آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : ... این قد و قامت

... این قد و قامت
حیرانِ قد و قامت و سرگرم ِ دیدن

وآن قد و بالا را پی ِ دیدن، شنیدن

بالا بلندی کز پیَ ش قدّم خمیده

فرش ِ قدمهایش نمودم هردو دیده

اعجازِ خالق باشد این قد، تا قیامت

\"یارم قیامت کرده با این قد وقامت\" *

انبوه ِ گیسویش چه برهم ، چیدنی بود

شب بود.. و لبهای مَََهَش بوسیدنی بود

کلک ِدبیرَش نقطه ی لب جور می کرد

آتش درون ِ سینه ی انگور می کرد

انگورِ لبهایش سراسر چیدنی شد

وآن شهدِ شیرین ِ لبش نوشیدنی شد

سیب زنخدانش رسید ، افتادنی شد

همسنگ آن ، خُلد ِ برینم دادنی شد

با دل چو گفتم این حکایت ، دام برداشت

قد قامتی گفت و به سویش گام برداشت

خود می خرامید و به کویش سجده می کرد

خاطر ز غمهای دگر آسوده می کرد

یکبار ِ دیگر اقتدا بر دل نمودم

آری نماز عقل را باطل نمودم

دیگر من و دل طاقت دیدن نداریم

ظرفی مناسب بهر گل چیدن نداریم

من واژه ها را می شناسم تا نهایت

اما نمی دانم رموز ِ بی نهایت .

جلوه گری کم کن مرا بیچاره کردی

طبعم پی ِ توصیف خود آواره کردی





توضیحات تکمیلی

* این مصرع اشاره ای است به : « قیامت قامت و قدت قیامت / قیامت کرده ای با قد و قامت »

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


عباس عسکری آستانه
سلام برادر گرامی
چه زیبا و آسمانی ، واقعا لذت بردم ، درود گرامی .
«یکبار ِ دیگر اقتدا بر دل نمودم * آری نماز عقل را باطل نمودم »

رضا محمدصالحی
سلام جناب عسکری گرامی همراهیتان ارزشمند است .سپاس گذارم

عباس علی استکی
سلام بر جناب صالحی بزرگوار
سروده ای بسیار شیرین و شور آفرین است
امید که در قرب حضرت حق موفق باشید

رضا محمدصالحی
سلام جناب استکی گرامی .ممنون که همراهی میفرمایید

سیامک کیهانی
درودجناب صالحی عزیز
سروده ای زیباودلنشین راقلم زدید
شب چودربستم ومست ازمی نابش کردم
ماه اگرحلقه به درکوفت جوابش کردم
درود.

رضا محمدصالحی
سلام جناب کیهانی بزرگوار وسپاس برای نظر ارزشمند و شعر انتخابی زیبا .

وحید شیردستیان
سلام آقای محمد صالحی اولین بارم بود که شعر زیبای شما رو خواندم
ممنونم

رضا محمدصالحی
سلام جناب شیردستیان گرامی .سپاسگزارم

زیتا  رضائی
درود بر شما جناب صالحی

بسیار زیبا و نغز بود

لذت بردم دست مریزاد

رضا محمدصالحی
سلام سرکار خانم رضایی نظر لطف شماست

علیرضا  همتی
درود بر شما
بسیار بسیار زیبا

رضا محمدصالحی
درود جناب همتی گرامی . سپاس همراهیتان

میثم سهرابی
درود جناب صالحی عزیز
از خواندن سروده ی زیبایتان لذت بردم و بیتی که خیلی ازش خوشم اومد این بود:
بالا بلندی کز پیَ ش قدّم خمیده
فرش ِ قدمهایش نمودم هردو دیده
احسنت
پاینده باشید

