آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : مناجاتی عاشقانه (تقدیم به خود خدا)

مناجاتی عاشقانه (تقدیم به خود خدا)
تو را دیدم از ابتدای محال

که هرگز نباید فزون کرد مجال

به فصل خزان در نبینی درخت

----------

کبوتری باز کرده باز بر فرازما

نکو داشت این چنین بر طرازما

مپندار از آن در که هرگز نبست

----------

عجب شیر دیدم از این مردمان

که جرمش توانم از این دردمان

بیا تا به درگاه مسکین نواز

----------

که ناگهان گلی را خار کرده ام

به لطفت خزان را بهار کرده ام؟!

کریما به رزق تو پرورده ایم

----------

دست بنده از دستش بکشانی

عرق شرم به رویش بنشانی

عزیز تو خاری نبیند ز کس

----------

که باری سنگین کنی بر سرم

که جا یابد این اهریمن در برم

مصاف پلنگان نیاید ز مور

----------

سمیع و بصیر و کریم و رحیم

شفیع و کبیر و حلیم و علیم

به اوصاف بی مثل و مانندیت

----------

به مردان پاک و آلایشی اینچنین

که زنانی پریزاد و آسایشی اینچنین

به ننگ دو گفتن به فریاد رس

----------

دو دست و پا و دلم در عزت یار

چشم و گوش و زبان در عصمت یار

زبانم به وقت شهادت مبند

----------

گرم عاشق و دیوانه و مست تو یگانه

بجای دگر بهتر از دست این فسانه

ز خورشید لطفت شعاعی بسم

----------

غیبت غیر موجه دانم که عجز دارد

کریمی بخشنده امید به سبز دارد

ور از جهل غایب شدم روز چند



توضیحات تکمیلی

با تشکر و سپاس از نگاهتان - دوستان گرامی رشته های مسمط نا قابلم از مناجات شیرین استاد سخن سعدی شیرازی می باشد:
بیا تا برآریم دستی ز دل
که نتوان برآورد فردا زگل
به فصل خزان در نبینی درخت
که بی برگ ماند ز سرمای سخت
برآرد تهی دست های نیاز
ز رحمت نگردد تهی دست باز
مپندار از آن در که هرگز نبست
که نومید گردد برآورده دست
قضا خلعتی نامدارش دهد
قدر میوه در آستینش نهد
همه طاعت آرند و مسکین نیاز
بیا تا به درگاه مسکین نواز
چو شاخ برهنه برآریم دست
که بی برگ از این بیش نتوان نشست
خداوندگارا نظر کن به جود
که جرم آمد از بندگان در وجود
گناه آید از بنده خاکسار
به امید عفو خداوندگار
کریما به رزق تو پرورده ایم
به انعام و لطف تو خو کرده ایم
گدا چون کرم بیند و لطف و ناز
نگردد ز دنبال بخشنده باز
چو ما را به دنبال کردی عزیز
به عقبی همین چشم داریم نیز
عزیزی و خواری تو بخشی و بس
عزیز تو خواری نبیند زکس
خدایا به عزت که خوارم مکن
به ذل ّ گنه شرمسارم نکن
مسلط مکن چون منی بر سرم
ز دست تو به گر عقوبت برم
به گیتی نباشد بتر زین بدی
جفا بردن از دست همچون خودی
مرا شرمساری ز روی تو بس
دگر شرمسارم مکن پیش کس
گرم بر سر افتد ز تو سایه ایی
سپهرم بود کمترین پایه ایی
اگر تاج بخشی سرافراز دم
تو بردار تا کس نیندازدم
تنم می بلرزد چو یاد آورم
مناجات شوریده ایی در حرم
که می گفت شوریده دلفّکار
الها ببخش و به ذلّم مدار
همی گفت با حق به زاری بسی
میفکن که دستم نگیرد کسی
به لطفم بخوان و مران از درم
ندارد به جز آستانت سرم
تو دانی که مسکین و بیچاره ایم
فرومانده نفس امّاره ایم
نمی تازد این نفس سرکش چنان
که عقلش تواند گرفتن عنان
که با نفس و شیطان برآید به زور؟
مصاف پلنگان نیاید ز مور
به مردان راهت که راهی بده
وز این دشمنانم پناهی بده
خدایا به ذات خداوندیت
به اوصاف بی مثل و مانندیت
به لبیک حجاج بیت الحرام
به مدفون یثرب علیه السلام
به تکبیر مردان شمشیر زن
که مرد وغا را شمارند زن
به طاعات پیران آراسته
به صدق جوانان نوخاسته
که ما را در آن ورطه یک نفس
ز ننگ دو گفتن به فریاد رس
امید است از آنان که طاعت کنند
که بی طاعتان را شفاعت کنند
به پاکان کز آلایشم دور دار
و گر زلتی رفت معذور دار
به پیران پشت از عبادات دو تا
ز شرم گنه دیده بر پشت پا
که چشمم ز روی سعادت مبند
زبانم به وقت شهادت مبند
چراغ یقینم فرا راه دار
ز بد کردنم دست کوتاه دار
بگردان ز نا دیدنی دیده ام
مده دست بر ناپسندیده ام
من آن ذره ام در هوای تو نیست
وجود و عدم در ظلامم یکی است
ز خورشید لطفتت شعاعی بسم
که جز در شعاعت نبیند کسم
بدی را نگه کن که بهتر کس است
گدا را ز شاه التفاتی بس است
مرا گر بگیری به انصاف و داد
بنالم که لطفت نه این وعده داد
خدایا به ذلت مران از درم
که صورت نبندد دری دیگرم
ور از جهل غایب شدم روز چند
کنون کامدم در به رویم نبند
چه عذر آرم از ننگ تر دامنی
مگر از پیشاورم کای غنی
فقیرم به جرم گناهم مگیر
غنی را ترحم بود بر فقیر
چرا باید از ضعف حالم گریست
اگر من ضعیفم پناهم قوی است
خدایا ! به غفلت شکستیم عهد
چه زور آورد با قضا دست جهد ؟
چه برخیزد از دست تدبیرمان ؟
همین نکته بس عذر تقصیر مان
همه هر چه کردند تو بر هم زدی
چه قوت کند با خدایی خودی ؟
نه من سر ز حکمت به در می برم
که حکمت چنین می رود بر سرم

