آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : جـایـی کـه گمــان اید

جـایـی کـه گمــان اید

آنشب که ز درد و غم اشک از بصرم غلطید
ارکـــان سمــــــاوات از آه ســـحـرم لــــرزیـد

در دام چـــو افـــــتادم بــا عشـــق درافــــتادم
هـم قضــا بمـن زه گفـت هم قدر بمـن خــندید

یـک نـدا بمـن گفــتا هـان خــیره مشـو بنــگر
ایـن اسـت همــان موضـع زانـو بزده جمشـید

آن شـــاهــد هــرجـایـی تا پشــت نمـود بـرمن
گــویی کــه همــه عــالم یکــباره ز هم پاشـید

ان جفـا کـه افـزون شـد ،آسمـان دگرگون شد
هم زمـین به خـود لرزید هم زمان بهم پیچـید

دلــدار جفــا کارم ، طــرار  دل و جــان بـود
شـــبرو کــه سحــر آمـــد آمـــال مـــرا دزدید

جــایـی کــه گمــان ایــد اندیشـــه ی بــد زاید
گــرعقـــل شـــود قاضـی هرگــز نــبود تردید

حــاتم کــه پـی دل بــود تــا عشـق نمـایان شد
از مکــتب شــیدایی ،  نکـــته هــا ازان برچید


حاتم سامانی غم عشق دل ندا

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


عادل دانشی
درود بر آقای سامانی
غزلی زیبا با وزن دوری (مستفعل مفعولن مستفعل مفعولن) .
هـم قضــا بمـن زه گفـت هم قدر بمـن خــندید
و یا
یـک نـدا بمـن گفــتا هـان خــیره مشـو بنــگر
ان جفـا کـه افـزون شـد ،آسمـان دگرگون شد
هم زمـین به خـود لرزید هم زمان بهم پیچـید

در تمام مصراع ها از اختیار ابدال (قلب ) استفاده شده است . قلب یا جابجایی هم همین طور است یعنی با مقایسه رکن قریته اش ( در مصراع دیگر) تشخیص داده می شود. حتما قرینه اش را – یعنی مثلا در مصراع اول رکن سوم با رکن سوم مصراع بعدی مقایسه می کنند.کار برد این نوع – یعنی جابحایی – بیشتر در – ل ل – ( مفتعلن) و ل – ل -(مفاعلن) است.این اختیار از قرن ششم به بعد دیگر استفاده نمی شود مگر در مورد فوق الذکر و نیز قالب رباعی.در شعر زیبای شما استفاده از این اختیار در شعر ثقالت ایجاد کرده است.جسارتم را ببخشید

حاتم سامانی
درود خدا بر جناب دانشی عزیز . ضمن تشکر از نظرات ارزشمندت باید عرض کنم :
این شعر که مثمن اخرم اخرب اشتر است ، بر وزن "مفعولُن مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن " سروده شده ، و وزن دوری نیست . زیبا ترین اشعار لسان الغیب بر این وزن است که میفرماید :
"ای پادشه خوبان ، داد از غم تنهایی ----- دل بی تو بجان آمد وقت است که باز آیی"
وزن " (مستفعل مفعولن مستفعل مفعولن( که فرمودید تطبیق آن برایم مشکل است .
ضمنا جابجایی در ابیات ابدال (قلب) بصورتی که شما میفرمایید مشاهده نمیشود .
توجه کنید ، شعر در قالبی که عرض کردم ، سروده شده و ضرورت و احتیاجی به اختیار شاعر نداشته .


عادل دانشی
سلام مجدد آقای سامانی
وزن مرجع (مستفعل مفعولن مستفعل مفعولن ) همان وزن مرجع (مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن) می باشد و هر دو یکی ست . وزن های عروضی را با الگوی هجاها نشان میدهند نه افاعیل .

مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن
--^ /^---/--^ /^---
مستفعل مفعولن مستفعل مفعولن
--^ ^/---/--^ ^/---
می بینید هر دو یکی است
بنابراین اگر شما از اختیار وزنی استفاده نکرده باشید باید الگوی شما بر همان مبنا باشد
هـم قضــا بمـن زه گفـت هم قدر بمـن خــندید
هم/قَ/ضا/بِ/من/زِه/گفت/ هَم/قَدر/بِ/مَن/خَن/دید
-/^/-/^/-/-/-^/-/-^/^/-/-/-
خودتان این الگو را با وزن مرجع مقایسه کنید. جابجایی هجای دوم و سوم را متوجه می شوید . در ضمن اگر اذعان دارید این وزن دوری نیست چرا از( گفت )با هجای کشیده استفاده کرده اید؟در صورتیکه از این هجاها فقط در اوزان دوری می توان استفاده کرد که از دو نیم مصراع تشکیل شده اند و در آخر هر نیم مصراع اصول آخر مصراع صدق می کند(تبدیل هجای کشیده به بلند) . در مورد بقیه خوشه هایی که قبلا ذکر کردم نیز همین جابجایی مشاهده می شود . البته نمی توان این قلب را چالش وزنی دانست اما در ثقالت شعر تاثیر گزار است . یاز هم مرا ببخشید



حاتم سامانی
سلام محدد جناب د انشی
توالی سه سبب و یک وتد در بعض مصاریع (مفعولن مفا) اشکالی جزئی در پی دارد که میشود بر آن خرده گرفت . زیرا عروضیان سه سبب پی در پی را نمی پسندند و معتقدند که از جزالت کلام میکاهد . میبینید که خودم بر آن واقفم و گمان دارم ، شبهه ی حضرتعالی ناشی از آن باشد .
از طرفی ملاحظه میفرمایید که در مفعولُ دو سبب و یک متحرک وجود دارد . در حالیکه در مستفعلن دو سبب و یک وتد وجود دارد که اینها یعنی (مفعولن و مستفعلن) با هم سازگار نیستند . نتیجه آنکه افاعیل (من و شما) از یک جنس نیستند . شاید توجیهی وجود دارد که من از آن بی خبرم .


عادل دانشی
درودی مجدد آقای سامانی
در شیوه سنتی قاعد هى خاصى براى تقطيع به اركان وجود ندارد و تقطيع به اركان بيشتر با تمرين و تكرار ملكه
ذهن طالبان علم عروض می شود.تقطیع به شیوه امروزی منظم تر است و برای آن ازدو شیوه استفاده می کنند.اگر با شیوه اول نظم تناوب حاصل شد که هیچ و اگر حاصل نشد شیوه دوم را اعمال می کنند. مثلا در اوزان هزج اگر تقطیع سنتی بگوید (مفعول/ مفاعيل/ مفاعيل/ فعل)
تقطیع امروزی می گوید (مستفعل/ مستفعل/ مستفعل/ فع) . اگر تقطیع سنتی بگوید (مفعول/ مفاعلن/ مفاعيلن ) تقطیع امروز می گوید (مستفعل/ فاعلات/ مستفعل) .از این مثال ها بی شمار است . در اوزان های مختلف تغییر تقطیع وجود دارد نه تغییر وزن . ماهیت وزن و الگوی هجا یکی است . وزن شما را در کتاب تفهیم المعجم فی معاییراشعار العجم جزو اوزان دوری محسوب می شود .
مستفعل مفعولن/مستفعل مفعولن
دایم گل این بستان- شاداب نمی ماند
دریاب ضعیفان را – در وقت توانا یی
البته نویسنده ی کتاب فوق الذکر آقای حاکی هستند که افتخار شاگردی ایشان را داشته و دارم. در مورد تکرار هجاها که بیان کردید عملا در شعر قرار گرفتن سه هجای کوتاه پشت سر هم محال است اما سه هجای بلند در کنار هم قرار می گیرند .با یک تقطیع ساده می توان دید شما در خوشه های مذکور از اختیار قلب استفاده کرده اید و من با توجه به وزنی که شما گفتید تقطیع کردم .
مرا ببخشید


