آوای دل
d
d
d

شعر : برفت

برفت
رخ آن یار وفادار ندیدیم و برفت
گلی از باغ وجودش نچیدیم و برفت

در فراقش بسی زار و ز غم نالانیم
به وداعش دم آخر نرسیدیم و برفت


حمید سامانی وفادار یار غم

توضیحات تکمیلی

تقدیم به روان پاک عزیز از دست رفته مان دایی نازنینم مرحوم محمد کاظم سامانی که هفته پیش جان به جان آفرین تسلیم کرد، او در روزهای آخر حیاتش بی توان در بستر با بیماری بی رحم و خانمان سوز سرطان روده دست و پنجه نرم میکرد، به دلیل دوری، سعادت دیدار ایشان را نداشتم تا به بالینش بروم و او را از نزدیک ببینم و در آغوش بکشم که این حسرت در دل من و خیلی از اقوام باقی ماند، این مرحوم با خدا دبیر بازنشسته ادبیات بود، براستی فردی فاضل و ادیب و بسیار بسیار سخاوتمند بود، شاعری توانمند که شعرهای خیلی قشنگی سرود و تعدادی از شعرهای شاعران نامی را نیز به زیبایی تضمین کرد، بدون اغراق تسلط بسیار برتری در ادبیات فارسی و شعر داشت، ولی از جایی که بی آلایش و افتاده بود در مشهور کردن خود هیچگاه تلاشی نکرد

این خدا بیامرز برای آشنایانی که فوت میکردند شعرهای قشنگی میگفت که حتی روی سنگ مزار آن رفتگان مینوشتند، حالا خودشان سزاوار آن هستند و این مناسبتی است که بلکه من در حد خودم بتوانم جبرانی کرده باشم، به هر حال  دو روز بعد از این واقعه همانطور که در جاده در حال رانندگی بودم و به او فکر میکردم این شعر به ذهنم آمد که شاید برای خود و اقوام هم تسکینی باشد و اینجا در فضایی عارفانه و شاعرانه به یاد و دلتنگش باشم

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


حاتم سامانی
درود خدا بر او باد . روانش شاد و قرین مغفرت الهی باد .
این شعر از دلت برآمده و بسیار زیبا گفته ای احسنت .

حمید  سامانی
جناب سامانی

بسیار متشکرم از ارسال دیدگاهتان، خداوند یار و نگهدار شما باد و سایه شما را از روی سر ما کم نکند، آمین

طلعت خیاط پیشه
درود بر شما با این محبت خالصانه.
برای شاعر درگذشته از درگاه حق آرزوی رحمت الهی را دارم.
روحشان شاد

حمید  سامانی
خانم خیاط پیشه عزیز

از بازدید و ارسال پیام گرمتان که موجب تسکین است یک دنیا سپاسگزارم

پاینده باشید

عادل دانشی
درود بر شما و شعر زیبایتان. روحشان شاد . مصراع دوم و سوم ایراد وزنی دارد . ببخشید جسارتم را

حمید  سامانی
جناب دانشی عزیز

تشکر میکنم از بازدید شما و ارسال دیدگاهتان، حق با شماست

پاینده باشید

جلال حدیدی
mr samani
to offer ones condolences to for to elapse your uncle
i am sympathetic and accomlice yours grief
under the protection of god

حمید  سامانی
Mr. Hadidi

Thank you for your warm message, I really appreciate it

سحر خطیبی
ببخشید آقای سامانی یه سوالی داشتم از شما کار نو و جدید بهتر از بازنویسی اشعار نیست ؟!
البته نو از نظر من چیزی فراتر از قالب هست
تسلیت من رو هم بخاطر عزیز از دست رفته بپذیرید
برقرار باشید
سحر خطیبی
برای اینکه منظورم رو بهتر بیان کنم به غزل معروف شاعر پر آوازه حافظ اشاره می کنم
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

سید رضا موسوی
به نظرم ايده خوبيه منم از جناب ساماني ميخوام كه مقاله ايي در خصوص نو گرايي و حمايت از اين پديده و محكوم كردن تكرار مكررات و خداي نكرده سرقت ادبي دارم .


