آوای دل
d
d
d

شعر : استخوان هایت

استخوان هایت
به سمت شهادت می روم

آنقدر مصمم ...

که صدای موشک و آژیرِ خطر انگار

وضعیت سبز را نوید می دهند!

من از لابه لای استخوانهای خرد شده ات

آخرین پوکه عشق را درآوردم

و می خواهم باخاک خونمرده

خالصانه تیمم کنم

دیگرهیچ قاعده ی شرعی نمی تواند ما را به هم حرام کند

و امشب با خیال راحت

بهانه های زنانه را

با جمجمه ات در میان می گذارم

خجالت نکش

من به تو محرمم !

اینجا منطقه مین است

و وقتی گردن بدون پلاکت را می بوسم

کسی جرات ندارد بیاید و ما را دستگیر کند!

با من بیا

با من تا پشت دور افتاده ترین سنگر بیا

بگذار تابوتت حجله مان شود!

می خواهم با شهامتی که سوخت در آمیزم

که درست در عمیق ترین لحظه ی هم آغوشی با استخوانهایت

شهوت عاشقانه ام منفجر شود!



صنم نافع آبان 90- استانبول





دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


علی عبداللهی
سلام گرامی
سپاس
آموختم

آن شاه که در کامِ دلم نامور آمد
از آلِ رسول ست که بر او سپر آمد
وقتی که همه قصد به خونش نمودند
او یار شد و با گلِ بستان دگر آمد
سید رضا موسوی
اجازه هست هم وطن؟

اهل عالم بشنوید این زمزمه
نام من عبد حسین فاطمه
من هوس را از درونم رانده ام
چون کتاب عاشقی را خوانده ام
روز اول تا که چشمم باز شد
درس عشق و عاشقی آغاز شد
نغمه ی لالای من می شد حسین
بوده ام از کودکی من زیر دین
مادرم ذهن مرا می زد ورق
شیر می دادم به عشق شیر حق
دفتر مشقم ز برگ یاس بود
آب بابایم همان عباس بود
گفتم از چه عشق ،شأن و رتبت است ؟
آریا اکنون زمان خدمت است
ثبت نام کوی جانبازی شدم
بعد از آن راهی سربازی شدم
نام من سرباز کوی عترت است
دوره آموزشی ام هیئت است
پادگانم چادری شد وصله دار
سر درش عکس علی با ذوالفقار
ارتش حیدر محل خدمتم
بهر جانبازی پی هر فرصتم
در مصاف کفر هستم بی شکست
چون سلاحم دین و ایمان من است
نقش سردوشی من یا فاطمه است
قمقمه ام پر ز آب علقمه است
بین کفر و حق پرستی حد و مرز
بی پوتینم پا برهنه بهتر است
رنگ پیراهن نه رنگ خاکی است
زینب آن را دوخته پس مشکی است
اسم رمز حمله ام یاس علی
افسر مافوقم عباس علی
یا رقیه بهترین اسم شب است
آن دعای صبحگه یا زینب است
مدت سربازی ام تا محشر است
آریا تمدید گردد بهتر است
گرچه من سرباز هیچ و ساده ام
سرخوشم مهدی بود فرمانده ام
گرچه شد فرمانده ام غائب ولی
دلخوشم بر نائبش« سید علی »

خانم نافع رو مغز من یکی بدمینتون بازی کردی
هنر شما اینه که هرکس یه برداشت داره از شعرتون
مرحبا
علی  حیدری معاف
سلام و عرض ادب
بسیار زیباست . آفرین به قلم توانای شما. زنده باشید.
سید حسین حسینی فر
لذت بردم بانو نافع
پایدار باشید و شاعر
ممنونم از بابت سروده هایتان
محسن  مهرپرور
سلام صنم عزیز . زیباست . مثل همیشه بی پروا حرف دلتان را زدید .
بارز ترین شاخصه ی شعرهای شما وارستگی از نبایدهاست

