدگاه ها : 63
بازدید : 1575

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "زهرا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

سکته ملیح

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 19,937,409
تعداد صفحات : 11849
تعداد اشعار : 10995
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2019
تعداد شاعران آقا : 1461
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5