آوای دل
worker
worker
worker

شعر : شهریارم نخواب

شهریارم نخواب
جشنی ازفاجعه به پاشد باز، شهرمان را ببین چراغانیست

وسطِ گریه های پاییزیم، در هوایی که باز بارانیست



من حریف هزار و یکشبِ تو ،شهرزاد روایتت شده ام

شهریارم نخواب امشب را ،قصه ی من اگرچه طولانیست



ساکتی در شرایط ِحساس ، آن زمانی که من غزل پیچم

آن زمانی که مطمئن هستی ، حال و روزم عجیب شیطانیست



وسطِ خانگی ترین حبسم ، طبع شعرم به سادگی جان داد

در نگاهم تراکم ابر اَز ، گریه ی کهنه ای که زندانیست



سرزنش می کنی خودت را که :تو دلیلِ سقوط من بودی

یک نفر تا همیشه می ماند، یک نفر هم همیشه قربانیست



منشا ء شرقی غزلها که لای دفتر چه ات به جا ماندند

نسخه های مدرن رویایم ،نوحه هایی به سبک ایرانیست !



اعتراضی نمی کنم دیگر ، به هبوط خودم در این برزخ ...

ننگ بر این دو چهره ی خرداد ، طالعم تا همیشه آبانیست

صنم نافع

آبان نود و یک



دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


فاطمه محمودی
درود بر شما
زیبا سرودید
جاوید باشید

صنم میرزازاده نافع
سلام ممنون از ذوست عزیز

سید حسین حسینی فر
سلام بانو نافع
زیبا سرودید
مرحبا

صنم میرزازاده نافع
سلام ممنون از حضورتون

صنم میرزازاده نافع
با سلام خدمت دوستان آوای دلی
باور کنید با گذشت چند سال از فعالیت در فضاهای مجازی ادبی هنوز این فضا برای من آرام ترین و بی حاشیه ترین است .
درست است که کلا یک عده ای هنجار شکن هستند و تا بازی به نفعشان نیست و کسی حرفی بهشان می زنند بساط قهر و یار کشی راه می اندازند تا به خیال خودشان مهم تر شوند ... اما الحق باید گفت آوای دل صرف نظر از دیدگاههای مختلف شعری ، مکتبی ، ایدئولوژیک ، مذهبی و ... جایی است که هنوز افراد احترام هم را رعایت می کنند و راحت آموزه هایشان را در اختیار هم می گذارند . هدف از گذاشتن این کامنت اول از همه تشکر از نیمای اصغری عزیز بود که همیشه با سکوت و دوستی در کنار بچه ها قرار گرفته و به دور از حاشیه و غرور سایت را به نحو احسن اداره کرده ... وقتی خودم به صورت پارت تایم یکی از اعضای هیات امنای سایت ادبی دیگری شدم واقعا به سختی این کار پی بردم و خیلی زود تر از موعد عقب کشیدم ...
تسلیم من هرگز از آن حیث نبود که به فضاهای مجازی بی اعتماد م ، درست است در این فضا ها بلاخره یک عده خود استاد پندار می شوند و یک عده دارو دسته و به به چه چه گو ... اما مهم رفتار ماست ، مهم این است که ببینیم بابت چه آمده ایم ، از ادبیات چه می خواهیم... و در این سایت ها می شود خیلی چیزها یاد گرفت که مهم ترینش انسانیت است .
نوشتن در ذات اکثر ایرانی هایی که همواره سرشار از احساسات و درد ها بودند وجودداشته خیلی از ما درد دل های مان را در سر رسید ها ، صفحه های ورد ، چک پرینت ها و ... نوشته ایم . اما دوستان اینکه این نوشته ها به شعر یا اثر هنری تبدیل شود بحث دیگری است... خواهش عاجرانه من به عنوان یک دوست آوای دلی این است که هرگز تعصبی روی هیچ نوشته ای نداشته باشیم ... نوشته تا زمانی که هنوز منتشر نشده مال ماست اما وقتی که منتشر می شود مال مخاطب است ، ارث پدری تمامی مخاطبین است ، اگرکسی که چند کار خوب ازش خوانده ایم و یقین داریم خصومتی با ما ندارد نظر بر این داد که کاری شعریت ندارد باید بی آنکه بهمان بر بخورد به شاعرانگی کارمان شک کنیم ! بدون تعصب !
موضوع دیگری که دوست داشتم بگویم کمتر کامنت گذاشتنم پای اشعار دوستان خیلی عزیزم بود چنانچه امروز در صفحه فیس بوک عزیزی مرا متهم کرد که تو فقط در صفحه خودت نشسته ای و منتظری دیگران بیایند و عرض ادب و ارادت و به به چه چه کنند ....
باور کنید من همه کارها را می خوانم اما کامنت گذار خوبی نیستم معمولا وقتی هم کامنت می گذارم درگیری هایی ایجاد می شود که منجر به دل شکستن می شود . دوستان من را از نوشتن کامنت معاف کنید و گرچه نظرتان برایم بسیار عزیز است و دیده اید کلیت خیلی از شعرها را به خاطر نظر دوستان چه در سطح به خیال خودشان استاد و چه در سطح شاگرد عملی کرده ام ... من روی هیچ شعری تعصبی ندارم ...
اگر هم این گمان هست که من در صفحه خودم منتظر عرض ادب و اراداتم خواهشن نظری نگذارید ولی از زبان خودم اگر می خواهید بشنوید اصلا اینطور نیست ... این روزها دوستان واقعی کم پیدا می شوند بیایید قدر دوستی ها را بدانیم بیایید اگر یکی از دوستانمان دارد کاری از جمله انتشار کتاب و یا دادن کار به خواننده می کند ( هرچند این چیزها اصلا افتخار نیست ) کمر دشمنی نبندیم ، خردش نکنیم ! این یک درخواست عاجزانه است

