آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : اگرم باغچه ای سیب نداشت

اگرم باغچه ای سیب نداشت
دخترک خندید و

پسرک بهتش زد

که چه با دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیده

باغبان تند دوید

سیب دندان زده افتاد به خاک

دخترک رفت و پسر تنها شد...



این شنیدید اما

باغبان ، سیب ، درخت

بد نبودند هرگز

این جدایی همه تقصیر من است

و من اما \"عشقم\"

هجر تلخ دل و دلدار هزاران سال است

جزء لاینفک هر دیدار است



دخترک رفت و پسر تنها ماند

باغبان غمزده شد

سیب پوسید و درخت هم خشکید

و در این بین فقط من ماندم

با همان افکارم

سالهاست که در ذهن من آرام آرام

ضجه ی هر عاشق

میدهد آزارم.

با همان اندیشه

غرقِ این پندارم

اگرم باغچه ای سیب نداشت

قصه با بودن من باز همین بوده و هست

از خودم بیزارم...



توضیحات تکمیلی

جوابیه ای به شعر حمید مصدق،فروغ فرخزاد و جواد نوروزی...
حمید مصدق:

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز،
سالهاهست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت

فروغ:

من به تو خندیدم
چون كه می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیك
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاهست كه در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تكرار كنان
می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق این پندارم
كه چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

جواد نوروزی:

دخترک خندید و
پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود...
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
او یقیناً پی معشوق خودش می آید !
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد !
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


محمدرضا بداغی
درود جناب نجفی عزیز. خوشحالم اولین کسی هستم که شعرتان را می خوانم . جوابیه زیبا یی بود . بهره بردم . شاداب باشید .

محمد نجفی نوکاشتی
سلام جناب بداغی عزیز
ممنون از حضورت بزرگوار. باعث سرافرازی بنده ست حضورتون.
درود بر شما

مهدی ذوالفقاری
درود جناب نجفی عزیز
دل نوشته زیبایی خواندیم.
قلمتان سبز

محمد نجفی نوکاشتی
سلام جناب ذوالفقاری
ممنون از حضورت بزرگوار
موفق باشی

رضا حیدری نیا
درود بیکران بزرگوار.نیمایی بسیار زیباییست.نظراتتان را می خوانم و در توانایی تان تردیدی ندارم ولی اگر جسارت نیست در مورد سروده تان که بسیار بسیار زیباست با نتیجه گیری و مضمونی بسیار شیوا چند مورد را عرض کنم.همانگونه که قطعا مستحضرید وزن پایه ی نیمایی تان :
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن است.
بر این اساس گمان کنم در بخشهای زیر از وزن کمی عدول فرموده اید:
اولین خروج از وزن در واژه ی :
بد نبودند هرگز (که برای ماندن بر وزن حرف (ه) در هرگز باید بیافتد که این صحیح نیست.
همان خطا در اینجا نیز تکرار میشود:
سیب پوسید و درخت هم خشکید(که باز حرف ه در اول هم برای بر وزن ماندن نمی بایست خوانده شود)
و در مورد آخر که احتمالا اشتباه تایپیست :
سالهاست که در ذهن من آرام آرام
سالها هست باید باشد چرا که اگر هست کامل خوانده نشود باز از وزن عدول شده است.
و اما زیبایی های سروده تان بنظر بنده :
اشاره ای بینهایت زیبا و درست و پردازشی محشر و بخشهایی به یاد ماندنی چون:
هجر تلخ دل و دلدار هزاران سال است
جزء لاینفک هر دیدار است
غرقِ این پندارم
اگرم باغچه ای سیب نداشت
قصه با بودن من باز همین بوده و هست
از خودم بیزارم...

درود بیکران بر شما.لذت فراوان بردم گرامی.

محمد نجفی نوکاشتی
درود بر شما جناب حیدری بزرگوار
ممنون از حضورتون و همینطور از نقد زیبایی که فرمودید
در پاسخ شما دوست عزیزم باید عرض کنم هرچند میشه با نکاتی که در ذیل عرض میکنم این مسائل رو نادیده گرفت اما با شما موافقم و بهتر بود که رعایت میشد.
شعر نیمایی برخلاف شعر کلاسیک همونطور که مستحضرید دارای قواعدی هست که این خروج از وزن ها رو میپوشونه. در اشعار نیمایی رکن آخر بنا به نکاتی که باید برای پایان سطرها درنظر گرفته بشه میتونه با تغییراتی بیاد. برای روشن شدن موضوع مثالی رو عرض میکنم...
برای نمونه در شعر زیر، مبنای وزن بر پایۀ فاعلاتن است:
گر به کار خود فرو پاشید (فاعلاتن فاعلاتن فاع)
یا به کار مردم دیگر ( فاعلاتن فاعلاتن فع)
یا بکاهیده زبار خود (فاعلاتن فاعلاتن فع)
یابیفزوده به بار مردم دیگر ( فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فع)
دیده بانی می کنم ناخوب کارهاتان را. (فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعل)