حمید  سامانی
خانم خطیبی

خیلی تشکر میکنم از وقتی که گذاشتید و نظرتان را فرستادید، یقین بدانید این شعر یکباره به ذهنم آمد و از شعر حافظ الهام نگرفته و بازنویسی نکرد ه ام که از بخت بد من میبینم که چند کلمه آن عیناً در شعر حافظ هم آمده، شباهت انتخاب واژه با شعر حافظ کاملاً اتفاقی بوده و به قصد و عمد انجام نشده بخصوص اینکه در رساندن منظور و مفهوم در انتخاب واژه محدودیت داشته ام، با این تفاسیر همین قدر بگویم که با نظر شما کاملا موافقم که بازنویسی و تغییر عمدی شعر دیگران هم کاری ناپسند و هم کم ارزش است و از دیدگاه من محکوم است

درود بر شما


سید رضا موسوی
چي گفتم
:)))

سید رضا موسوی
درود ببر شما
روح عزيز از دست رفته قرين رحمت الهي

حمید  سامانی
ممنونم آقای موسوی

جعفر سرخی
سرکار خانم خطیبی واقعا حق دارند چون عالم شاعری تعارف بر نمی دارد این که جناب سامانی می فرمایند در حین رانندگی به فکرم رسید و نوشتم و جناب حاتم سامانی هم تایید می فرمایند مفهومش این است که این عزیزان اصلا دیوان حافظ را ندیده اند مخصوصا که جناب حاتم سامانی که در ایران است !
اما روی سخنم با خانم خطیبی است که می فرمایند کار نو باز نویسی اشعار دیگران است به عرض ایشان می رسانم که به این حالت در شعر توارد می گویند . یعنی شاعری شعری را می سراید بدون این که دیوان حافظ را خوانده باشد از قضا بیتش مانند بیتی از حافظ در می آید اما این حالت فقط در یک مصرع اتفاق می افتد و به ندرت یک بیت حال در شعر این عزیز ما مشگل این است که یکی دوتا واژه عوض شده است و اوزان شعر هم به هم ریخته است مثلا نچمیدیم شده است نچیدیم و ...
به هر حال جناب سامانی هستند و کاری هم نمی شود کرد چون خود حافظ هم از این کارها فراوان دارد خواجه قطب الدین کاکی شاعر قرن 5 و 6 بیتی دارد که می نویسد :
کشتی شکستگانیم و بر تخته باره ایم
ای باد شرطه بهر چه استاده ای بیا
سعدی هم بیتی دارد که می نویسد :
یارب تو آشنا را مهلت ده و سلامت
چندان که باز بیند دیدار آشنا را
حال حافظ شعر این دو شاعر را با هم ادغام کرده است و سروده است :
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه بر خیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را
=====================
حال کار ندارم که عده ای برای اظهار وجود هی می گویند نشسته و دیگری می فرماید شکسته و تقصیری هم ندارند چون دیوان غزل های قطب الدین بختیار کاکی را ندیده اند و بنده هم اتفاقی به دستم رسیده که چاب 1954 در هند است و در ایران جز یکی دو کتابخانه وجود ندارد و شاید بیش از بیست غزل حافظ استقبال از این شاعر هندی ایرانی الاصل سرکار خانم خطیبی واقعا حق دارند چون عالم شاعری تعارف بر نمی دارد این که جناب سامانی می فرمایند در حین رانندگی به فکرم رسید و نوشتم و جناب حاتم سامانی هم تایید می فرمایند مفهومش این است که این عزیزان اصلا دیوان حافظ را ندیده اند مخصوصا که جناب حاتم سامانی که در ایران است !
جعفر سرخی
هندی ایرانی الاصل است برای مثال این مطلع که از دیوان قطب الدین بختیار است کدام غزل حافظ را تداعی می کند ؟
مراکه هر دم و هر لحظه خانه خانه ی تست
به هر کدام نهی پای آشیانه تست
======================
آیا این مطلع غزل حافظ نیست؟
رواق منظر چشم من آشیانه ی تست
کرم نما و فرود آی که خانه خانه تست
====================
همان غزل است منتها حافظ غذای بی نمک را لذیذ کرده است و جناب سامانی غذای لذیذ را بی نمک این که جناب موسوی سرقت ادبی می گوید موافق نیستم . سرقت ادبی آن زمانی است که عینا غزل سرقت شود مانند سرقت های جناب ....... که کل غزل را می نویسد و در تخلص اسم خود را وارد می کند ( الان در آوای دل دیگر نیستند )استقبالی است است تقریبا ناشیانه چنان که نچمیدیم را به نچیدیم تغییر داده اند بدون این که متوجه باشند وزن شعر به هم می ریزد . بنابراین سرقت ادبی هم نیست تکرار هم نیست استقبالی است ناشیانه که اکثر شاعران بزرگ ما از این مرحله عبور کرده اند و من و جناب سامانی در حال عبور یم!
اما سخنی هم با جناب سامانی عزیز
غزلی را که خانم خطیبی از حافظ اشاره کرده اند و شما هم یقینا در دهنتان بوده است در سال 776 قمری قطب الدین محمود مظفری برادر شاه شجاع مظفری در اصفهان فوت می کند و بین مردم اصفهان سر جانشینی او اختلاف می افتد تا آن جایی که فقط ده نفر بر جنازه ی شاه محمود حاضر می شوند و خبر به شیراز می رسد و شاه شجاع به سرعت خود را برای تصرف اصفهان به اصفهان می رساند و آن جا را تصرف می کند و...
حافظ این غزل را در فراق شاه شجاع سروده اند و وداع با شخصی است زنده یعنی سوگنامه نیست یک غزل برای اظهار دلتنگی است وقتی می خواهیم آن را سوگنامه کنیم باید به محتوای غزل هم دقت کنیم.
خداوند روح دایی عزیز و همکار خوب مرا قرین رحمت کند . با سپاس