حاتم سامانی
درود جناب دانشی
فرمودید "در شیوه سنتی ! قاعد ه ى خاصى براى تقطيع اركان وجود ندارد و تقطيع به اركان بيشتر با تمرين و تكرار ملكه ذهن طالبان علم عروض می شود . تقطیع به شیوه امروزی منظم تر است" .
این یک اشتباه محض است و برعکس آنچه امروزه میگویند ، تقطیع در شیوه ی سنتی ! ، بسیار دقیقتر و روشنتر است . باین جمله که در تعریف علمی تقطیع آمده ، توجه کنید که میفرماید :
"تقطیع شعر آنست که بیت را از هم فرو گشایند و بر اسباب و اوتاد و فواصل قطعت کنند تا هر جزوی در وزن برابر جزوی شود از افاعیل بحر که این بیت از آن منبعث باشد چنانکه اسباب این در مقابل اسباب آن افتد و اوتاد درمقابل اوتاد و فواصل در مقابل فواصل . و درین باب اعتبار ، ملفوظِ شعر باشد " به آخر جمله توجه کنید : "در این باب اعتبار ، ملفوظِ شعر باشد"
شما در کتابهای عروض امروز کجا چنین فصاحت و توضیح و تشریحی عالمانه و ادیبانه پیدا می کنید؟ . من به آنها اعتقاد ندارم .
در عروض سنتی و قدیم ، برای تقطیع این بیت
" گفتم غم تودارم ..." تقطیع چنین است "مستفعلن فعولن ..."/
دقت را ملاحظه میفرمایید؟ . هر جزو در مقابل جزو خود قرار گرفته . از این دقیق تر چه میخواهید .
و اما همانطور که قبلا گفتم این شعر بر وزن مفعولُ مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن است ، که در بعض مصاریع تغییری جزئی بر وزن مفعولُن مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن بوجود آمده که مفعولن شامل سه سبب متوالی است و عروضیان سنتی ! آنرا نمی پسندند ، در حالیکه آنطور که شما میفرمایید نزد عروضیان امروز پسندیده است . اختلاف اینجا است . می بینید که تصرف و انحراف در علم عروض هم بوجود آورده اند . پاینده باشید .


عادل دانشی
باز هم درود
بنده هم شاگرد همین عروضدانان سنتی بوده ام. آقای حاکی الان 80 ساله هستند و هنوز هم با انرژی به امر تعلیم مشغولند.اصول تقطیع عروضی تغییری نکرده است و اتفاقا ارکان وزن عروضی شعر شما را دقیقا همانطوری که قبلا ذکر کردم نوشتند .منتها رکن بندی تقطیع در شیوه سنتی و امروزه را بر اساس مقالات ادبی خدمتتان عرض کردم نه عقیده شخصی . چون در تقطیع و رکن بندی امروزه سعی در تساوی ارکان است . الگوی هجایی یک وزن عروضی خاص را نمی توان به هیچ وجه به هم زد .حال یکی بگوید مفعولن یکی دیگر بگوید مستفعل چه فرقی می کند هر دو الگوی هجاییشان سه هجای کشیده است. در استفاده از اختیارات شاعری الگوی هجایی را در نظر می گیرند نظیر جابجایی هجا یا تغییر کمیت آن . والا چه فرقی می کند ارکان را شما چه بنامید. مستفعل مفعولن فرقی با مفعول مفاعیلن از لحاظ وزنی ندارد . تنها تفاوت موسیقی درونی آنهاست . ببخشید پرحرفی کردم


حمید  سامانی
آفرین بر شما جناب سامانی و جناب دانشی عزیز
از مناظره شما لذت میبرم پاینده باشید


