آوای دل
d
d
d

شعر : ظاهرا این روزها در جلد انسان می روم !

ظاهرا این روزها در جلد انسان می روم !


چترِ را بستم وَ دارم زیر باران می روم

خیس ِ خیس از باورت تا مرزِ عرفان می روم



روز و شب خون دل انگور را نوشیده ام

آنقدَر مستم ببین افتان وُ خیزان می روم





گرچه همواره مصیبت ها شکستم داده اند

باز با سرنیزه توی قلبِ بحران می روم





از \\\"تبارِ خونی گلها \\\" به دنیا آمدم !

ظاهراً این روزها در جلدِ انسان می روم



مرد و زن همواره در کُرنای* من نالیده اند

عاصی از دنیا شدم ، سمت ِ نیِستان می روم



\\\"اقرا بسمِ ربِّ \\\" بر لبهای من جاری شدَست

از سیاهیِِ حرا تا نور قرآن می روم





یا خدای قرن را در عمقِ رویایم بریز

یا که در آغوش ِ او اینبار عریان می روم !



مهر 91 صنم نافع

توضیحات تکمیلی

• کُرنا = نفیر
دل نوشت :
2-چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت ! (سهراب سپهری )
2-مرا به زوزه ی دراز توحش
درعضو جنسی حیوان چکار
مرا به حرکت حقیر کرم در خلاء گوشتی چکار
مرا تبار خونی گل ها به زیستن متعهد کرده است
تبار خونی گل ها میدانید ؟ ( فروغ فرخ زاد )
3- کز نیستان تا مرا ببریده اند / در نفیرم مرد وزن نالیده اند ( مولانا)

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


رامین رضایی
سلام زیبا بودخانم خوب میسرایی

صنم میرزازاده نافع
سلام ممنون از محبتتان

محمد  نازنینی
سلام بر بانونافع(صنم خانم)
بشارت باد براهالی دل آوا زین شرار اشعار زیبایتان
آفرین براین حسن سلیقه وشور وهیجان جاری در شعرتان
جالب و دوست داشتنی بود...
من در موردیکی از ابیات پیشنهاددارم که تقدیم میکنم.
در نفیرم مرد وزن آنقدر.......ها.......نالیده اند
فقط بااین مصرع موافق نیستم . چون ...که ....وقفه ایجاد میکند در حالیکه اگر با ...ها ....خوانده شود سلیس تر وروانتراست
شاداب وبهاری باشی

صنم میرزازاده نافع
سلام جناب نازنینی ممنون از بیت پیشنهادی
لطف کردید شعر مرا خواندید

میر هومن هاشمی
سلام و درود بر شما خانم نافع
قلمتان سبز بانو.../

صنم میرزازاده نافع
سلام
زندگیتان سبز

مینا محمودی
سلام صنما
شعرت محشر بود سرشار از معرفت وزیبایی

صنم میرزازاده نافع
سلام گل مینا
لطف داری عزیزم

احمد رضا حضرتی
سلام بر بانو نافع گرامی

زن بودن و آزار دیدن همیشه بوده و شدت و ضعف آن هم منوط به افکار دست اندر کاران بوده
اینکه توحش همیشه خواسته آزادی های فردی را با تمکین جا بجا نماید و باز اینکه عده ای از بانوان پیش رو خواسته اند جایگاهشان را مشخص نمایند و حقی را احقاق نمایند و دور باطلِ فریاد و گوشهای کر ،هیهات
خاص بودن سروده های شما مبین اراده محکم شماست و قابل احترام