موفق و پیروز باشید در پناه خدا
91/8/4

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


عباس علی استکی
سلام جناب موسوی بزرگوار
سروده زیبا و دلنشینی است
موفق و پیروز باشید
امید داوری
درود بر شما جناب موسوی
مانا باشید
سید محمد علی میرجلالی
سلام پسرعموی عزیزم:

غیبت غیر موجه دانم که عجز دارد
کریمی بخشنده امید به سبز دارد
ور از جهل غایب شدم روز چند

احسنت،عالی بود

در پناهش و برایش بسرائید
سید رضا موسوی
سید عزیز سلام
برقرار باشی داداشی
سید حسین حسینی فر
سلام پسرغموی
درود بر شما
زیباست
معصومه  نصیری
سلام
زیبا خواندمتان چون همیشه
درود برشما
حسين فلاحتكار
سلام جناب موسوي بزرگوار

سروده ي زيبايي از شما خوندم
البته تا اونجايي كه در حدّ سواد بنده هست و حضور ذهن دارم، مسمط كه تشكيل شده از چند رشته هستش و در پايان هر رشته يك بند مياد به اين صورته كه هر رشته قافيه هاي جدا گانه داره و بندها هم مستقل از رشته ها قافيه ي جدا گانه دارند و البته در قالب همون وزن رشته ها و نيز بندهاي موجود در رشته ها مي بايست همگي يك قافيه ي واحد داشته باشند،
و حال چيزي كه در سروده ي شما مشهوده اينه كه شما به يك مثنوي زيبا از حضرت سعدب تضمين كردين و در نتيجه بندهاتون نمي تونه هم قافيه باشه
در اين صورت نمي دونم ايا مي شه به اين صورت هم در قالب مسمط سرود؟!!!!
و باز از اونجايي كه هر رشته از سروده ي شما سه مصرع داره و نظرتون مسمط مثلث بوده و . . .
البته در قالبي چون تركيب بند ما مي تونيم بعد از هر رشته، بند مورد نظرمون رو با قافيه اي مستقل از بند هاي ديگه بياريم و باز مشكوكم كه آيا واقعن ميشه در تركيب بند از سه مصراع در هر رشته استفاده كنيم؟!!! كه اگه چنين باشه شعر شما به تركيب بند نزديكتره