امین احمدزاده عطایی
سلام و درود صنم عزیز
این شعر حماسی نبود بلکه یک عشقبازی تمام عیار و همه جانبه با معشوقی بود که سرایر شایسنه ی عشق ورزیدن است. آفرین بر شما
جابر ترمک
سلام آفرین صنم بانوی گرامی
بسیار زیبا و نو با تصاویری فوق العاده تر
محمد علی  شیردل
سرکارخانم نافع
فقط باید بگم مرحبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
صد آفرین
درود
بامداد امید

وارون جهان بینان
جنگ ر ا
گنج می بینند

فکر نمی کنید سال 90 کمی دیر باشد برای از عشق در جبهه گفتن و موشک و آژیرو ... نمیدانم چه باید شده باشد که در این دو ارسالی اخیر شما نگاه تان به این سمت کشیده شده است
مثل تو جان برکفم ، امشب می آیم روی مین

قلب عاشق را ببین ... جان پای پیمان می دهد



با تنِ خشکیده ام سمتِ شهادت می دوم

مردنم بوی شکوه وُ فخر وُ ایمان می دهد

...........

صنم میرزازاده نافع
بامداد عزیز
سلام
اگرچه در ساعات روز به واسطه سنگینی کار آن هم در بخش صنعت خیلی مشکل می توانم کامنت پاسخ بدهم .... کمتر پاسخ گوی صحبت های ارزشمند دوستان می باشم اما این سوال تو مرا بر آن داشت که چند سطری بنویسم . آن هم نه در جهت شدن سنجاق شدن به شعر بلکه صرفا درمیان گذاشتن یک حس که به قول تو چند وقت است با من است . که البته خودم معتقدم که خیلی وقت است با من است .
دفاع مقدس ، ایثار ، جبهه ، سنگر ، شهادت را اگر به صورت معنای عام آن در نظر بگیری نظر تو کاملا درست است . اما در این دو سروده اخیر منظور من اشاره مستقیم صرف به جنگ تحمیلی شهدا و اسرا فقط در این مقطع زمانی نیست . غزلی که در دو وبلاگ
http://sanamnafe.blogfa.com/
http://sanamnafeh.blogfa.com
/
هست و می خوانی دو بازه زمانی دارد اولش از نیمایی شروع می کند که دارد توی خون جان می دهد .... نیمایی که مال همین عصر است نیمایی که در سال 90 زندگی می کند و کودکی اش با من است یعنی کسی که از دهه 60 آمده و به 90 رسیده است . وقتی از اشک های مادر و نوار ضبط شده پدر می گویم باز بر می گردم به زمان نیما آن هم با چند نقطه ای که مشخص کرده ام و باز صحبت از دلاوری می کنم آن هم در دهه 90 و زمانی که به قول خودت دوران این حرفها گذشته و اینبار بابا که شهید سال 4 خرداد سال مقاومت دزفول است در خواب به من سیب می دهد آن هم درست در آستانه خرداد !!!!
البته یک بیت اینگونه بود
خاطرات تلخ خردادی که از خون رنگی است
کودکی های مرا در دست طوفان می دهد


اما خرداد را به تاریخ تغییر دادم چرا که 1- در تلخ و شیرینی آن مانده ام 2- حساسیت ماه خراد زیاد است .


سید رضا موسوی
کاملا قانع شدم
هم درد!

منوچهر منوچهري
سلام به صنم دخترم بسیار زیبا سرودی لذت بردنی باید با عشق خواند باید بار ها و بار ها خواند تا دلت بگوید عشق یعنی این ممنونم بسیا زیبا

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

صنم میرزازاده نافع

اطلاعات شاعر

شاعر : صنم میرزازاده نافع
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : غزل
نوع شعر : شعرسپید
دسته بندی : حماسی
تخلص : صنم
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 2549
تاریخ : شنبه 30 ارديبهشت 1391 0:8
دیدگاه ها : 16
بازدید : 1357

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "انفاق" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

نوروز و فلسفه هفت سین

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 23,989,008
تعداد صفحات : 11832
تعداد اشعار : 10978
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2015
تعداد شاعران آقا : 1458
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5