آوای دل
d
d
d

شعر : پریشانی

پریشانی
گفتم که با تو باز بخوانــــم اگــــــــر شود
این غصه در حضور تو شاید  بسر شود

آیــــا ندیده ای تو پــــــریشــــانی ِ مرا ؟
کم مانده است تا همه عالـــم خبـــــر شود

آتش گرفت هستی ام از شـــــرار غــــــم
ســوزد درون سینه که رنگی دگـــر شود

من کِشتـــه ام به دل از نو نهال عشــــق
آیا شــــود به زمستــــان ثـــمر شــــود ؟

قصدی به کوچ کرده دلـــم با فصل نــو
در رحــــل چشم های خمارت اگـر شود

دلتنــگ روی توام، با ایــن غـــزل چنان
میرفت جان ز وجود که شبها سحر شود

فردا تــو می آیی و مــــن در انتظــارم
پایــان این شـــرر از ســــر به در شود


سمیه مهوری غصه خبر عالم غم سینه دل نهال عشق زمستان چشم غزل فصل فردا شرر

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


محمد سعید عرفانی منش
سلام خانم مهوري
شعر پر محتوا و خوش ساختي سرورده ايد و در وزني سخت.... ولي مواردي به ذهنم رسيد كه با توجه به اجازه ي داده شده بابت نقد عرض ميكنم:
در مورد بخشي از معني مواردي به ذهنم آمد از جمله اينكه معشوق شما حضور ندارند و فردا خواهند آمد پس منطقي هست كه پريشاني شما را نديده باشد-مصرع سوم- اما احتمالا" به گوشش خواهد رسيد پس ميتوان اينگونه تلنگري به او زد!:
نشنيده اي چرا تو پريشاني مرا؟
برخي از مصارع هم از وزن(مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل) خارجند كه با تغييرات بسيار جزيي قابل تصحيح هستند مثلا" ادر مصرع 5 ميتوان گفت:
آتش گرفت هستی ام از التهاب غــــــم.......التهاب جاي شرار
و نيز مصرع 7 و چند مصرع ديگر
موفق باشيد
در پناه حق



سمیه مهوری
درود جناب عرفانی منش سپاس از توجه و نظر لطفتون
میشه طور دیگری برداشت کرد که معشوق الان حاضر نیست ولی یه زمانی پریشانی عاشق را دیده و به روی خودش نیاورده و مصرع آیا ندیده ای تو پریشانی مرا ؟ در حالت کنایه گفته شده باشه .
در مورد وزن کاملا حق با شماست . متاسفانه من هنوز از وزن یاد نگرفتم ولی خودم هم وقتی میخونم متوجه می شم که ایراد داره و نتونستم ایراداتش را برطرف کنم برای همین این شعر را منتشر کردم تا مورد نقد قرار بگیره. ممنون می شم اگه در اصلاح شعر بیشتر راهنمایی کنید.
خوشحال شدم از حضورتون


محمد سعید عرفانی منش
سلام مجدد
سه مصرع به ذهنم رسيد كه سعي كردم با كمترين دستخوردگي و استفاده از واژگان شما تصحيح كنم،
اين نو نهال عشق كه در دل بكاشتم(يا ميشه گفت:در قلب كاشتم)
آيا شود كه به پاييزم ثمر شود
قصدي به كوچ كرده دلم در هواي نو
.............
اميدوارم تونسته باشم كمكي بكنم.در ضمن شعرتون در مضمون خيلي خوبه
در پناه حق


محمد سعید عرفانی منش
در مورد مصرع زير:
آيا شود كه به پاييزم ثمر شود
براي رسيدن به وزن بايد "به" اشباع شود يعني با اتصال به "پ"ي پاييز خوانده شود تا از هجاي كوتاه به بلند تبديل شود.اشباع از ضرورت تقطيع است پس مشكلي در وزن نخواهد داشت ولي اگر بخواهيم مصرع روانتر خوانده شود و نيازي به اشباع نباشد ميتوان يك هجاي بلند مانند "در" را با "به" جايگزين كرد:
آيا شود كه در پاييزم ثمر شود
از طرفي درين مصرع "پا" در پاييز يك هجاي بلند است كه جاي دو هجاي كوتاه در ركن "مفاعل" آمده كه جزو اختيارات شاعري محشوب ميشود كه به آن تسكين ميگويند.
در پناه حق