شاد باشید بانو ،یاحق

صنم میرزازاده نافع
سلام جناب حضرتی ممنون ار کامنتتان

سید محمد مهدی موسوی
سلام و درود فراوان خدمت شما سرکار خانم نافع عزیز
آفرین بر شما با این سروده ناب و غزلی واقعا غزل...!
بیش از همه ی ارکان شعر زیبایتان روانی و شیوایی کلام در آن تآثیر گذارتر بود که ریتم و آهنگی قابل توجه و درخور شایسته را داشت .
با این که مثل همیشه دارای مزمون و محتوایی تلخ و نا امید کننده در آن موج می زد...!
گر چه هم اگر واقعیت باشد...!
و از شما در راستای این موضوع در خواست می کنم کمی به زیبایی ها و امید ها و بخشش ها گر چه که 0.00001% هم باشد توجه کنید و این درصد کم و کمیابی آن است که مثل الماس آن را گرانمایه و ارزشمند و جزء ارزش ها قرار داده است.
و اگر ضد و مخالف آن وجود نداشت یعنی پلیدی و زشتی در دنیا موجود نبود آن حتی دیناری دارای ارزش و شناخته شده و مشهور و محبوب نبود .
یعنی زشتی در مقابل زیبایی و امید که واقعا هر وقت نام نامی آن بر زبان جاری می شود انگار آدامس اکالیپتوس را می جوم و نفسی خنک و راحت و آرامش بخش را می کشم در مقابل یآس و نا امیدی که بار ها و بارها به آن در تمدن بشری و انسانیت به آن توجه بسزایی شده است.
و بخاطر توجه و فرهنگ سازی(اینجا نگید چرا فقط من - آخه من یک نفر چه تآثیری می توانم داشته باشم-{قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود})خیلی ساده و بی آلایش در این زمینه توجه کافی را داشته باشید.
با تشکر و سپاس و زیاده گویی اینجانب را ببخشید.
این را بعنوان یک نظر گفتم نه چیز دیگری که اغلب مردم در باره آن فکر می کنند.ما می توانیم با هم حرف بزنیم - ما قادر خواهیم بود تبادل نظر کنیم و در باره آنها فکر و تصمیم گیری و بهترین نتیجه را داشته باشیم و تا سر حد کمال خود را پیش ببریم .
کمال در خیلی چیز هاست ....!!!
در پناه خداوند بمانید.

صنم میرزازاده نافع
سلام دوست عزیز
فکر می کنم توی سایت ادبی عضو شده باشم نه سایت روانشناسی!


رضا حیدری نیا
درود فراوان جناب موسوی.
نظرتان را خواندم و قبل از هرچیز باید عرض کنم که از شما شگفت زده شدم.به دلایلی که عرض میکنم.
دوست من قبل از هرچیز باید عرض کنم که شعر هر شخصی بیانگر احساس اوست و قضاوت در مورد اشعار دیگران به نوعی قضاوت در مورد احساس آنان است.قطعن از آنجایی که نمی توان با یک جمله احساس کسی را زیر سوال برد با یک شعر هم نمی توان احساس کسی را محکوم به نا امیدی کرد.اینچنین قضاوتهایی بنظر من عجولانه است.
مورد دوم در مورد نظرتان است.
فرموده بودید :

و اگر ضد و مخالف آن وجود نداشت یعنی پلیدی و زشتی در دنیا موجود نبود آن حتی دیناری دارای ارزش و شناخته شده و مشهور و محبوب نبود .
من بی نهایت با این گفته مخالفم.به قول شیخ محمود شبستری :
من و ما و تو و او هست یک چیز
که در وحدت نباشد هیچ تمییز
حلول و اتحاد اینجا محال است
که در وحدت دویی عین ضلال است
تضاد زاییده ی ذهن ماست.در طبیعت تضادی در کار نیست.آیا شیری که آهویی را می درد از او خشمگین است؟آیا شیری که حمله نمی کند کیفش کوک است و از وضعیت قلمرو اش راضی است؟
یکی خوشحال است و یکی ناراحت؟
در جای دیگر فرمودید امید چیز خوبیست در قبال نا امیدی.اصلن اینگونه نیست بزرگوار.امید و نا امیدی از یک جنس هستند.بسته به نگاه شماست.امید میل تحقق یک خواسته است و نا امیدی هم میل تحقق یک خواسته است که سرکوب شده است.امید و نا امیدی اشکال متفاوت تجلی یک میل هستند و عین هم عمل می کنند فقط یکی با ظاهری آراسته تر آنهم دوباره از نگاه شما.
و اما دوست من فرهنگ یعنی چه؟
فرهنگ یعنی بستری که در آن فارغ از قضاوتهای شخصی بستری فراهم شود که در آن خوبی ها قادر به شکوفه کردن باشند.فرهنگ سازی چیزی جز این نیست.
در نظر دادن در مورد اشعار و احساسات دیگران باید خیلی عمیق تر نگریست.بگذارید فرهنگ گفتگو از این نقطه آغاز شود.گاهی این فرهنگ در دل حتی گفتگو نکردن نهفته است.
جسارتم را ببخشید چون اهل گفتگو بودید بیان کردم.برقرار باشید.