سید محمد مهدی موسوی
درود فراوان بر شما
اول که شعرتان را دیدم با شوق و اشتیاقی باور نکردنی آمدم و تا یکی از شاهکار های شما بزرگوار را ببنیم و تا اندازه معنا از آن بیاموزم و پس از خواندن آن نیز به همین شکل بود و لی پس از این که می خواستم نظر بدم و ابراز احساساتم را به شما هدیه کنم با دیدن این بیانیه عجیب و مهیب میخکوب شدم و تا اندازه ای نه از معنی قابل توجه شعر زیبایتان بلکه از اشتیاق من نسبت به شخصی متین و آرام که همیشه حرف های هرچند تلخ حقیقی را می زند ولی با این حال احساسی عجیب دارد در دلنوشته هایشان را کاستید.
خانم نافع عزیز و فهیم و بزرگوار این ادبیاتی که فرمودید نه در شآن شخصیت والا مقام و بزرگ منش و نیز بزرگ بینیتان است و نه در شآن دوستان ارجمند همراه همیشگی آوای دل عزیز و نیز سایت محترم که به شخصه کمی دلخور شدم - است و نیز اعلام می دارم شما می توانستید به قول خودتان با رعایت احترام به نظرات و عقاید همراهان که فکر می کنم کار سختی برای شخصیت ادیبتان نباشد با احساسی زیبا و ظریف بیان بفرمایید که در آن تبحر خاص دارید که صد البته در این صورت مفید تر و موثر تر خواهد بود و در پایان از شعر زیبا و درک مندتان تشکر می کنم و آفرینی در خور شآن و شخصیت والا مقامتان هدیه می کنم.
و خود من حد اقل از ابراز نظر هیچ شخصی در خط خطی هایم که همین را برای من بس که افتخار می دهند و وقت می گذارند و چشم های زیبا بین و بی آلایششان را بر آن می اندازند و آن را می خوانند نقد و نظر داده اند به هیچ عنوان ناراحت و دلخور نشده ام و نخواهم شد و تا اندازه شعور از آن ها آموخته و خواهم آموخت به یاری خدا - و من در این محفل کمترینم و اگر نظری در رابطه با نظر ارجمندشان داشتم سعی بر این بود و هست که با کمال احترام و رعایت معنا بیان کنم که در پایان از زیاده گویی ها و جسارت خود عذر خواستم و ایشان با بزرگمنشی هایشان بنده را مورد لطف و عنایت قرار داده و نیز راهگشا های عزیز من بوده اند در تمام حالات.
و حال نیز جسارت من را و نیز زیاده گویی های حقیر را به بزرگ منشی خودتان ببخشید گرامی
در پناه خداوند بزرگ منشان همواره و همیشه بمانید.