شهرام دیلم صالحی
درود بر شما بانو مهوری گرامی
غزل زیباتون حال و هوای قشنگی داره و احساس رو به خوبی تصویر میکنه.
شروع خوبی داره که به گمانم با کمی بی حوصلگی ادامه و به پایان میرسه! البته منظورم معنا و مفهوم نیست چرا که بسیار زیباست، فقط به گمانم در چند مصراع ضرب آهنگ شعر عوض شده که میتونه ایراد وزنی باشه بطور مثال
"... با فصل نــو" و یا در بیت پایانی
البته از زیبایی سرودتون چیزی کم نمیکنه
شاد باشید

سمیه مهوری
درود جناب دیلم صالحی
ممنوم از نظر لطفتون . بیشتر به خاطر اینه که از نظر فنی اطلاعات کامل و کافی ندارم . به ویژه در مورد وزن شعر . و این شعر را منتشر کردم که از دوستان بزرگوار راهنمایی بگیرم .
خوشحالم و سپاسگزار از حضورتون

سید مهدی میرعظیمی
سلام
شروع بسیار زیبایی دارد ، حال و هوای قشنگی هم دارد ، با نظر دوستان عزیزم آقایان صالحی و عرفانی منش موافقم
شورتان افزون و شعرتان باطراوت باد

سمیه مهوری
درود و خبر مقدم جناب میرعظیمی
بسیار سپاسگزار از حضور جنابعالی و نظر لطفتون . بنده هم با نظر دوستان موافق هستم و متاسفانه آشنایی کافی با اصول فنی شعر ندارم .

حمید  سامانی
درود بر خانم مهوری

دست شما درد نکند اینطور که شما در این شعر نوشتید و جار زدید که تمام عالم فهمیدند /(*_^)\

گذشته از مزاح، در کل مضمون یکپارچه ای را در طول شعر استفاده کرده اید، ظاهراً اشکال وزنی در شعر دیده میشود که دوستان متذکر شده اند، ولی در مصراع دوم بیت اول "بسر" را بایستی به این صورت "به سر" جدا نوشت، جا دارد که برای مرور بازدید کنندگان توضیحی بنویسم

بطور کلی حرف "ب" در دو حالت به ابتدای کلمات متصل میشود یکی در حالت امری و دیگری حالت مضارع التزامی

در حالت امری حرف "ب" به ریشه مصدر متصل میشود، به مثالهای زیر توجه کنید:
ب + رو = برو - در اینجا مصدر رفتن است
ب + گو = بگو - در اینجا مصدر گفتن است

در حالت مضارع التزامی، چنانچه میدانید مضارع التزامی وقوع فعل، همراه با شك و ترديد با شرط و آرزوست و ساختن آن به شکل زیر است، ب + بن مضارع + شناسه صرفی، در اینجا از ریشه مصدر رفتن استفاده میکنیم : ب + رو + م، ی، د، یم، ید، ند
مثال: بروم، بروی، برود
بدانم، بنویسم، بگویم و غیره

اما "به" یک حرف ربط است که پیش از کلمات می آید و قاعده آن این است که به کلمه متصل نمیشود و چند کاربرد و معنای مختلف را میرساند، متأسفانه اطلاعات اشتباهی در تارنامه های حتی به اصطلاح معتبر میتوان دید که خلاف این قاعده را بدون توجه به اصول صحیح دستور زبان نوشته اند و در مثالهای نمونه از فعلهای مضارع استفاده کرده اند، هر چند در موارد بسیاری میتوان دید که حرف "ه" از (به) حذف شده و به کلمه متصل شده مثل بتنهایی، بشما، بمن و غیره که صحیح آنها به تنهایی، به شما و به من هستند
،
چند نمونه از استفاده "به" در وضعیتهای مختلف که معناهای متفاوتی را در بر دارد
- به خانه رسیدم، به دوستم گفتم، به تهران رفت، به خدا قسم، به من ربطی ندارد، به زمین افتاد، به تماشای بازی رفتیم، به نام خدا، قطار به راه افتاد، خانه به خانه، چهار به بنج، به زور، به تنهایی، به قول شما، به رنگ سیاه، سر به سر گذاشتن و بسیاری دیگر

پاینده باشید

سید مهدی میرعظیمی
از توضیحات مبسوط و مشفقانه شما سپاسگزارم


سمیه مهوری
درود جناب سامانی
درسته حق با شماست . بسیار آموختم از کلاس درستون . تشکر ویژه دارم که با دقت و حوصله راهنمایی می کنید . خوشحالم از حضورتون .

