آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : در مکتب ما عاشقان

در مکتب ما عاشقان
در مکتـب ما عاشـقان ،  نکـته ها باشد
از جـان گـذشـتن اولــین ، ادعــا باشد

  در محفــل ما هـرکــسی ، ره نمـی یابد
راه خـطا از راه حـق ، هـم جـدا باشد

  نجـوای تسبیح خـدا ، کز جهان خـیزد 
بر گوش و جـان عاشـقان ، آشـنا باشد

  ما از شــراب با صفـا ، دُردهـا داریم 
وز جـور دیـوان و ددان ، دَردهـا باشد

  با هر گلی همـره شـدیم ، خارها دیدیم 
کمـتر بـیـابی همـرهـی ، بـاوفــا باشد

  ظاهـر رفـیق و مهـربان ، گوئیا یارند 
امـا همــه آزارشـــان ، در خــفا باشد

  گرچه همه مهـر و صفا ، آوریم بر دل 
بهره ی ما از ناکسان ، بس جفا باشد

  سیری ندارند و خورند ، هر حرامی را 
هَل مِن مَزید1 گویند و باز ، اشتها باشد

هـر جـا بدیدم عـاشـقی ، در بـلا دیـدم 
حـاتم بـه درد عـاشــقی ، مبتــلا باشد




آهنگین حاتم سامانی عاشقان حق خدا جان

توضیحات تکمیلی

این سروده بر وزن " مستفعلن مستفعلن فاعلاتن فع " می باشد .

چون کمتر در این وزن شعر سروده می شود ، شاید برای کسانی در ابتدا خوانش آن مشکل بنظر آید . اما در عمل خیلی راحت و آهنگین و خوب خوانده می شود .

[1]- اشاره به آیه ی " يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ "  سوره ق آية 30  "روزی جهنم را میگوییو آیا سیر شدی ؟ میگوید باز هم هست ؟"

دیدگاه های کاربران

عباس علی استکی
درود استاد عزیز
بهره بردم از تراوش قلمتان
شاد و خرم باشید

حاتم سامانی
بسیار متشکرم دوست با محبت گرامی . مؤید باشید

طلعت خیاط پیشه
استاد ارجمندم گل گفتی
بهره ی ما زناکسان جفا باشد.

حاتم سامانی
درود بر شما سرکار خانم خیاط پیشه . نظر به فضیلت شما ، بهره ات ستایش است و بس

ژیلا راسخ
ظاهـر رفـیق و مهـربان ، گوئیا یارند
امـا همــه آزارشـــان ، در خــفا باشد

درود آقای سامانی بزرگ

حاتم سامانی
درود دختر عزیزم . سربلند باشید

یوسف ترکمن
هیچ گوارایی به گوارایی درد عاشقی نباشد درودعاشق بزرگ

حاتم سامانی
گل گفتی و دُر سفتی . درود بر شما . سپاسگزارم

حمید  سامانی
ظاهر رفیق و مهربان گوییا یارند
اما همه آزارشان در خفا باشد

درود بر شما با این سروده پر معنا و حقیقی ولی در عین حال تلخ، حیف که در این زمانه خصلت بسیاری از افراد تظاهر و دروغ است، چقدر تأسف آور است که دوستیِ عده ای از انسانها دشمنی است، ولی اشعار عارفانه و معناگر شما نشان از روحی پاک و قلبی یک رنگ و صادق است، خداوند به شما عزت و ارج عطاء فرماید

حاتم سامانی
عرض شود ، بد هم بجای خودش خوب است ، چرا ؟ وسیله ایست که خوب شناخته میشود . وجود بد ، خوب را معرفی میکند و آنوقت قدر عافیت را میدانیم و به خوب و خوبیها را شناخته و بدانها ارج مینهیم . خدا نگهدارت .

علی قنبری فیروزآبادی
با هر گلی همـره شـدیم ، خارها دیدیم
کمـتر بـیـابی همـرهـی ، بـاوفــا باشد
درود استاد گرامی .