سید محمد مهدی موسوی
با سلام مجدد خدمت شما سرکار خانم نافع
زیرا این روز ها در جلد انسان می روم...!
عذر خواهی من را پذیرا باشید...!
به نظر منطق (که منطق فقط نباید نقل قول از کسی و همچنین در کتابی نوشته شده باشد زیرا با کمی جستجوی نا قابل در خود در می یابیم که منطقی در ما وجود دارد که بر همه منطق ها ارجع تر است و آن عقل که مشهور نا معروف است.)کلمه ادب به معنی دانش و ادبیات به معنی دانش ها در آن گنجانده شده است پس از قرار معلوم که از نام آن پیداست روشن می شود این علم طیف گسترده ای از عناصر هستی را در خود گنجانده است که می توان به:عناصر حسی مانند احساس - نفرت - عشق - دوستی - دشمنی و ... را نام برد . این علم گسترده فراگیر نیز دارای ارکان اصلی نیز می باشد که می توان به : فلسفه - عرفان - اغراق - انسانیت - علمی و معنوی و مادی و مدنی و... و حتی روانشناسی اشاره کرد که می توان گفت اصلی ترین رکن آن می باشد که نمونه بارز آن حکیم ابوالقاسم فردوسی و از همه مهم تر مولانا جلال الدین بلخی را نام برد که متاسفانه از موضوعات ارزشمند نهفته در آن در کشور زادگاهش آن طور که در خور شایسته است بهره برداری نمی شود و یا حتی اصلا نمی شود! و باز مایه مباحات است که لا اقل در کشور های دیگر به آن توجه می شود که اصل آن این است یعنی محدود به منطقه نمی باشد بلکه گستره ی آن در خدمت تمامی تمدن بشری و انسانی است،که نمونه آن مثنوی معنوی و دیوان شمس این بزرگ مرد است و در کشور ایالات متحده آمریکا و کانادا و انگلستان و آلمان و ... به جز زادگاهش که این به نوع خود ستم و ظلم بزرگی در حق وی است که هم وطنانش آنقدر که لازم و در خور شان و منزلتشان است که این گوهر ناب را در منابع خود دارند از اندیشه های وی اطلاع و بهره کافی را نبرده اند و آن را مانند متنی معمولی می خوانند ، که در این کشور ها آن ها را به خوبی درک نموده و همچنین استخراج نموده و در اختیار دانش آموزان و دانشجویان خود در مدارس و دانشگاه ها قرار داده است مخصوصا به بحث روانشناسی که جنابعالی تاکید بر جدایی این دو را دارید.
شعر و ادب مستقیما با روحیات آدم ها سر و کار دارد و موضوع غیر قابل انکاری است در غم های او نقش دارد در شادی ها پیروزی ها و... .
پس با تو جه به این مطالب با اجازه با حرف شما مخالفت کامل را اعلام می کنم و آن را در رابطه زیر به اثبات فرمولی می رسانم که عبارت است از:
ادب و ادبیات و سایت ادبی=روان و روح و روانشناسی و سایت روانشناسی و شناختی و ...خیلی موضوعات دیگر.
با تشکر و سپاس از جنابعالی
خداوند یار و یاورتان

موسی عباسی مقدم
سلام خانم نافع شعرتان بسیار زیبا بود ولی
من واژه سر نیزه را که نماد خشونت هست در این غزل لطیف شما نپسندیدم همچنین واژه عریان شدن راموفق و پیروز باشی