مطالبي كه عرض كردم اطلاعاتي كه به ياد داشتم بود و درست يا نادرست بودن اونارو ميسپارم به شما و احيانن دوستاني كه اطلاعات كافي در اين زمينه دارن

سروده هاي زيبات رو دوست دارم و برات بهترينها رو آرزو مي كنم

هميشه شاعر بماني
حاتم سامانی
تو را دیدم از ابتدای محال
کبوتری باز کرده باز بر فرازما
بیا تا به درگاه مسکین نواز
که ناگهان گلی را خار کرده ام
دست بنده از دستش بکشانی
که زنانی پریزاد و آسایشی اینچنین
گرم عاشق و دیوانه و مست تو یگانه
و ...
======
درود خدا بر جناب موسوی عزیز .
در این سروده ی بسیار زیبا میشود گفت هر بند وزن خاصی دارد ، و یکسانی در اوزان و بحور مشاهده نمیشود .
نمیدانم در کدام یک ار سرودهایت این روند را توجیه فرموده و تئوری خاصی ارائه دادی و این شیوه ی ابتکاری را هنجار قرار دادی .
استدلالت بسیار محترم ، اما تکلیف امثال من خواننده چیست ؟ .
در یک سروده وجود چند وزن و بحر ، به اعتقاد بنده اعوجاج ایجاد میکند . لذا شایسته است مثل همه ی شعراء در سرایشها روند یکسانی اتخاذ فرمائید برای راحتی خواننده . جون نسبت به او مدیونیم .
در زیر نویس ، اثر بسیار زیبا و دلنشین استاد سخن سعدی شیرازی علیه الرحمه را مرقوم قرموده اید . ملاحظه بفرما در یک ترنم و آهنگ ، آنهمه زیبائی را آفریده است .
با عرض پوزش
کامیار کریمی
سلام دوست گرامی جناب موسوی
احسنت به اندیشۀ زیباتون و آفرین به شهامت شما بابت انتخاب این قالب نه چندان آسان.... درود دوست من.
در همراهی با توضیحات استاد سامانی و جناب فلاحتکار باید عرض کنم هرچند بنده تا حالا تجربه ای در این قالب نداشتم ولی با توجه به مطالعۀ کمی که داشتم ،مسمط مجموعه چند مصراع هم قافیه ( بند مسمط یا تسمیط)و یك مصرع با قافیه مجزا (رشته مسمط) هست كه چند بار با قافیه های متفاوت تكرار می شه و در این تكرار مصاریعی که قافیۀ مجزا داشتند خودشون با هم هم قافیه اند به مسمط هایی كه بند و رشتۀ مسمطشون جمعا سه مصرع باشه مسمط مثلث، چهار مصرعی مربع ، پنج مصرعی مخمس و به شش مصراعی مسدس میگن.مسمط دیگه ای هم به نام مسمط تضمینی هست که در این نوع بند مسمط با همون ترتیب مصازیع دوم بیتهای یک غزل دیگه هست یعنی شاعر بیت های یک غزل رو به ترتیب در پایان رشتۀ مسمط میاره...
سپاس. شاد و نویسا باشید.
حامی شریبی
سلام
دو دست و پا و دلم در عزت یار
چشم و گوش و زبان در عصمت یار
زبانم به وقت شهادت مبند

زیبا و شیوا بود سید بزرگوار جناب موسوی عزیز
در پناه مهر
شاد باشید مهربان

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

سید محمد مهدی موسوی

اطلاعات شاعر

شاعر : سید محمد مهدی موسوی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : ستایش نامه
نوع شعر : مسمط
دسته بندی : عرفانی
تخلص : رویین
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 7327
تاریخ : جمعه 24 آذر 1391 12:30
دیدگاه ها : 19
بازدید : 854

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "هوا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

افطاری

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 20,153,716
تعداد صفحات : 11849
تعداد اشعار : 10995
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2019
تعداد شاعران آقا : 1461
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5