آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : اینجا چه هوا سرده

اینجا چه هوا سرده

رسم است كه شاعر ها بي پرده نمي گويند
تشبيه... كمي ايهام ... آرايه ي بهتر را

بي پرده چه بنويسم  ؟ اين كوه مصيبت را
از كوچه بگويم يا  . . .افتادن مادر را




اين درد قلم را هم در گريه فرو برده
ميخي كه در اين پهلو . . . اي واي چه بي پرده است

در كسوت شاعرها غم چيز عجيبي نيست
اما چه بگويم از ... اينجا چه هوا سرد است  !!

اي مادر خوبي ها من بد تر از آنم كه
. . .


سید رضا موسوی دل غم

توضیحات تکمیلی

شعر بالا رو يه روز كاملش ميكنم بي بي

یه روز بی بی ام البنین با سراسیمه و دلهره ... تو صحن خونه اینور و اونور میره ...

امیر المومنین تشریف آوردن ... با ادب رفت جلوی مولا ...

فرمود مولا : عباسم از صبح رفته تا الان نیومده ... فرمود ام البنین بچه که نیست عباسم نوجوون شده ....

فرمود : از چشم زخم این مردم میترسم ... امروز بی نقاب رفته بیرون اباالفضلم ...

ظهر شد نیومد ... عصر شد نیومد....دم دمای غروب بود ...

امیرالمومنین دید دیگه ام البنین تاب نمیاره ... هی عباس میگه .... فرمود خودم میرم دنبالش ....

علی کجا؟  فرمود خودم میرم دنبالش ... سئلونی گفت... میدونه پسرش کجاست ...

دیدن آروم آروم طرف بقیع داره میره ... اومد بقیع... دید مولا ابالفضل وایسادن ...

با ادب و غضب ...  دانه های اشک عین مروارید میریزه ...

هی بلند بلند میگه مادر ...کاش من بودم مادر... مادر من بودم کی جرات میکرد به تو اهانت کنه...

کی جرات میکرد دل زینبو بشکنه......امیر المومنین اومد ... دست رو برداشت ...

چشمای عباس به چشمای باباش خورد ...فورا سرشو انداخت پایین ... بابا... بابا ...

صبح که اومدم بیرون ... دیدم یه صدایی به من میگه ولدی ... پسرم ... بیـــــا ...

حالا میخوای یه بیت بگم ... مردونه دقت کن ... چه صحنه ای بود چجوری بود...

نور را بر سوی ظلمت میبرند ....شاه را سوی رعیت میبرند...

من چه کنم خدای من ....چاره در این مقام چیست؟ ... کوچه پر از حرامیا ... میسوزونمت امشب...

من چه کنم خدای من چاره در این مقام چیست؟  کوچه پر از حرامیا... زینـــــب .... این همه ازدحام چیست؟

من چه کنم خدای من چاره در این مقام چیست؟  کوچه پر از حرامیا این همه ازدحام چیست؟.... ای وای...ای بی شرف...

مردم هجوم آورند....چو نیش کژدم آورند ....آتش و هیزم آورند ....مقصد این عوام چیست؟

حیــدر...حیـــدر ای پهلوان عالم... ای پدر عباس... چه با شتاب آورند ... چه بی حساب آورند.... به کف طناب آورند ...

مقصد این حرام چیست؟.....آتش ظلم شعله ور... الله... آتش ظلم شعله ور ... خانه امن در خطر... سگان هار حمله ور...

معنی فکر خام چیست؟ ... تند تند بخونم ...

علی ولی اعظم است ... علی وصی خاتم است.... علی شه دو عالم است...گناه این امام چیست؟

ای پرستوی علی ...پر مزن ز خانه ات ...ای پرستوی علــــی ...پر مزن ز خانه ات...

جـــان ننه جوان ننه ....گریه کن حسین من ....در عزای مادرت ....گریه کن...

همین جوری زبون بگیرین برا خودت ...

همه بگن ...جان ننه.... جوان ننه ....بخدا  این جوان ننه کلی حرف توشه ......جان ننه ...غریب ننه ...

حیف شما بی بی بین یه عده نامرد اومدین ... حیف شما بی بی ... بی بی ... خواستیم دم باشیم اما اینجوری با شما رفتار کردن ...

بی بی اصلا حیف اسمت زبون من افتاد بی بی ... اسم تو زبون مهدیِ ... صبح تا شب میگه ننه... ننه ... ننه...