حاتم سامانی
درود خدا بر شما . بسیار سپاسگزارم .

سمیه مهوری
درود جناب سامانی
این بیتو خیلی دوست داشتم

در مکتـب ما عاشـقان ، نکـته ها باشد
از جـان گـذشـتن اولــین ، ادعــا باشد

وقتی ماها حتی دیده خطاپوش نداریم و همه عیب ها را عیب می بینیم و تا وقتی بزرگ نشیم که بدها را هم خوب ببینیم و همه چیز را در وحدت ببینیم ، تمام لحظه لحظه ی زندگیمون ادعاست چه برسه به عاشقی و از جان گذشتن در عشق...

حاتم سامانی
آفرین بر دختر با فرهنگم . اما عزیزم خطا داریم تا خطا و دیدگاه داریم تا دیدگاه . اگر دیدگاه یکجانبه نباشد و از حب و بغض بدور باشد ، بسیار محترم و مقدس است . اما اگر یک بام و دو هوا باشد و از حالت تقدس بدرآید ، نمیدانم به آن چه بگویم قضاوتش با صاحب دید است .
با آن قلب رئوفت دعا کن خدا ما را از لغزش و خطا دور بدارد و به این تشخیص برسیم که " راه خـطا از راه حـق ، هـم جـدا باشد" و دیگر شاهد نباشیم : ( گرچه همه مهـر و صفا ، آوریم بر دل ////بهره ی ما از ناکسان ، بس جفا باشد" . باصفا باشید .


حاتم سامانی
ببخشید یادم رفت پاسخ فرمایشات متین شما را بدهم و فقط به دیدگاه پرداختم .
یکی از صفات حضرت باریتعالی ، ستار العیوب بودن اوست ، یعنی همان خطا پوشی که می فرمایید ، اما خطا پوشی مراتبی دارد ، این نیست که من خطایی بکنم خدا از آن بگذرد و باز هم خطا بکنم و بپوشاند . اگر من خطایی کردم و از کرده ی خود پشیمان شده و در صدد جبران بر آمدم ، آنوقت مشمول خطاپوشی او میشوم ، اما اگر خطایم هتک حرمت انسانی باشد ، یا به جان و مال کسی دست درازی کردم و همچنان ادامه دادم ، نه تنها انتظاری برای خطا پوشی نیست بلکه باید عقوبت و جزای آنرا هم ببینم . این برنامه ی الهی است . اما اگر ما آدمهاعکس العملی در جهت دفاع و براه آوردن خطا کار از خود نشان میداهیم ، به آن معنی نیست که چشم خطا پوش نداریم . گاه لارم است تا طرف بفهمد و بداند تنها او نیست که مانور کردن را بلد است . البته ترشح خطای خطاکار دامن پاک ما را هم آلوده می کند .
این بخش اول ، میماند ما و قضاوت خوانندگان . خیال نکنیم که دید و نظر کسان ، محدود به نظراتی است که برایمان می گذارند . هستند خوانندگانی که عضو نیستند و صفحات ما را رصد میکنند و به عمق فکر و دانش ما پی می برند . آشنایان ناپیدا اگر ناصوابی ببینند به ریشمان و به قضاوتمان میخندند . این است که لازم است هر عضو این سایت عزیز ، آبروداری کند و مواظب حرف و گفتار خودش باشد . خدایا ما را در شرایطی قرار نده تا بی آبرو شویم .
زیاده گفتم تا عرایضم عبرتی و هدایتی برای نظایر باشد .