حاتم سامانی
درود بر جناب دانشی عزیز .
خوشحالم که شما اهل دل و اهل کلام هستید . همیشه سعی کرده ام در اظهار نظرها نهایت کم حرفی و اختصار در کلام را رعایت کنم . اما تبادل نظرات فیمابین بنده و جنابهالی بلحاظ اینکه ممکن است برای دوستان کم تجربه مفید باشد ، نیاز به گفت بیشتر را احساس کردم و بعنوان توضیح ، ادامه دادم .
فرمودید : "والا چه فرقی می کند ارکان را شما چه بنامید. مستفعل مفعولن فرقی با مفعول مفاعیلن از لحاظ وزنی ندارد ."
باید عرض کنم خیلی فرق د ارد . فرمایش شما مثل آنست که بگوییم اعداد 123 با اعداد 321 فرقی ندارد چون حاصل جمع هر یک 6 میشود . اما میبینیم تفاوت آنها 198 واحد است . این اصل ریاضی در خیلی از مسایل از جمله عروض حاکم است .
خیلی ناراحت قضیه نباشید چون نظیر این حرفها در گذشته بوده و اکنون هم هست . افرادی که به عمق مبحث وارد نبودند نظرات و پیشنهادات گوناگون دادند و رفتند .
به این جمله ی معترضه توجه کنید "و چون بدین مقدمات بر بعضی از تصرفات فاسد این جماعت درتقریر بحور و ثبت دوایر وقوف افتاد و تفصیل غلط ایشان در این فن معلوم شد .... جماعتی متاخران بخیال مهارتی که خود را در علم عروض تصور کرده اند ، در آن سعیهای باطل نموده اند و بحرهایی تخریج کرده که تا این غایت هیچ صاحب طبع بر آن اوزان شعر نگفته است و بعد از این نیز نخواهد گفت ....) . این جمله نشان میدهد که در آنزمان هم مدعیان نادان عروض ، اظهارات فاسدی داشتند . عینا نظیر آنچه امروز مشاهده می کنیم . افسوس نیستند تا ببینند چه افرادی نظرات فاسد خود را رایج کرده اند .
اگر کمی با دقت بعض آثار (ادبی ، تاریخی ،علمی ، اجتماعی و ...) را مطالعه کنید ، به آسانی درمییابید که سیاق گفتار یکسان نیست . در یک صفحه یا یک جمله ، سبک نگارش با ما قبل و ما بعد آن تفاوت دارد . یعنی چی ؟ یعنی گفتار مختلف این و آن را کنار هم گذاشته و کتابی ساخته و اسمی در کرده اند .
بعلت پاره ای مشکلات شخصی ، تا کنون نتوانستم به سایت سری بزنم . در این دیر وقت (ساعت 1.5 ) سری زدم و متوجه پاسخ شما شدم . چون امکان مراجعه شاید پیش نیاید ، خسته و خواب آلود این عرایض را نوشتم . اگر نکثی باشد پوزش میخواهم . بامید دیدار . پاینده باشید .


عادل دانشی
سپاس از نظراتتان آقای سامانی
من در جواب بیانات شما آن مطالب را اذعان کردم .شما سه مطلب کلی را اذعان کردید
1.این وزن وزنی دوری نیست
2. وزن مرجع (مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن) با (مستفعل مفعولن مستفعل مفعولن) متفاوت است
3. اختیار قلب صورت نگرفته است

هر سه این بیانات اشتباه محض است . بنده گفتم شما باید شعرتان را تقطیع کنید و با الگوی هجایی وزن خودتان (مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن) تطبیق دهید .من این کار را کردم و نشان دادم که اختیار صورت گرفته است . دوم با شعر خودتان نشان دادم وزن دوری است هرچند که بر طبق کتاب های عروضی جزو اوزان دوری است. سوم با تقطیع نشان دادم که هر دو وزن یکی ست چون اساس وزن را الگوی قرار گرفتن هجاها و کمیت آنها مشخص می کند نه اسم ارکان . آن مثالی که زدید 123 و 321 ربطی به بحث ما نداشت و اتفاقا در شعرتان با جابجایی هجاها مشهود است. زمانی که بحثی در مورد وزن عروضی یک شعر می شود باید با تقطیع اختیارات صورت گرفته را در شعر نشان داد.من الگوی هجایی وزن مرجعی که شما گفتید را نوشتم و با تقطیع اختیارات را نشان دادم . دیگر بحث ها اصلا بی ارتباط به اصول علمی شعر است.کسانی در این انجمن هستند که از اصول عروض مطلع هستند .من بحث را تمام کرده و قضاوت را به دوستان می سپارم .در پناه حق