شاعر، برای اجتناب از یکنواختی فاعلاتن های مکرّر، هر سطر را به جای فاعلاتن، با یک هجای سنگین مثل «فاع» یا «فع» و... تمام می کنه.
و نکته دیگر اینکه در خواندن اشعار نیمایی مکث ها بسیار مهم هستند برای مثال در سطر \"بد نبودند هرگز\" باید بصورت \" دند، هر، گز \" و بصورت سنگین تلفظ بشه. این قبیل عدول از وزن و شاید بشه گفت اختیارات شاعری! در اشعار نیما و بیشتر سهراب هم به چشم میخوره.
به عنوان مثال شما در این سطر از شعر جناب مصدق \" من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم \" اگر بعد از همسایه یک مکث کوتاه نداشته باشین نمیتونین روی وزن بخونین.
و سطر \"سالهاست که در ذهن من آرام آرام\" که بهش اشاره فرمودین در شعر اصلی هم شاعر یعنی جناب مصدق هم به همین صورت آوردن: \"سالهاهست که در گوش من آرام آرام\" و متاسفانه اشتباه تایپی بوده.

باز هم ممنون از دقت نظرتون و حضور پرمهری که داشتید.
موفق باشید


رضا حیدری نیا
درود مکرر جناب نوکاشتی
بزرگوار غرض از اطاله ی مطلب تنها آموختن است.با این امید که رنجشی در کار نباشد خدمتتان عارضم که با فرمایشات شما موافقم ولی ارتباطی بین خوانش و عدول از وزن نیست.
در این شعر :
من به چه دلهره از باغچه همسایه - سیب را دزدیدم
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن - فاعلاتن فعلن
وزن به پایان می رسد بعد از فعلن اول و سیب را دزدیدم عبارت بعدیست.مسلم است که به مکث نیاز دارد.ولی در کل این شعر شما هرگز نمی توانید مثالی بیاورید که در آن شاعر حرفی از هجا را بدون اختیارات مجاز شاعری انداخته باشد.این امر خطاست.نه به مکث مربوط است و نه نوع خوانش.ارادتمندم بزرگوار.درود.


محمد نجفی نوکاشتی
سلام مجدد جناب حیدری
فکر میکنم شما نکته ای رو فراموش کردید...
در اشعار نیمایی هر سطر به منزله ی یک مصرع هست بنابراین شما اجازه ندارید در یک سطر وقتی که شعر بر وزن فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن هست دوبار از فعلن استفاده کنید.
مثل اینکه وزن شعر ما مثلا در غزل فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن باشه بعد ما برای توجیه وزنمون بگیم به اینصورت آموردیم: فاعلاتن فعن فعلاتن فعلن
بنابراین باز عرض میکنم در اشعار نیمایی ارزش گذاری برای هر سطر بسیار حائز اهمیت هست, سطر جایی تموم میشه که باید بشه و جایی هم سطر عوض میشه که باید بشه. فکر نمیکنم شاعری مثل جناب مصدق به اشتباه دو سطر رو پشت سر هم بیارن و وقتی سطر به این صورت اومده یعنی اینکه کل عبارت یک سطر هست.بنابراین اینکه شما در یک سطر دوبار از فعلن استفاده بکنین درست نیست.
از طرفی هرگز نمیتونیم ادعا بکنیم که اینجا با دوتا سطر روبرو هستیم چرا که بنابه قاعده ای ÷ایان سطر باید حس بشه و با جدا کردن این دو قسمت هرگز چنین اتفاقی نمیفته.
امیدوارم واضح تونسته باشم توضیح بدم.
موفق باشید و در پناه حق.

حسین رستمی زاده
سلام و هزاران درود بر استاد ارجمند جناب نجفی . زیبا سرودید . زیبا خواندم و بر دل نشاندم . حق یارتان ( حامی )

محمد نجفی نوکاشتی
سلام جناب رستمی زاده عزیز
ممنون از حضور دائم و مسمرتون بزرگوار.
موفق باشید

محسن  مهرپرور
سلام محمد عزیز
بسیار زیبا بود .
پیروز و برقرار باشید

محمد نجفی نوکاشتی
سلام محسن عزیز شاعر غزل های ناب
خوشحالم که میبینمت اینجا.
ممنون از حضورت.موفق باشی

حمید حمیدی زاده
درود بر شما/ نظراتتان را ميخوانم و برايم كلاس درسي است / اصولا يكي از فوايد حضور در اين مجامع بايد همين باشد / اميد انكه اين روند ادامه دار باشد و دل نوشته هاي مرا هم مورد موشكافي قرار دهيد/
سروده تان زيباست ولي جسارتا سوالي داشتم : اگر بخش دوم سروده ( اين شنيديد ...)كلا حذف شود چه تاثيري در سروده دارد؟ شاد باشيد .