حمید  سامانی
ناب سرخی عزیز درود بر شما

سپاس از ارسال دیدگاهتان، بله صحیح میفرمایید شاعری تعارف برنمیدارد، اما ایکاش واقعا من بازنویسی و یا به گفته شما استقبالی ناشیانه کرده بودم، بالاتر برای خانم خطیبی توضیح دادم و نیازی هم به قسم خوردن نیست، شباهت دو خط شعر من با شعر حافظ در شرایط خاص کاملاً اتفاقی بوده، بخصوص اینکه در رساندن منظور و مفهوم در انتخاب کلام محدودیت داشته ام

پاینده باشید


حاتم سامانی
سپاس و درود جناب سرخی عزیز .
انتظار تعارف از کسی نبوده و نیست . عقاید و نظرات همه محترم است . اما انتظار درک موقعیت و شرایط حاکم وجود دارد .
صرفنظر از اینکه واقعا و عامدا ایشان (آقای حمید سامانی) از شعر حافظ استقبال کرده ، یا اتفاقی پیش آمده بماند البته مرتکب گناهی نشده . آیا در اشعار بسیار زیبای سرکار استقبالی از کسی نشده ؟ .
من صاحب عزا باید چه نقشی را بازی میکردم ؟ . تایید شعر او گناه است ؟
من در خصوص ابراز نظر برای ایشان (حمید سامانی) همیشه رسمی و مختصر مطلبی گفته ام ، مبادا تصور بر جانبداری پیش آید .
در پناه حق


جعفر سرخی
اکثریت اشعار من استقبالی است از بزرگان ادب نه من که شهریار هم حافظ هم و مخصوصا در غزل سنتی هر چه بسرایید قبلا سروده شده است . و در غزل معاصر هم کلمات عوض می شود . دوازده قرن غزل نوشتن دیگر جایی برای واژگان نوظهور نگذاشته است و از این نظر بنده در جایگاه مدافع نشسته ام . اما تایید شما را نپسندیدم به همان دلایلی که فرمودید . باسپاس


حاتم سامانی
عقیده ی فاسدی است

عباس علی استکی
درود جناب سامانی گرامی
مصیبت وارده را تسلیت میگویم
مرا در غم خود شریک بدانید
امید که خداوند رحمان ایشان را ببخشد و بیامرزد
موفق باشید

حمید  سامانی
جناب استکی از همدردی شما ممنونم

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

حمید  سامانی

اطلاعات شاعر

شاعر : حمید سامانی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : فارسی
نوع شعر : رباعی
دسته بندی : تقدیمی
تخلص : حمید
کشور : آمریکا
شهر : ایالت ویرجینیا
شناسه : AVA-p- 11843
تاریخ : سه شنبه 14 مرداد 1393 21:46
دیدگاه ها : 60
بازدید : 2821

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "ماورا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

نوروز و فلسفه هفت سین

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 24,460,110
تعداد صفحات : 11832
تعداد اشعار : 10978
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2015
تعداد شاعران آقا : 1458
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5