صنم میرزازاده نافع
سلام به روانشناس عزیز
فکر می کنم شما متن را درست نخواندید
من فقط درخواست کردم که به دوستی ها حرمت بدهیم ... از نقد ها نرنجیم و حتی اگر لازم بود شعر هایی که شعریت ندارند را دور بیندازیم ...ای کاش همانطور که سخنگوی ماهری هستید ... شنونده و خواننده با حوصله و قابلی هم بودید یک بار دیگر متن را بخوانید و ببیند آیا من بیانیه صادر کردم یا از آقای اصغری و دوستان تشکر کرده و درد دل کردم !!!!!!!!


سید محمد مهدی موسوی
درود بر شما
لطف دارید بزرگوار اگر من روانشناس بودم که ... .
عزیز شایسته من هم به همین حرمت گذاری ها و پاره نکردن زنجیره دوستی ها اشاره کردم و گفتم که به نظرات یکدیگر احترام بگذاریم و نیز این را یاد آور شدم که اگر منِ بی سواد نظری را می دهم توقع می رود از شخصیتی والا مقام همچون اساتیدی چون شما به عنوان مخاطبتان به آن احترام بگذارید و پاسخی چه از جهت درستی و غلطی آن در خور شآن بزرگ اندیشتان دریافت کنم و نیز اشاره داشتم که اتفاقا در جایی هم خدمت دوستی عرض کردم که شاید این مخاطب بی سوادتان و بی تخصصتان نظری دهد که شما که در اندرون احساس زیبایتان غرق هستید و من که در بیرون هستم و در پی بی سوادیم همچنان معلق مانده ام چون در شآن شما بزرگوار نمی باشد در جمعی چون من حضور یابید و دنیا را از دید ما نگاه کنید چیز هایی را ببینند که شما نبینید و از زبان هیچ استاد دیگری به دلیلی که عرض کردم که در شآنشان نمی باشد که در جمع من بیسواد حضور پیدا کنند بر نیاید و گل بی خار و عیب خداست و خواهد بود و اگر خدای ما 100% است شما مطمئنا 99.9999999999999999% می باشید و من 0.000000000000000001% هستم و این مقدار ناچیزی اگر با هم جمع شود به اندازه مقدارش به تکامل شما می بخشند و انسان ها همواره در حال تکامل اند و هیچ بنی بشری از ابتدا کامل یا 0 نبوده است و درجه این موجود از شیطان تا خدا در حال تغییر و متغیر است و همانطور که نمی تواند خوب مطلق باشد نمی تواند بد مطلق نیز به حرمت آفریدگار خوب مطلقش که از وجود او است باشد.
و نیز معتقدم احساس آدم ها مانند مقدسات آن ها است و نباید مورد بی حرمتی قرار داشته باشد و اگر این که می فرمایید اثری از آن ها در عرصه احساس زیست دارند و شما می خواهید و می فرمایید به نظر ارجمندتان این اثر باید از هستی ساقط و یا بقول خودتان شعریت ندارد به نظر من درست نیست زیرا حد اقل برای یک نفر شعریت و دارای منزلت و سبک بوده و احساسی در آن جاری است و احساس هیچ وقت نباید مورد تخریب و یا ساقط شدن قرار گیرد و آن خود اوست که او دارای شخصیت و محترم است و اگر اعتقاد دارید شخصیت هرکس خاص خود او و محترم است و همچنین عقایدش نباید مورد توهین و از بین رفت قرار گیر نباید چنین دیدی از سر چشمه شخصیت بزرگوارتان جاری شود و البته و صد البته که می توانیم نقد کنیم به نحوه صحیح آن که به تعالی افکار وی و اثرش مبدل شود و نه تخریبش....!!!و اصلیت نقد بر همین مبنا پایه است.که همان 99/9999999999999% شما + 0.0000000001من است. و امیدوارم که اینطور باشد.
با تشکر و سپاس از شما
موفق و پیروز باشید

رضا حیدری نیا
درود بانو نافع .شعر زیبایتان را در فیس بوک خوانده بودم و اینجا هم از خواندنش لذت بردم.امیدوارم شاد و موفق باشید.درود

صنم میرزازاده نافع
سلام آقای حیدری
ممنون زحمتش رو به شما هم داده بودم ممنون از راهنمایی هاتون و بالاخره اوت بیت کذایی هم ویرایش شد !
راهنمایی دیگری اگر دارید در خدمتم


رضا حیدری نیا
درود بر شما.اختیار دارید.مهم این است که ویرایش نهایی اصلاح شده توسط خودتان است و نظر ها را شنیده و در نهایت نظر خودتان را قرار داده اید.بسیار زیباست.برقرار باشید

