آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : به خیالی که تو در برکه بیافتی اناگاه

به خیالی که تو در برکه بیافتی اناگاه
به خیالی که تو در برکه بیافتی ناگاه
هی زدم سنگ بر این آینه ی آب ای ماه *

تیره بختیست که در وصل جدایی بکشم **
تا کی از دور نگاهت بکنم ؟ تا کی؟ آه

ترسم این است که هرگز به عزیزی نرسد ***
قصه ی غربت این یوسف افتاده به چاه

همسفر کیست در این منزل سرگردانی ؟
به چه امید قدم را بگذارم در راه ؟

عشق مانند هوس نیست که آسان برسد
سوزنی گم شده در پهنه ی انباری کاه

عاقبت قسمت من نیز ورق خواهد خورد
آخر این مرثیه ها می گذرد خواه نخواه

احسان اکابری عشق ماه آسان

توضیحات تکمیلی

*در مورد اول من چه زدم نوشته بودم استاد کرمی عزیز گفتند هی زدم بنویس

در دو مورد دیگه خودم شک داشتم 
** من بچشم نوشته بودم استاد کرمی عزیز بکشم رو پیشنهاد دادن 
*** من نکشد رو نوشته بود استاد کرمی عزیز نرسد رو پیشنهاد دادن


دیدگاه های کاربران

عباس علی استکی
درود جناب اکابری عزیز
بسیار زیبا و شورانگیز
غمگین
همراه با ویرایش اساتید گرامی

احسان اکابری
سلام آقای استکی عزیز
ممنونم
نظر لطف دارید بهم

حاتم سامانی
همسفر کیست در این منزل سرگردانی ؟
به چه امید قدم را بگذارم در راه ؟

عشق مانند هوس نیست که آسان برسد
سوزنی گم شده در پهنه ی انباری کاه

درود خدا بر شما . بسیار زیبا است

احسان اکابری
درود بر آقای سامانی عزیز
متشکرم بزرگوار
لطف دارید

مریم  وزیری
سلام شعر خوبي بود خواندم و استفاده كردم.با اجازه ي شما و با احترام فراوان به استاد كرمي بزرگوار كه افتخار آشنايي با ايشون رو ندارم به نظرم كلمات خودتون بخصوص در بيت يوسف شعر رو گيراتر ميكنه هرچند سه كلمه بسيار كوچك است اما تغييرات زيبايي در شعر به وجود مياره.باز هم پوزش

احسان اکابری
شعری قدیمی از رضا کرمی

زخم امشب ترکتازی می کند
با حریم عشق بازی می کند
باز امشب زخمها گل می کنند
درد را با ما تناول می کنند
باز امشب عاشقی تعبیر شد
روحم از فرط عطش تقطیر شد
خلسه های خلوتم بر باد رفت
تا محاق بغضها فریاد رفت
کوچه های عاشقی تعبیر شد
تا بلوغ جاده ها تکثیر شد
جاده از پیچ حواشی هم گذشت
هفت اقلیم دلم گرداب گشت
بر ما را یک غرور مشرقی
تا طلوع چشمهای عاشقی
چار سوی عشق در زنجیر بود
یک عطش در توبره ی تسخیر بود
تاخت بر زنجیرها اسب خیال
دور شد آیینه از مرز زوال
فاش شد تصویرها ی ساز گار
ارتباط محکم حلاج و دار
التهاب زخمهای ریشه دار
سالهای اعتکاف ذوالفقار
نغمه های مفرط امن یجیب
خونبهای رایت فتح قریب
عشق بود و کوفیان دستها
گله های مانده در بن بست ها
در مسیر چشم ها تشویش بود
التهاب سایه ها در پیش بود
نیل عاشق واره ها موسی نداشت
مارها بود و کسی عصّا نداشت
التماس بغضها هم زوزه بود
کو چه ها لبریز از دریوزه بود
هر که آنجا پلک احساسش پرید
پرده های عاشقی را می درید
هر که آنجا پشت بر گهواره کرد
جامه ها را با زلیخا پاره کرد
کاش می شد ریگزاری فرض کرد
عاشقی را از ابوذر قرض کرد
در سراندیب زمین مهجور شد
از همان آغاز چون منصور شد
در هیاهوی غریب بغض و درد
با گلوی عاشقی فریاد کرد:
مرگهای تشنه ای پتیاره ها
وارثان رایت شبغاره ها
مردم از فرط عطش در آبتان
عقده های مانده در گردابتان
محو شد در خشمتان پرچین عشق
گامهای خسته و سنگین عشق
اعتبار عشق طرح دارهاست
ماجرای میثم تمارهاست
عشق شرح چشمهای ناب نیست
در حریم عاشقی ایجاب نیست
عشق یعنی:استخوان و یک پلاک
سالها تنهای تنها زیر خاک