صنم میرزازاده نافع
سلام
ممنون این همه سلیقه شماست و محترم

موسی عباسی مقدم
سلام خانم نافع شعرتان بسیار زیبا بود ولی
من واژه سر نیزه را که نماد خشونت هست در این غزل لطیف شما نپسندیدم همچنین واژه عریان شدن راموفق و پیروز باشی
مسعود میناآباد
سلام :
خانم صنم میرزاده نافع
از به به و چه چه های آبدوغ خیاری متنفرم و معتقدم که افریننده هر اثری باید نهایت سعی خود را در ایده ال بودن اثر خود بنماید وبعد در معرض نمایش بگذارد تا صاحب نطران بر آن نقد نهاده نقطه قوت ویا نقطه ضعف احیانی آن اثر مشخص و آرایش یا پیرایش گردد ؛
نظر عام ( غیر متخصص ) نیز به جای خود مخفوظ
مگر اینکه پدید آورنده اثر خود صاحب سبک بوده ازان دفاع و به اثبات برساند
این نظر بنده است تا روش سایت وزین آوای دل چه باشد !
با این اوصاف وبا یکی دو هفته آشنایی با سروده هاتان این توانایی را در شما میبینم که سروده های بدون نقصی پدید بیاورید - چرا عجله ؟!
غزلتان زیبا با احساس بود - سپاس - ولی یکدست و بی نقص نبود
که عرض کردم « صاحب نظران » باید نظر دهند و ماهم بیاموزیم .
معنی « خدای قرن » هم برایم روشن نبود
در یکی از صفحه ها هم که نویسنده محترم نوشته بود که اصلا \" نقد را نمیپذیرم !
بقول معروف :
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آنکس که نداند ونداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
.........................................
........................................
.
باز هم تشکر از غزل خوبتان

صنم میرزازاده نافع
سلام از لحن کامنت شما خوشم نیامد
با واژه آبدوغ خیار کل دوستان عزیز آوای دلی را زیر سوال بردید !
اینجا صفحه من است و اگر نقدی دارید در خصوص شعر من بگویید پای دیگران و داستان های حاشیه ای را وسط نکشید و اگر به قول خودتان متخصص هستید نقد تخصصی ارائه بدهید تا ما هم بخوانیم و یاد بگیریم !!!!!!!!!!!!!!
نه اینکه صرفا از این خوشم نیومد از اون خوشم نیومد ! این نوع نقد سطحی هم در حد سایت وزین ادبی نیست


مریم  وزیری
كاش به جاي اينكه اعضاي سايت رو زير سوال ببريد..نقدتون رو مي فرموديد تا ماهم استفاده كنيم...


آوای دل
دوست گرامي اگر توانايي نقد و بررسي آثار ادبي را داريد لطفا توضيحات كامل را بفرماييد تا همه دوستان چنانچه مطلب شما بار ادبي داشت ازون استفاده كنند
وگرنا اينكه بگوييم شعر بي ايراد نيست ولي توضيحي ننويسيم كمي نادرست است .
نظرات هر شخصي در هر جايگاهي قابل احترام است پس لطفا نظرات و ديدگاه هاي ديگران رو زير سوال نبريد