میثم سهرابی
درود بانو نافع
اول اینکه شعر زیبایتان خیلی به دلم نشست!!!!واقعا لذت بردم
احسنت بر این احساس
من حریف هزار و یکشبِ تو ،شهرزاد روایتت شده ام
شهریارم نخواب امشب را ،قصه ی من اگرچه طولانیست
و دومم اینکه نوشته یا بهتر بگم حرف دلتونو تا اخر خوندم و در شگفتم که چه زیبا حرف دله خیلی از شاعرای(یکیشم خود من که البته اسم شاعری برام هنوز خیلی زوده!!!) این سایتو زدید!!!!امیدوارم روزی برسه که به گفته ها توجه کنیم نه صاحب گفته ها!!!!
پاینده باشید

صنم میرزازاده نافع
سلام دوست عزیز
اتفاقا بیتی که دست روی آن گذاشتی همان بیتی هست که مرا اذیت کرد و ویرایش نهایی این کار را یک ماه به تعویق انداخت

ممنونم که با من و درد دلهایم همراه شدید

علي صفاريان
درود خانم نافع گرامي
غزل زيبايي بود در حال و هواي كلامي و وزن دوري مورد استفاده خيلي از كارهاي پست مدرن
اين بيت را خيلي دوست داشتم:
سرزنش می کنی خودت را که :تو دلیلِ سقوط من بودی
یک نفر تا همیشه می ماند، یک نفر هم همیشه قربانیست
و با تركيب \"منشا شرقي غزلها \" مشكل دارم احساس ميكنم تا حدي كليشه شده و از زبان اين شعر دور است...
در مورد كامنتها و به به و چه چه ها هم جاي نگراني نيست، با گذشت مدت كوتاهي از حضور در يك سايت مي توان فهميد كدام نظرات _ چه تعريف و تمجيد باشد چه انتقاد ... _ بدور از تعارف و تعصب و برگرفته از دانش و سواد شعريست.
برقرار باشيد

صنم میرزازاده نافع
سلام دوست عزیز
ممنون از نظرت
در خصوص منشا شرقی غزل ها چند شاعر دیگر هم این نظر را داشتند اما نمی دانم چرا خیره سری کردم و تغییرش ندادم .... دیدی گاهی آدم متوهم می شه که بیت بیت خوبی هست منم دچار اون حس شدم انگار
ممنون ازتون

مانی سرخابی
سلام شاعربزرگوار ببخشید این کامنت را با موبایل مینویسم اگر کمی مخدوش است شعر بسیار زیبایی سرودی باور کنید توانایی شما بسیار بالا میباشد آنروز که خداحافظی کردم به دلیل اینهدر سروده شما که خود بعدا اصلاح کردید ...چتر خود را بسته ام در زیر باران میروم ...من اشارت وکردم که کلمه خود به تنهایی هجای بلند است ولی ولی آقآی سید مهدی ابوالقاسمی قبول نمیکردند حتی مثالی از حتفظ آوردنو که باز برای قانع کردن من بود هر چند خود جواب خودش را داده بوده است..مصراع این بود...بشنو این نکته که خود را زغم آزاده کنی..در ابنجا شعر بر وزن فعلاتن میباشد و با تقطیع متوجه میشوید که کلمه خود به تنهایی هجتی بلند است..ولی اسرار داشتن که کوتاه است ...من دلم شکست به خاطر اینکه جناب جعفر سرخی و جناب حیدری دنیا هم اشتباه ایشان را تایید کردند و مرا محکوم..من رفتم ولی دلم سوخت چرا باید شاعر تو

صنم میرزازاده نافع
سلام
تا جایی که یادم می آید کسی که اشتباه کرد شما بودید نه آن سه بزرگوار و البته اصلا ایرادی نیست اشتباه از همه ما سر می زند و من کلا با قهر و جلب توجه مخالفم چه سایت چه فیس بوک و چه ...
این ها ترفندهای اخلاقی برای کسب محبت نیست ... شما لطف کردید که کار من رو خوندید اینجا آمدیم از هم یاد بگیریم من ازشما و بزرگواران و شما هم از بزرگواران کامنت طولانی که نوشتم فقط بابت این بود که یاد بگیریم منطقی تر رفتار کنیم ... ادبیات و شعر مسابقه و میدون جنگ و کل کل که نیست وادی احساسه و ما احساس هم رو می خونیدم و با تیشه احساس چکشش می زنیم ... اگر هم کاری شعریت نداره به طرفی که دوست داریم صادقانه می گیم