ای پهلوان عالم ... ای پهلوان عالم ... آقا ...آقا... آقا... آقا ...

آقا قربون مظلومیتت برم ... چی میخوام بگم ... آقا .. به خاطر یه عده ما ... جلوی جسارت فاطمه چیزی نگفتید...

منیم ننم حیالیدی ... دردین دمز حیالیدی ... ( ننه من با حیاست دردشو نمیگه... )

امیر المونین آروم از جاش بلند میشد ... تا حسن از خواب بلند نشه ... حسین از خواب بلند نشه ... زینب نفهمه ... کلثوم نفهمه ...

آروم آروم بیاد بردلبرش بشینه ... اما تا میومد ...

می دید یه صدای میاد  : ننه ... تشنمه ننه ... ننه ... (ننه سوزوزام ...) زینب عین پروانه بلند میشد ...

مجنون صفتیم ... دل به آخر زده ایم ...

چون یک دله گان به سیم آخر زده ایم ... دزدان فدک ... منافق و گمراهن ... ما بوسه به خاک پای حیدر زده ایم ...

آخ خدا رحمت كنه سيد جواد ذاكرو بازم ميگم بي بي يه روز شعر بالا رو كامل ميكنم

دیدگاه های کاربران

رضا  رضائی
درود بر سید بزرگوار
محشور باشید
عباس علی استکی
درود جناب موسوی بزرگوار
سروده زیبا و غمگین
در غم بی بی دوعالم
اجرتان با جده سادات
حاتم سامانی
به راز و نیازت رآی بدهم یا به شعر ناتمامت ؟ هرکدام جلوی ای خاص دارند . فقط میگویم سید اجرکم الی الله
سیدحسین احمدی
در سینه ام جمال علی نقش بسته است
این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم

تا زنده ام ز درگه او پا نمی کشم
دامان او ز دست تمنّا نمی دهم

سرمایه ی محبت زهراست دین من
من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم

گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا
یک ذره از محبّت زهرا نمی دهم

امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست
این نقد را به نسیه ی فردا نمی دهم

در سایه ی رضایم و همسایه ی رضا
این سایه را به سایه ی طوبی نمی دهم


شاعر: سید رضا مؤید
مریم  وزیری
در كسوت شاعرها غم چيز عجيبي نيست
اما چه بگويم از ... اينجا چه هوا سرد است !!
................
شك ندارم به زيباترين شكل ممكن كاملش مي كنيد.
محمد سعید عرفانی منش
سلام داداشي
دم شما گرم
تسليت بابت امروز
علی جماره
ماشاالله سید جان
ان شاء الله تا فاطمیمه تکمیلش کنی
طلعت خیاط پیشه
سیذ بزرگوار
با سلام التماس دعا دارم .چه قلمی و چه عشقی خوشابحالت برادر ارجمندم
اچر شما با بانوی دوعالم حضرت زهرا (س)
کیوان منصوری
عالی
احسان اکابری
سلام
درود بر شما
جالب بود

    ارسال دیدگاه

    ×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

    تصویر شاعر

    سید رضا موسوی

    اطلاعات شاعر

    شاعر : سید رضا موسوی
    عنوان کاربری : شاعر
    دفتر شعر : آیینی
    نوع شعر : ديگر
    دسته بندی : مذهبی
    تخلص :
    کشور : ایران
    شهر : تهران
    شناسه : AVA-p- 12438
    تاریخ : دوشنبه 8 دى 1393 11:36
    دیدگاه ها : 10
    بازدید : 886

    دفاتر شعر

    اشعار دیگر شاعر

    جستجو در آوای دل

    آخرین دانلود ها

    پینشهاد واژه

    آیا معنی واژه "طوبا" را می دانید؟

    پخش موسیقی

    ّبیوگرافی

    پیشنهاد

    حمایت از آوای دل

    آخرین کتاب

    افطاری

    متن های دوزبانه

    پیشنهاد کتاب

    سکته ملیح

    مقالات عمومی

    آخرین مقالات آموزشی

    آخرین واژه ها

    اشعار ماندگار

    همایش ها

    غیر فعال

    آمار فعالیت

    تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
    تعداد بازدید 19,075,851
    تعداد صفحات : 11903
    تعداد اشعار : 11049
    تعداد دیدگاه ها : 258,787
    تعداد شاعران : 2021
    تعداد شاعران آقا : 1463
    تعداد شاعران خانم : 558
    تعداد واژه های لغت نامه : 852
    همایش های رسمی برگزار شده : 5