حاتم سامانی
آقای دانشی آغاز سخن کردند که 1و2و3 (سه مورد) را من اذعان کرده ام و هر سه مورد را اشتباه محض ذکر کردند . یعنی توضیح خواستند . اگر به نظراتم مراجعه شود چنان اذعانی از طرف من صورت نگرفته . و در پایان فرمودند " دیگر بحث ها بی ارتباظ به اصول علمی شعر است و از انجمنشان دفاع کرده و بحث را نیز خاتمه دادند .یعنی منتظر پاسخ من نیست که زیرکانه القاء شبهه کرده است .
این اظهارات در پاسخ ایشان نیست بلکه خطاب به خوانندگان محترم است و در دفاع و شبهه زدایی .
1 - از سوی ایشان و من نامی از انجمنشان و افراد آن بمیان نیامده . اصلا برای من معلوم نیست که وابسته ی به کدام انجمن است که از آن دفاع کرده اند . تمایلی هم برای دانستن آن ندارم .
2 - پاسخ لازم هم به مورد اشاره ی او داده شده که چون از نقل قول من از نویسنده ی عروض عصبانی شدند ، بدقت نخواندند و مطلب را نگرفتند . بماند .
3 - نوشتند "چون اساس وزن را الگوی قرار گرفتن هجاها و کیفیت آنها مشخص میکند . " جمله تمام شده و چه میخواسته بگوید ، نمیدانم .
4 - در جای دیگر نوشته هر دو وزن یکی است . منظور ایشان (مفعولُ مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن) که من گفته ام با (مستفعلن مفعولن مستفعلن مفعولن) که او گفته . آیا این دو شبیه بهم هستند ؟. از هر کدام یکی را مورد بررسی قرار میدهیم : "مفعولُ" دو سبب و یک متحرک دارد و "مستفعلن" شامل دو سبب و یک وتد است . شباهت کجاست ؟ به درخواست وی بها دهید و قضاوت کنید . والسلام .


عادل دانشی
سلام مجدد آقای سامانی عزیز
شما برداشت اشتباهی از سخن من کردید. منظور من بچه های همین انجمن آوای دل بود
دوم اینکه من قصد خروج زیرکانه نداشتم و توضیحات را کامل دادم . ولی شما از من زیرک ترید پدر جان . من گفتم رکن مفعول با مستفعل برایر است ؟ این رو بچه دبیرستانی می داند که برابر نیستند . منظور من کل ارکان تشکیل دهنده وزن بود . ببخشید مبنای وزن در شعر عربی،فارسی و ترکی چیست؟ وزن مرجع را با چه چیزی نشان می دهند؟با همین افاعیل عربی یا الگوهای هجایی؟
الگوی هجایی وزن مرجع (مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن ) چیست؟مگر اینطور نیست؟
- -^ ^ - - - - -^ ^ - - -
حالا وزن مرجع( مستفعل مفعولن مستفعل مفعولن ) چیست ؟ مگر اینطور نیست؟
- -^ ^ - - - - -^ ^ - - -
پدر عزیز هر دو یکی ست چون در شعر کمیت هجاها (کوتاهی ،بلندی یا کشیدگی) و چیدمان آنها اساس وزن را تشکیل می دهد. چیزی که من می گویم حرفیه که اساس علم عروض است . چیز من در آوردی امروزی نیست .حرفی که شما زدید توهینی به امثال آقای حاکی است که همسن شما هستند و شاید بیشتر و من از محضر آنها بسیار آموختم و هنوز می آموزم . بنده قصد بی احترامی به شما نداشتم و معذرت خواهی می کنم اگر برداشت بدی از سخنانم داشتید . ضمنا ایرادی از شعر شما نگرفتم و مناظره ای کردم جهت آگاهی دوستان