رضا حیدری نیا
جناب سرخابی .من اگر چیزی را تایید کردم حتمن خودم احساس کردم آنگونه درست است.اگر مشکلی داشتید پای همان شعر خودتان و با طرح همان شعر در نظرات سروده ی خودتان مطرح باید می فرمودید.چه ربطی دارد به خانم نافع؟دوم اینکه دوست ندارم نام مرا در تایید یا رد چیزی در کنار دیگران قرار دهید که جنبه ی باند و باند بازی پیدا کند.حالا هم بفر مایید کدام سروده تان تا دوباره بیایم و بخوانم تا اگر دلتان شکسته فکری به حالش بکنیم و این طرف و آنطرف ننشینیم از هم گله کنیم و بخواهیم اینگونه حلش کنیم.من برای نام واثری که از خود بجا می گذارم ارزش قائلم.این درست نیست که بی آنکه روح من هم خبر داشته باشد بنشینید و در صفحه ی شعری که ربطی به موضوع ندارد از من بنویسید و انتقاد کنید.ممنونم.بفرمایید کدام شعر تا با هم صحبت کنیم .

مانی سرخابی
ادامه..وای باور کنید شعر های شما زیباست و نیازی به نقد من ندارد اگر جسارت کردیم ببخشید..امیوارم روزی بدرخشید و مطمین هستم همین است چون ای سروده شما فوق العاده است..خوشحالم که شعر قبلی را اصلاح کردید و من تاثیر نقد خود را دیدم..و با افتخار همیشه سروده شما را دنبال میکنم شاد باشید خواهر گرامیم

علیرضا  قربان خان
سلام جناب سرخابی گرامی

خوشحالم که حضور دارید و زیارتتان می کنم . بحث تقطیع را به درستی نمی دانم به گمانم وزن این مصرع : فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن باشد که در رکن اول به فاعلاتن تبدیل شده است و تقطیع رکن مورد نظر اینگونه است :
ته / که / خود / را
ف / ع / لا / تن
===

برقرار باشید و التماس دعا



مانی سرخابی
سلام عليرضا عزيز ...برعكس نوشته ام ..ان سه عزيزدرست نوشته اند من اشتباه كرده بودم..عذرخواهي ميكنم از شما خواهرم و اين سه دوست عزيز و بزركوار...روم سياه..بعضي مواقع ادم هنك ميكنه ...موفق باشيد و بدرخشيد

گندم  مرادخانی
سلام عزیز
همیشه از سروده هات لذت میبرم وبه اوج میروم عالی بود عالی

سرزنش می کنی خودت را که :تو دلیلِ سقوط من بودی
یک نفر تا همیشه می ماند، یک نفر هم همیشه قربانیست

صنم میرزازاده نافع
دوست عزیز این که کنار منی
این که برام وقت می گذاری
این که جواب بی مهری های ناخواسته من رو با محبت می دی من رو شرمنده می کنه دوستت دارم

مهدی ذوالفقاری
درود خانم نافع گرامی
شعرتان مثل همیشه فوق العاده است. انشاء الله که بیشتر ازتون بخونیم. در مورد اون ترکیب \"منشا شرقي غزلها\" که یکی از دوستان فرمودند هم به نظر من یکی از بهترین تعابیر در این شعرتونه که بار مفهومی بالایی رو منتقل می کنه.
اعتراضی نمی کنم دیگر ، به هبوط خودم در این برزخ ...
ایام تسلیت

صنم میرزازاده نافع
سلام ممنون از شما
باز هم من تعصبی ندارم
اگر ده نفر بگن منشا شرقی رو حذف کن قطعا می گردم و براش جایگزینی انتخاب می کنم اما فعلا موافقین و مخالفین مساوین
ممنون بابت تسلیت بر شما هم همچنین

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

صنم میرزازاده نافع

اطلاعات شاعر

شاعر : صنم میرزازاده نافع
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : غزل
نوع شعر : غزل
دسته بندی : معناگرا
تخلص : صنم
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 6935
تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1391 8:48
دیدگاه ها : 53
بازدید : 1612

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "رؤیا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

سکته ملیح

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 23,182,762
تعداد صفحات : 11836
تعداد اشعار : 10982
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2016
تعداد شاعران آقا : 1459
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5