رضا محمدصالحی
سلام جناب سهرابی همرای دلگرم کنندتان مستدام ، سپاسگزارم

فرزام .
سلام
مثنوی برقاعده، ازنظر دستوری، اما از نظر معنایی کمی ثقیل که بعضا ایجاد ارتباط معنایی دربین مصرع ها، که باید مکمل هم باشند، مشکل می نماید. شاید منظور نظر شاعر، تعبیر در معنای واژگان بوده است که البته این امر هم نباید زیاد دوراز هویت و ماهیت واژگان باشد:
\"حیرانِ قد و قامت و سرگرم ِ دیدن
وآن قد و بالا را پی ِ دیدن، شنیدن \"
پی دیدن، شنیدن ؟؟؟؟
-----
\"انبوه ِ گیسویش چه برهم ، چیدنی بود
شب بود.. و لبهای مَََهَش بوسیدنی بود\"
لبهای مهش ؟؟؟؟؟
به هر حال باید از نظر معنایی دربین ابیات و مخصوصا مصرع های هر بیت، تناسب و تطابق وجود داشته باشد که دراین سروده شاید به دلیل استفاده از بعضی واژگان قدیمی و ناآشنا کمی سخت می شود.
شاعر اهتمام تمام در رعایت وزن و قافیه را داشته است و این هم می تواند عاملی برای دورشدن از بیان احساس مورد نظر شاعر باشد.
نوع شعر هم شاید اشتباها، غزل مثنوی تعریف شده باشد، و مثنوی است.
ابیات زیبایی هم دراین سروده آمده که نباید بی توجه گذشت:
\" با دل چو گفتم این حکایت ، دام برداشت
قد قامتی گفت و به سویش گام برداشت
خود می خرامید و به کویش سجده می کرد
خاطر ز غمهای دگر آسوده می کرد
یکبار ِ دیگر اقتدا بر دل نمودم
آری نماز عقل را باطل نمودم \"

جسارتم را ببخشیدو ادای وظیفه بدانید.
درود برشما.

رضا محمدصالحی
سلام بر جناب افشار گرامی و سلام بر نقد وسلام بر نقد وسلام بر نقد ، نقد این اکسیر جان بخش که متاسفانه کمتر در گیر آن هستیم و چقدر خوشحالم که این باب را در باره ی اشعارم گشودید .
و اما درباره نکاتی که فرمودید توضیحات زیر را نه برای توجیه که برای روشن شدن حضرتعالی وسایر دوستان هنرمندم تقدیم میدارم :
1- « پی ِ دیدن شنیدن » منظور در حیرانی دیدنی کوتاه ماندن و پس از آن از آن دیدنی دوست داشتنی مکرر شنیدن ( شده به زیارت بارگاهی بروید و پس از آن هر بار که از آن می شنوید آرزوی زیارتی مجدد نمایید ؟ )
2- « انبوه گیسویش چه بر هم چیدنی بود ( شب بود ) شب اینجا معنای توضیحی و تشبیهی همان انبوه گیسو است . و مهش( ماه آن ) یعنی ماهی که در دل شب ( رخی که در دل شب یا همان انبوه گیسو ) می درخشد . پس از این توضیح ، کاملا گویا ست که چه چیزی بوسیدنی است ( لبهای آن ماه ) .
3- اتفاقا در مواردی که فرمودید بیشترین سعی در انتقال معانی شده است تا در بند قافیه بودن ( حضرتتان خوب می دانید در مثنوی رعایت قافیه و وزن سختی ندارد که معنی را فدای آن نمود ) بخصوص بیت دوم ( انبوه گیسویش ... که دلیل سرودن شعر از همین معنا شروع شد.
به هر حال از لطف شما کمال تشکر و قدردانی را دارم . یاعلی

گندم  مرادخانی
سلام بزرگوار
اندیشه ی زیبایتان خواندنیست ودلنشین
شادباشیدوشاعر بمانید

رضا محمدصالحی
سلام و سپاس سرکار خانم مرادخانی گرامی

سید حسین حسینی فر
سلام جناب صالحی بزرگوار
سروده ای زیبا و قوی بود
مرحبا

رضا محمدصالحی
سلام جناب حسینی و سپاس حضورتان

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

رضا محمدصالحی

اطلاعات شاعر

شاعر : رضا محمدصالحی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : شاید فردا
نوع شعر : غزل
دسته بندی : عاشقانه
تخلص : -----
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 7069
تاریخ : دوشنبه 6 آذر 1391 14:23
دیدگاه ها : 47
بازدید : 2648

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "حیا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

راز محبت و آشنایی در غزلیات حافظ

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 22,712,380
تعداد صفحات : 11835
تعداد اشعار : 10981
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2016
تعداد شاعران آقا : 1459
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5