عباس علی استکی
سلام بانو
عالی بود

سمیه مهوری
درود جناب استکی عزیز و بزرگوار .سپاس از حضور ارزشمند شما

حاتم سامانی
درود خدا بر شما . بسیار بزازنده و زیبا است . احسنت . ضمنا نوجه نان را به نظرات ارزشمند دوستان جلب می کنم . مسدام باشید .

سمیه مهوری
درود بیکران استاد عزیزم . ممنونم از نگاه لطف شما . خیلی خوشحال و دلگرم شدم از حضورتون . بهم امید میدین. آرزوی سلامتی دارم برای شما

طلعت خیاط پیشه
درود بر شما خانم مهوری ارجمند.

سمیه مهوری
بیکران درود و سپاس از حضور ارزشمندتان

اعظم محمودی
سلام دوست خوبم.درود بر این قلم زیبایت

سمیه مهوری
درود عزیزم سپاس از نگاه لطفت . خوشحالم که آمدی

حمید حمیدی زاده
درود بر شما
ممنون که ما را به خواندن این عاشقانه زیبا دعوت کردید.
مفهوم بسیار زیباست و مشکلات وزنی اندک.چند پیشنهاد داشتم برای روانتر شدن سرودهتان. البته نظر شخصی و در حد اقل است و خودتان بهتر میدانید که چه تغییراتی را اعمال کنید.جسارت مرا می بخشید..
...اتش گرفت هستی من از شرار غم...
...من کشته ام کنون به دلم نو نهال عشق..
...ایا شود به فصل زمستان ثمر شود...البته ثمر شود از نظر مفهومی قابل بررسی است.
...قصدی به کوچ کرده دلم با تو فصل نو..
و دو مصراع...دلتنگ.....و...فردا... دقت بیشتری می طلبد.
باز هم عذر خواهی می کنم.
ایام به کام.

سمیه مهوری
درود و خیر مقدم جناب حمیدی زاده گرامی .
بینهایت سپاس از نگاه لطف جنابعالی . حتما از پشنهادتون استفاده می کنم و با اجازتون تغیرات پیشنهادی شما را اعمال میکنم . خودم نمیتونستم این شعر را روان کنم و متوجه بودم که ایراد داره . خیلی خوشحال شدم از راهنماییتون.

    ارسال دیدگاه

    ×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

    تصویر شاعر

    سمیه مهوری

    اطلاعات شاعر

    شاعر : سمیه مهوری
    عنوان کاربری : شاعر
    دفتر شعر : انتظار
    نوع شعر : غزل
    دسته بندی : عاشقانه
    تخلص : بهار
    کشور : ایران
    شهر : اصفهان
    شناسه : AVA-p- 12057
    تاریخ : جمعه 25 مهر 1393 23:48
    دیدگاه ها : 21
    بازدید : 2397

    دفاتر شعر

    اشعار دیگر شاعر

    جستجو در آوای دل

    آخرین دانلود ها

    پینشهاد واژه

    آیا معنی واژه "بی همتا" را می دانید؟

    پخش موسیقی

    ّبیوگرافی

    پیشنهاد

    حمایت از آوای دل

    آخرین کتاب

    افطاری

    متن های دوزبانه

    پیشنهاد کتاب

    نوروز و فلسفه هفت سین

    مقالات عمومی

    آخرین مقالات آموزشی

    آخرین واژه ها

    اشعار ماندگار

    همایش ها

    غیر فعال

    آمار فعالیت

    تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
    تعداد بازدید 24,219,170
    تعداد صفحات : 11832
    تعداد اشعار : 10978
    تعداد دیدگاه ها : 258,787
    تعداد شاعران : 2015
    تعداد شاعران آقا : 1458
    تعداد شاعران خانم : 557
    تعداد واژه های لغت نامه : 852
    همایش های رسمی برگزار شده : 5