سید رضا موسوی
درود بر شما استاد مهربان و خوبم
در سايه الطاف خداوندي تنتون سالم و دلتون خوش باشه

حاتم سامانی
سلام پسر ارجمندم . خیلی از مراحم شما سپاسگرازم . خداوندتندرستی و نصرت بشما عنایت فرماید .درود بر شما

جعفر سرخی
درود بر جناب سامانی عزیز . فلک گفت گیر و قدر گفت زه . زنده باشید

حاتم سامانی
درود خدا بر دوست فرهیحته ام جناب سرخی عزیز

اصغر اروجي
سلام وعرض ادب جناب سامانی

حاتم سامانی
سپاس از حضور پر شور شما . خیلی ممنونم . برقرار باشید.

شهرام دیلم صالحی
استاد گرامی جناب سامانی عزیز
درود بر شما لذت بردم

حاتم سامانی
سپاس از حضور پر شور شما . خیلی ممنونم . برقرار باشید.

حمید  سامانی
در دام چو افـتادم با عشق درافتادم
هـم قضا بمن زه گفـت هم قدر بمن خـندید

احسن بر شما جناب سامانی، شعر بسیار زیبایی سروده اید از خواندن آن لذت میبرم

مهر خداوند بر شما افزون باد

حاتم سامانی
متشکرم . اگر شما تعریف نکنید کی تعریف کند ؟ (یک شوخی بیمزه) . ممنونم دستت درد نکند . در پناه خدا .

عباس علی استکی
سلام استاد عزیز
بهره بردم از تراوش قلمتان
دستمریزاد
تندرست و خرم باشید

حاتم سامانی
درود خدا به جناب استکی عزیز . خیلی ممنونم . سربلند باشید .

سیامک کیهانی
درود بر جناب سامانی بزرگوار
سروده ای با اندیشه و حس و حالی زیبا خواندم و ممنونم
بانظرات جناب دانشی عزیز هم موافقم و از بحثتان آموختم
در پناه حقیقت

حاتم سامانی
سپاس فراوان جناب کیهانی عزیز . از حضور گرم و صمیمانه ات خوشحالم . در پناه حق

    ارسال دیدگاه

    ×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

    تصویر شاعر

    حاتم سامانی

    اطلاعات شاعر

    شاعر : حاتم سامانی
    عنوان کاربری : شاعر
    دفتر شعر : غزلیات
    نوع شعر : غزل
    دسته بندی : عاشقانه
    تخلص : حاتم
    کشور : ایران
    شهر : کرج
    شناسه : AVA-p- 11804
    تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393 13:30
    دیدگاه ها : 26
    بازدید : 808

    دفاتر شعر

    اشعار دیگر شاعر

    جستجو در آوای دل

    آخرین دانلود ها

    پینشهاد واژه

    آیا معنی واژه "اگزما" را می دانید؟

    پخش موسیقی

    ّبیوگرافی

    پیشنهاد

    حمایت از آوای دل

    آخرین کتاب

    افطاری

    متن های دوزبانه

    پیشنهاد کتاب

    راز محبت و آشنایی در غزلیات حافظ

    مقالات عمومی

    آخرین مقالات آموزشی

    آخرین واژه ها

    اشعار ماندگار

    همایش ها

    غیر فعال

    آمار فعالیت

    تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
    تعداد بازدید 20,973,691
    تعداد صفحات : 11848
    تعداد اشعار : 10994
    تعداد دیدگاه ها : 258,787
    تعداد شاعران : 2018
    تعداد شاعران آقا : 1460
    تعداد شاعران خانم : 558
    تعداد واژه های لغت نامه : 852
    همایش های رسمی برگزار شده : 5