سمیه مهوری
ممنون از توضیحات شما اما فرق انسان متعالی با یک انسان معمولی ویک انسان پست در همین موقعیت ها مشخص می شه والا به قول شما مانور دادن را همه بلد هستند هنری نیست که ...هنر اینه که ظرف وجودی انسان به قدری بزرگ و منعطف باشه که بعضی از مسائل را نبینه و مشکلات در انسان حل بشه نه اینکه انسان در مشکلات حل بشه . مثل یه سنگ کوچیک در اقیانوس که اصلا نمی شه پیداش کرد اما یه سنگ کوچیک در یک لیوان کاملا مشخصه...
خطاپوشی خدا و عشقی که در هر صورت به ماها داره با حالتهایی که ما فکر میکنیم خیلی متقاوته ...
درس مرام عشق را از مهر تو آموختم
چون تابش عشق تو را بی مزد و منت دیده ام
ما هر چی هم گناه می کنیم خدا هیچ وقت با ما معامله نمی کنه و مثل خودمون با ما برخورد نمیکنه .به قدری عاشقه که همیشه دنبال ماست حتی اگه ما هیچ وقت هم یادش نباشیم . که اگه اینطور بود یا خلقمون نمی کرد یا با اولین خطا ما را نابود میکرد ...
استاد جان شخصیت افراد از معرفت پشت کلامشان مشخص می شه و اگه هر کس هر حرف نسجیده ای هم در مورد کسی بگه فکر نمی کنم نظر دیگران را تغییر بده. نگران این مسئله نباشید


حمید  سامانی
درود بر جناب سامانی و خانم مهوری

با خواندن نظرات شما به یاد استقبالی که از شیخ اجل سعدی کرده ام افتادم که در توضیحات شعر "جهانی تهی از بدان" نوشته ام که بیش از سه هفته است که ارسال و ثبت شده ولی هنوز منتشر نشده

حکایتی نو

جمعی از ادیبان در انجمنی گرم به گفتگو بودند که ناگه بی خردی بر آنان وارد شد، از جایی که رسم ادب و سخن گویی را چون بزرگان نمیدانست، از بی عقلی و حسد مهملات بگفت و بسیار درشتی نمود، بر ادیبان مسلم بگشت که علم و شادی بزرگان بر وی ناگوار است، سپس او به زشتی و وقاحت پیری فرزانه را مورد خطاب خود قرار داد و دل وی را بیازرد، خردمندان از بی خردی او شکوه و گلایه کردند

* بزرگش نخوانند اهل خرد - که نام بزرگان به زشتی برد

از جایی که نابخرد از خود ستایی و تکبر بسیار گرفتار اوهام خود بود و بیهوده گویی های خود را همچون در و گوهر می پنداشت، این امر بیشتر موجب شگفتی اندیشمندان شد که آن ابله را چه عقده و معمایی در کار است، چون مجلس بر هم زد چندان که ملاطفت کردند آرام نمیگرفت، حاضری در این میان گفت اگر رخصت دهید من به طریقی او را خاموش میگردانم و چون چاره ای نبود وی اختیار حاصل کرد ، از این رو همچون خود ابله با وی رفتار بنمود و سخت و سنگین سخن گفت و بر وی بتازید، باری ابله در بهت شرمسار و خجالت زده شد و در خود بپیچید و بتابید، ادیبان دست حیرت به دهان گرفتند و بپرسیدند که در این کار چه حکمتی بود، گفت این نگون بخت از اول محنت اهانت و استهزاء را نچشیده و قدر و ارزش کلام و احترام را نمیداند

چو برهان نباشد ره احمقان - لگام و فسار آر بر این استران

پس از آن، از ادیبان پرسید که آیا آنان با افراد نیک بدی میکنند؟ بزرگان همهمه ای کردند و باتفاق گفتند که معلوم است بدی کردن با خوبان زشت و ناپسند است و خدا را خوش نیاید، آن وقت گفت، حال چه میگویید اگر با بدان خوبی کنید؟ ادیبان پس از تأملی گفتند که آن هم به مثال بدی کردن با خوبان می ماند

* نکویی با بدان کردن چنان است - که بد کردن به جای نیک مردان

آنگاه به ایشان هشدار بداد باید از ابلهان دوری کرد چون آنان سخت عقده در دل بگیرند و دوباره بیاشوبند