محمد نجفی نوکاشتی
سلام جناب حمیدی زاده عزیز و بزرگوار
بنده در حضور شما بزرگوار می آموزم. درود بر شما.
دررابطه با بندی که فرمودید... حتما متوجه شدید که شعر از زبان عشق نوشته شده و بند مذکور درواقع داره عشق رو به عنوان راوی معرفی میکنه به نظرم اگه اون بند حذف بشه شعر یک مقدار گنگ میشه.
ممنون از حضور همیشگی و سبزتون.
در پناه خدا


حمید حمیدی زاده
درود بر شما / ممنون از توضيحات شما/ شاد باشيد.

محمد جوکار
درود بر استاد نجفی بزرگوار

زندانی سیب (استقبال از شعر حمید مصدق )
سیب را دزدیدم
و با حرص و ولع
دندان طمع را فرو بردم
بر تن احساسش
اما
ناگهان
در دهانم
بوی تعفن پیچید
من نمیدانستم که دندان هایم
فرو رفته ، در تن یک کرم .
کرم بیچاره در حسرت پروانه شدن
زندانی سیب شده بود
راستی شما میدانید
که چرا سیب
طعم پروانه نارس میداد ؟

محمد نجفی نوکاشتی
درود بر سرور گرامی جناب جوکار عزیز
حضورتون همیشه مایه دلگرمی بنده ست.
و چه استقبال زیبایی از شعر جناب مصدق نوشتید.
ممنون از شما بزرگوار...

فاطمه نوری
سلام آقای نوکاشتی
خیلی قشنگ بود....
همیشه این شعر مصدق و فروغ رو دوست داشتم... احساس قشنگی توشون هست... الان شعر شما و آقای نوروزی هم بهشون اضافه می کنم... نه به عنوان جوابیه ها... به عنوان احساس ها ی متفاوت... عالی بود

محمد نجفی نوکاشتی
سلام خانم نوری گرامی
نظر لطفتونه بزرگوار. افتخاریست برای بنده. بله واقعا همینطوره، این شعر جناب مصدق شاهکاریست که هر کس رو وادار به نوشتن میکنه،شعر زیبا و ماندگاری که کمتر مانندش پیدا میشه...
درود بر شما و ممنون از حضور پرمهرتون.

میثم سهرابی
درود بر شما جناب نجفی عزیز
احساس نابی دارید که باعث تولد شعرای نابی تو شما میشه!
واقعا لذت بردم
موفق باشید

محمد نجفی نوکاشتی
سلام دوست عزیز و بزرگوارم .خوشحالناب سهرابی
ممنون از لطفی که داری. خوشحالم از حضورت

صديقه مقدم
باز هم سلام و درود استاد بزرگوارم
تجربه ي دل انگيز شعر استاد مصدق, فروغ و تمام شعرهايي که بوي سيب ميدهد دو چندان شد, حديث عشق بود اينبار! کلام عشق بود شعر شما... و عشق, چه عاشقانه از درد عشق گفت!

اگرم باغچه ای سیب نداشت
قصه با بودن من باز همین بوده و هست
از خودم بیزارم...
واقعا که هر چه هست ميرود و ميپوسد و ميخشکد, و آنچه خواهد ماند .....عشق.....
عاشقانه هاتان مستدام , در پناه حق

محمد نجفی نوکاشتی
سلام خانم مقدم گرامی...
از لطف بی دریغتون به نوشته هام واقعا سپاسگذارم. همیشه شرمنده م کردین.
بله واقعا چیزی که میمونه فقط عشقه، اون هم با هزاران درد جدایی که به چشم دیده...
درود بر شما و در پناه خدا

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

محمد نجفی نوکاشتی

اطلاعات شاعر

شاعر : محمد نجفی نوکاشتی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : محاکمه عشق
نوع شعر : شعرنیمایی
دسته بندی : نظیره نویسی
تخلص :
کشور : ایران
شهر : رشت
شناسه : AVA-p- 4793
تاریخ : يکشنبه 5 شهريور 1391 4:0
دیدگاه ها : 50
بازدید : 1668

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "لق" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

درآمدی بر نقد

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 20,953,578
تعداد صفحات : 11848
تعداد اشعار : 10994
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2018
تعداد شاعران آقا : 1460
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5