رضا کرمی - 1372 اهواز


احسان اکابری
غزلی از کرمی عزیز
زلف رها در باد با خود درد سر دارد
از حال من ، هم باد ، هم باران خبر دارد
دستی تکان دادی و قلبی جا به جا کردی
آتش نمی کارد کسی تا شعله بر دارد
همسایه، سر بر دامن دیوار من مگذار
هر خشت صد سیلاب ازمن زیر سر دارد
دلشوره ی این کشتیِ در سینه ، طوفان نیست
نوحی که در من هست، بیرون صد پسر دارد
این شاخه هم مثل تمام شاخه های باغ
در برگ برگِ خاطراتش صد تبر دارد
یک عمر را با این امید ای عشق می گریم
در سنگ خارا نم نم باران اثر دارد


احسان اکابری
سلام
ممنونم خانم وزیری
نظر لطفتونه

مریم  وزیری
اين بيت از غزل قبلي تون هميشه تو ذهنمه

تو مثل چشمه ی بلقیس دلفریبی و من
به افتخار تو در شعر می برم سخنت.........

احسان اکابری
سلام
ممنون
انشالله روزی بیاید از نزدیک چشمه بلقیس رو ببینید

سید رضا موسوی

ترسم این است که هرگز به عزیزی نرسد

قصه ی غربت این یوسف افتاده به چاه


عاليه واقعا عاليه
مرحبا احسان عزيز

احسان اکابری
درود آقای موسوی عزیز
لطف دارید بهم
ممنونم

سیدعلیرضا  رئیسی گرگانی
درود به شما بزرگوار جناب اکابری
زیبا و دلنشین بود سروده شما لذت بردم از خواندن آن

احسان اکابری
آقای رئیسی عزیز
ازتون سپاسگزارم
لطف دارید

    ارسال دیدگاه

    ×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

    تصویر شاعر

    احسان اکابری

    اطلاعات شاعر

    شاعر : احسان اکابری
    عنوان کاربری : شاعر
    دفتر شعر : تش دل
    نوع شعر : غزل
    دسته بندی : عاشقانه
    تخلص : احسان
    کشور : ایران
    شهر : چرام
    شناسه : AVA-p- 12506
    تاریخ : سه شنبه 23 دى 1393 12:37
    دیدگاه ها : 14
    بازدید : 2278

    دفاتر شعر

    اشعار دیگر شاعر

    جستجو در آوای دل

    آخرین دانلود ها

    پینشهاد واژه

    آیا معنی واژه "مذاق" را می دانید؟

    پخش موسیقی

    ّبیوگرافی

    پیشنهاد

    حمایت از آوای دل

    آخرین کتاب

    افطاری

    متن های دوزبانه

    پیشنهاد کتاب

    افطاری

    مقالات عمومی

    آخرین مقالات آموزشی

    آخرین واژه ها

    اشعار ماندگار

    همایش ها

    غیر فعال

    آمار فعالیت

    تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
    تعداد بازدید 19,464,475
    تعداد صفحات : 11903
    تعداد اشعار : 11049
    تعداد دیدگاه ها : 258,787
    تعداد شاعران : 2021
    تعداد شاعران آقا : 1463
    تعداد شاعران خانم : 558
    تعداد واژه های لغت نامه : 852
    همایش های رسمی برگزار شده : 5