آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : نقطه چين ... نقطه چين ... شد و فهميد

نقطه چين ... نقطه چين ... شد و فهميد

لحظه هايي كه شعــــر هايم را بعد حمامِ داغ مي پوشيد
اين سوال هميشه ام مي شد ؛ از كجا تو چنين دلت لرزيد

من به توصيف لحظه ها سرگرم او حواسش به شعر ها معطوف
رفته رفته ... نگاه ها ... كم كم .... هركه هر جا كه خواست را بوسيد

اي مخاطب ! نگاه كن هر بيت خاطراتي نگفتنـي دارد
در سكوتي كه بينمان جاري ست لابه لاي نوشته ها كوچيد

يك  سلام و عليكِ معمولي . . . اين شروعي كه بعدها كم كم
جاي خود را به حس خوبي داد . . . حس خوبي كه عشق مي  ناميد

ابتدا يك غزل برايم خواند ... سرتكان ميدهم كه اين عالي ست
-او- كه بانوي شعرهايم بود چشم وا كرد و سمت من چرخيد

چشم وا كرد و من دلم لرزيد از خجالت عقب عقب رفتم
رنگ و رويم كه كار دستم داد . . . مطمئنم كه در دلش خنديد

مطمئنم كه زود لو رفتم . . . بعدها هم خودش به من ميگفت
آن اوايل كه شعر مي خواندم. . . نقطه چين... نقطه چين .... شد و فهميد

شيب تند سروده ها يم را تند و چابك دوان دوان رفتيم
تا رسيديم به بيت هايي كه گفته بودم كه عشق مي ارزيد

حسي از افتخار در من بود . . . افتخار كنار او بودن
بخشي از يك غرور در او بود  .... گفته بودم : دل مرا برديد

.

.

.


شعر سید رضا موسوی نقطه چين عشق غزل دل

توضیحات تکمیلی


كم كم شلوغي حرم كار خودش را كرد



ديوانه شد ديوانه شد ديوانه شد كم كم

 


دیدگاه های کاربران

حاتم سامانی
درود بر شما سید . عجب تابلوی زیبایی ترسیم کردید .
خودمانیم کمی هم خودت را لو دادی . مرحبا . دستت درد نکند
محمد سعید عرفانی منش
سلام سيد جان
هدف اصلي عرض ارادت بود داداشي
شعرتم عالي......مدرن و پست مدرن و .......خلاصه همه چي رو قاطي كردي با هم
محمد سعید عرفانی منش

چشم وا كرد و من دلم لرزيد از خجالت عقب عقب رفتم
رنگ و رويم كه كار دستم داد . . . مطمئنم كه در دلش خنديد...........معركه
شهرام دیلم صالحی
"ابتدا يك غزل برايم خواند ... سرتكان ميدهم كه اين عالي ست
-او- كه بانوي شعرهايم بود چشم وا كرد و سمت من چرخيد

چشم وا كرد و من دلم لرزيد از خجالت عقب عقب رفتم
رنگ و رويم كه كار دستم داد . . . مطمئنم كه در دلش خنديد

مطمئنم كه زود لو رفتم . . . بعدها هم خودش به من ميگفت
آن اوايل كه شعر مي خواندم. . . نقطه چين... نقطه چين .... شد و فهميد"

دلم برای احساس ناب سروده هاتون تنگ شده بود. لذت بردم داداش عزیزم عاااالیه
عباس علی استکی
درود جناب موسوی عزیز
غزلی ناب و شیرین
پر معنی و دل نشین
سرشار از احساسات پاک
دستمریزاد
مهدی  اصغری عظمی
برادر شعرت عالی بود و با سبکی جالب.....لدت بردم.
طلعت خیاط پیشه
برادر ارجمندم
جناب سید رضا موسوی.درود بر شما بسیار زیبا سروده اید.
مریم  وزیری

يك سلام و عليكِ معمولي . . . اين شروعي كه بعدها كم كم
جاي خود را به حس خوبي داد . . . حس خوبي كه عشق مي ناميد
سلام خوشحالم باز ازشما مي خونم....انشاا..هميشه عاشق باشيد برادر خوبم
فائزه محمودی
سلام خیلی زیبا .....

ولی داداش فک میکنم هم قافیه نباشن قافیه هاتون:(
ندا چهارگانه
سلام جناب موسوی عزیز
خیلی دوست دارم این غزل پر از احساس و صادقانه ی شما رو
ممنونم

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

سید رضا موسوی

اطلاعات شاعر

شاعر : سید رضا موسوی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : غیر آیینی
نوع شعر : غزل
دسته بندی : عاشقانه
تخلص :
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 12287
تاریخ : چهارشنبه 12 آذر 1393 12:43
دیدگاه ها : 12
بازدید : 1280

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "منتها" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

درآمدی بر نقد

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 20,556,286
تعداد صفحات : 11849
تعداد اشعار : 10995
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2019
تعداد شاعران آقا : 1461
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5