آوای دل
worker
worker
worker

شعر : باور م کن

باور م کن
باور کن مرا



لحظه ها بی تو سنگین است



خنده ها بی تو گریان



دریا غمگین است و سرگردان



امواج هدف را گم کرده اند



کوه ها چین خورده اند



و سر بزیر انداخته اند



آهوی دشت رمیده



ماهی حوض خانه دلش گرفته



همسایه ما دیگر فریاد وا حیرتا سر نمیدهد



خون در رگ زمان منجمد شده



من در گوشه ایوان خانه دلم گرفته



سر به زانو بر ده ام



مادررررررررررر............... ! اگر کنارم بودی !!



در این غربت و تنهایی



حتما می گریستی



دیگر بخشش معنی ندارد



دروغ زیبا ترین راستگویی است



زیبایی ، زشتی آرایش شده ای است



دیگر کسی باور ندارد حقیقت



کذب ، در حقیقت جاری است



حق بسان تار مویی است که در میان دستان می شکند



رودها هم تصمیم خودشان را گرفته اند



می خواهند بر خلاف مسیر شان جریان داشته باشند



ابرها از گریستن خسته شده اند



زمین ، خشکسالی را میخواهد



خورشید هم از تابش پشیمان شده



مهتاب خودش را پنهان میکند



هیچ باوری وجود ندارد



آدم بزرگها ، کودکانه رفتار می کنند



تا جهالت خودشان را پنهان کنند



و با اشک دیگران ، خودشان را غسل دهند



آزار و رنجاندن ، دیگر زشت نیست



زشتی ، همان کلمه بزک شده است



که در باور ما خودش را جا داده



خدایا تو باورم کن



که باوری خسته ام

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


رسول سعادت نیا
درود به بانوی زیبا دل و ارجمند
باز سروده ای دیگر از بانو راسخ که بسیار کوشا وپر احساس است و در سرودن بی شکیب


...پایدار باشید
علی لواف
doroud bar banoye shero
emroz sevomin sherist ke az hsomakhandam
lezat bordam va amokhtam
piroz bashid
مینا محمودی
سلام ژیلای عزیزم
تاحالا شعری هرجند زیبا اما مایوس کننده از شمانخوانده بودم
محسن  مهرپرور
خدایا تو باورم کن
که باوری خسته ام


سلام بانو راسخ . خیلی زیبا و با احساس سرودید
مهدی چراغی
سلام بانو راسخ عزیز...
حس زیبای شما ستودنی است...
اما دوست شاعر کمی اطناب داشت...
همیشه شاعر بمانی
تا بعد
بنفشه ابوترابی
بانو

دریای احساستان چقدر آبی ست...چقدر آرام
حسین بستام
درود بانو راسخ عزیز...
مثل همیشه پر احساس بود...
پایدار باشید
اگر به دست من افتد فراق را بکشم سرکار خانم زیبا و پر احساس میسرایید تبریک و دست مریزاد
  • ----
  • سه شنبه 2 اسفند 1390 21:38
علی عبداللهی
سلام

شعر از نظر محتوایی مرا یاد اشعار نصرت رحمانی انداخت
فریدون فارغ
سلام ، حال دلتان چطور است ؟

ژیلا راسخ
سلام آقای فارغ ،من تا به الان اینگونه احوالپرسی را ندیده ونشنیده بودم !

(سلام ، حال دلتان چطور است ؟)

حال دلمان با ااینگونه احوالپرسی به یقین ابری است !!!!!


فریدون فارغ
سلام ، دلواپسی هایتان در شعرتان و دل آزردگی تان در کلماتتان و فریادتان که مادر اگر بودی ، گریه ها می کردی ، سبب شد که بپرسم ، حال دلتان چطور است ؟ متاسفم که نشد آنچه باید می شد . زبان و نوشتار سرچشمه سوءتفاهم است و من اینبار هم این را با تمام وجود درک کردم . فقط حسی بود که در دلم جوشید و گفت یک دل خسته و خسته کلمات را کنار هم چیده تا فریادی بزند از غصه . پوزش مرا بپذیرید که نشد آنچه باید می شد .

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

ژیلا راسخ

اطلاعات شاعر

شاعر : ژیلا راسخ
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : کرشمه
نوع شعر : نثر
دسته بندی : معناگرا
تخلص : ژیلاراسخ
کشور : بلژیک
شهر : آنتورپن
شناسه : AVA-p- 532
تاریخ : سه شنبه 2 اسفند 1390 2:1
دیدگاه ها : 28
بازدید : 1373

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "آب و هوا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

افطاری

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 23,182,790
تعداد صفحات : 11836
تعداد اشعار : 10982
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2016
تعداد شاعران آقا : 1459
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5