مدارید غم و حسرت ابلهان - حذر بایدت گفتگو با بدان
ز شر و بدیهای نامردمان - خوشا در جهانی تهی از بدان

پاینده باشید


حاتم سامانی
احسن. بگذریم از این مسایل ، بحثی فلسفی و عرفانی پیش آوردی که جازبه ای برای ادامه دارد . قبل از هر چیز باید عرض کنم که انسان باید رنگ خدا را داشته باشد "صبغة الله" یعنی صفات الهی را اکتساب کند که بحثی جدا است . اما فرمایشاتتان چند بعد دارد . یکی گذشت و چشم پوشی از بدیهای دیگران . یکی هرچه گناه می کنیم خدا مهربان است و عمل به مثل نمی کند . و حرف آخر شخصیت افراد پشت کلامشان مشخص میشه .
خدا به ما در افعالمان اختیار داده و متناسب با کارهایمان جزا میدهد . البته جزای کار نیک را ده برابر و جزای کار بد را فقط یک برابر میدهد .
اما بخشش سه نوع است 1 – کرامت . اگر شخص کریمی بما محبت کرد و از کرامت بخششی کرد ، انتظار تشکر و جبران را دارد . 2 – ایثار ، بخششی است که شخص از خودش میگذرد و بذل میکند . مثل محبت مادر که به نوزادش مهر میورزد یا ایثارگر چیزی را که دارد از خود میگذرد و به رایگان در اختیار دیگری می گذارد . 3 – فضیلت . بخششی است که به دیگری روا میدارد . خواه طرف بداند یا نداند ، قدر بفهمد یا قدر نفهمد .خوشش بیاید یا بدش بیاید مهم نیست و شخص با فضیلت کار خود را میکند . فضیلت یکی از صفات ممیزه ی باریتعالی است و گاه میگوییم بفض خدا این کار را میکنم .
با اینهمه فضل که از طرف خدا به ما روا میشود ، در کنار آن عقاب وجزای کارهای بد هم هست وخدا همه را میبیند و همه را میشنود "سمیعً بصیر" و از آنها نمی گذرد . اگر کسی بشما جفائی کرد ، نزد خدا هرگز گم نمیشود و عقوبتش را خواهد چشید . پارسا باشید .

    ارسال دیدگاه

    ×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

    تصویر شاعر

    حاتم سامانی

    اطلاعات شاعر

    شاعر : حاتم سامانی
    عنوان کاربری : شاعر
    دفتر شعر : غزلیات
    نوع شعر : غزل
    دسته بندی : معناگرا
    تخلص : حاتم
    کشور : ایران
    شهر : کرج
    شناسه : AVA-p- 12153
    تاریخ : سه شنبه 13 آبان 1393 14:34
    دیدگاه ها : 18
    بازدید : 617

    دفاتر شعر

    اشعار دیگر شاعر

    جستجو در آوای دل

    آخرین دانلود ها

    پینشهاد واژه

    آیا معنی واژه "عاشورا" را می دانید؟

    پخش موسیقی

    ّبیوگرافی

    پیشنهاد

    حمایت از آوای دل

    آخرین کتاب

    افطاری

    متن های دوزبانه

    پیشنهاد کتاب

    شهرزاد قصه‌گو

    مقالات عمومی

    آخرین مقالات آموزشی

    آخرین واژه ها

    اشعار ماندگار

    همایش ها

    غیر فعال

    آمار فعالیت

    تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
    تعداد بازدید 18,712,112
    تعداد صفحات : 11903
    تعداد اشعار : 11049
    تعداد دیدگاه ها : 258,787
    تعداد شاعران : 2021
    تعداد شاعران آقا : 1463
    تعداد شاعران خانم : 558
    تعداد واژه های لغت نامه : 852
    همایش های رسمی برگزار شده : 5