از توجه شما گرامي سپاسگذاريم
لطفا


مانی سرخابی
درود جناب مینا زاده
میدانم که هدف در این مکان شعر میباشد

ولی خواهشمندم به پاس اساتیدی که در این سایت عزیز هستند خویشتن داری کنید

من به نوبه خود شاگرد همه شما هستم و دست همه شمارا میبوسم

قلم توتم و با ارزش است

اگر دوستی از قلم شما برنجد ایا احساس رضایت میکند من

شاعر تنهاست و شعر اعجاز است

بیاییم با هم به تعالی شعر و ادبیات فکر کنیم گ

وبا لبخند میهمان کنیم اگر هم نقدی باشد

دوستتان دارم شاگرد همه شما عزیزانم
999


مانی سرخابی
عذر خواهی میکنم برادر و دوست نازنینم جناب مینا آباد


مسعود میناآباد
سلامی دوباره
بانوی گرامی صنم میر زاده نافع
بله حق با شماست شاید جمله اولم را میبایست به شکل دیگری بیان میکردم
اما منظورم بطور عام بود نه خاص و در ادامه نیز توضیحاتم بیانگر همین مطلب است
در مورد صفحه شخصی با شما موافق نیستم اگر وبلاگ شخصی بود بحث دیگریست
کامنت فوق نیز جنبه درد دل بود نه نقد
چطور میشود که در یک صفحه به عنوان شعر ، «یک انشای در حد کلاس ابتدایی » نوشته شده باشد و کامنت « به به به این شاعرانگی و احساس زیبا » گذاشته شود ودر مقابل یک شعر فاخر و بی نقص نیز همان کامنت گذاشته شود ؟؟!!
عرض کردم که درخواست من از دوستان بطور عام بود که امر بر کسی مشتبه نشود وحد اقل من نوعی بدانم که ضعف و قوت من در نوشتن کجاست تا در رفع نکات ضعف و تقویت نکات قوت بکوشم مصداقش را نیز در بالا به عرض رسانده ام : آنکس که ........................................ والخ
با درود به خانم وزیری نیز عرض میکنم که نقد را واگزاریم به صاحب نظران و اساتید متخصص و چنانچه نقدی از این بنده حقیر خواسته شود در حد بضاعت این حقیر خواهد بود
ایراد بنده به اعضای محترم سایت نیز همین بود که فوقا\" اشاره نمودم
به هر حال اگر تکدر خاطری پیش آمده ویا بر داشتی غیر از آنچه منظورم بوده است پیش آمده از نارسایی زبان الکن بنده است و پوزش
معنی « خدای قرن » بازهم برایم تفهیم نشد !
در نهایت هیچکدام این ها ارزش غزل زیبایتان را نمیکاهد
سر فراز و تندرست باشید


رضا حیدری نیا
درود جناب مینا اباد.در اولین نظری که از شما دریافت کردم من نیز آزرده خاطر شدم از لحنتان.شاید لحن شما باعث میشود کسی به نقدتان توجه نکند.دوست من شما این ایراد را نمی توانید به تمام اعضای سایت وارد بدانید.هرکس در نظر دادن مختار است.من دوست دارم نظر الکی و سطحی بدهم.دموکراسی چه میشود.شما نظر خود را می توانید بدهید ولی نمی توانید به سایرین هم بیاموزید چگونه نظر بدهند.این چیزی بود که منتظر فرصت بودم همیشه به شما بگویم.
بگذارید هرکس به روش خود حرفش را بگوید.چه چیزی شما را در جایگاهی قرار میدهد که تشخیص دهید نظرات دیگران هجو است.؟بامیدوارم صدای غرورمان را بشنویم حتی اگر کاذب نیست.گذارید برای نظرات همه ارزش قائل باشیم.برقرار باشید دوست من

سید رضا موسوی
سلام آبجی گلم
چند روز نبودم اومدم دیدم شما شعر گذاشتی با حال و هوای پائیزی به زور میخوایی وصلش کنی به خرداد!!!
به عنوان یه مخاطب که اصلن نمیشناسه شما رو خوندم و خدایی محظوظ شدم
ولی وقتی خودم به جای خودم خوندم پر از غرور شدم پر از افتخار که با آوای دل و شاعرای خیل خیلی خیلی توانا و متعهدش آشنا شدم
مرحبا آجی

درضمن
نـــــــــــــــــرو نرو اگه بری جات خالیه :)

جدی میگم
بری قهریم

صنم میرزازاده نافع
سلام برادر عزیز
می دونی که هرگز غیبت من غیبت کبری نیست
گاهی دلم می گیره و خیلی زود هم باز می شه
گاهی از خودم که می نویسه متنفر می شم گاهی می شم سرشار از شعر
شاید این بارون قشنگ کمک کنه تا نوسانات شدید روحیم رو تسکین بدم !


سید رضا موسوی
آجی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
غیبت صغری و کبری نداره که ؛ غیبت غیبته

راستی؟!!

خواهر من هیچ عیبی نداره اگه دلش بگیره ابری بشه بباره همش به خودش ربط داره ولی اینکه همیشه شعر ازش میتابه به دور و برش انکار نشدینیه پس لطفا شایعه درست نکن برای خودت .
آجی همه ما زندگی شخصیمونم داریم من اینو درک میکنم پس امیدوارم هر جا هستی شاد و تندرست باشی

خلاصه آقا جان کم رنگ نشو اینجا که همه دوست دارن شعراتونو بی انصافیه اگه نباشی

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

صنم میرزازاده نافع

اطلاعات شاعر

شاعر : صنم میرزازاده نافع
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : غزل
نوع شعر : غزل
دسته بندی : عرفانی
تخلص : صنم
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 6262
تاریخ : يکشنبه 30 مهر 1391 10:56
دیدگاه ها : 99
بازدید : 2157

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "شقلق" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

افطاری

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 24,457,411
تعداد صفحات : 11832
تعداد اشعار : 10978
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2015
تعداد شاعران آقا : 1458
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5