آوای دل
d
d
d

شعر : عید

عید
باعطر اذان که سینه ها جوشیدند
بربام دلم ستاره ها تابیدند

چشمان غم الوده ام هنگام قنوت
ازپنجره دعا خدا رادیدند

-

درشور سرودم شب گیسوی تورا
سی روِز تمام سوره روی تورا

مردم پی دیدار هلالند بیا
عیداست اگرببینم ابروی تورا









اصغر اروجي عید فطر مبارک اذان غم دعا خدا

توضیحات تکمیلی

عید سعید فطر به همه دوستان مبارک

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


جعفر سرخی
درود بر جناب اروجی عزیز
مشکلات وزنی در هر دو رباعی وجود دارد هر چند که با قافیه های قسمت اول هم چندان موافق نیستم جوشید ند را باید با پوشیدند و نوشیدند و ... قافیه کرد ولی خوب قدما کرده اند اما خیلی کم . با سپاس


اصغر اروجي
درودبرشما جناب سرخی بزرگوار
درمورد قافیه باشما موافقم بله به ندرت گفته شده
درمرد وزن رباعی اول فکرکنم منظورشما حرف (ه)درگلمه غبارآوده ام می باشد که قبلن به صورت :چشمان پرازغبارمن وقت قنوت بوده که ترجیح دادم به صورت فعلی ویرایش دهم گرچه قبلی روانتر بوده نظرشما هم محترم است
اگرغیرازاین هم هست بنویسید
اما درمورد وزن رباعی دوم ایرادوزنی رادقیقن باتقطیع بیان فرمایید تابهره ببریم باتشکر


جعفر سرخی
متاسفانه چون فونت فارسی ندارم نوشتن مشکل است ولی چنین به نظر می رسد که مصرع اول رباعی شما بر وزن :
مفعول مفاعیلن مفاعیل فعل است که در این صورت مصرع سوم در وزنی دیگر است و در رباعی دوم مصرع اول بر وزن :
مفعول مفاعیل مفاعیل فعل است
که در این رباعی هم مصرع دوم و چهارم با مشکل وزنی همراه است . تقطیع را خودتان انجام دهید متوجه می شوید . با سپاس


جعفر سرخی
متاسفانه چون فونت فارسی ندارم نوشتن مشکل است ولی چنین به نظر می رسد که مصرع اول رباعی شما بر وزن :
مفعول مفاعیلن مفاعیل فعل است که در این صورت مصرع سوم در وزنی دیگر است و در رباعی دوم مصرع اول بر وزن :
مفعول مفاعیل مفاعیل فعل است
که در این رباعی هم مصرع دوم و چهارم با مشکل وزنی همراه است . تقطیع را خودتان انجام دهید متوجه می شوید . با سپاس


اصغر اروجي
درودبرشما حناب سرخی عزیزازاینکه دیر جوابتان رادادم پوزش می خواهم مسافرت بودم اما گویا جناب دانشی عزیز گفتنی ها را فرموده اند وتکرار مکررات رالازم نمی دانم ازحضورونظرتان سپاسگزارم دررپناه حق

عباس علی استکی
سلام دوست عزیز
بسیار زیبا و دلنشین بودند
حضور و لطف استاد سرخی عزیز موجب اعتبار و برکت است
موفق باشید

جعفر سرخی
بزرگوارید جناب استکی همیشه بنده را شرمنده می کنید ، آن چه که بزرگان به ما آموخته اند وظیفه داریم تا جایی که بتوانیم بیاموزیم هر چند هر گز به پای آنان نخواهیم رسید ولی تلاش می کنیم لااقل شبیه سازی کنیم . .سپاسگزارم

حمید  سامانی

جناب اروجی

در بیت اول سینه ها اشاره به سینه کیست؟ دیگران یا خود؟ با خواندن ادامه شعر اینطور پیداست که اشاره به خود است و یک سینه که مفرد است جمع بسته نمیشود که از فعل جمع استفاده کنید، ظاهرا بخاطر مصرع دوم جمع بسته اید، ولی ستارگان میدرخشند و ماه و خورشید است که میتابند، دیگر اینکه عطر یک بو و رایحه است و به مشام میرسد و اذان صوت است و به گوش میرسد، هر چند هر دو در فضا می پیچند و اگر بجای عطر از بانگ یا صدا استفاده کنید صحیح است

درود بر شما

جعفر سرخی
مشگلی نیست جناب سامانی تقدس اذان را تشبیه به عطر کرده که در هوا می پیچد و سینه های روزه داران را به جوش و خروش و حرکت وا می دارد و خورشید هم می تابد و هم می درخشد
بنا های آباد گردد خراب ....... زباد و هم از تابش آفتاب
چو خورشید رخشان بر رون کرد سر.....
ستاره هم گاهی می درخشد و گاهی می تابد مانند ماه تابان ، باسپاس


اصغر اروجي
درودبرشما جناب سامانی عزیز دراین گونه موارد قبلن نیز توضیحات لازم داده شده ولی باز هم شما همان سوالهای قبلی وغیرتخصصی راتکرار کردید این چه نگاهی به سرودهاست. اولن که تکرار را لازم نمی دانم چون جناب سرخی هم باز جوابتان را داده اند اما درمورد سوال مجددشما واقعن تعجب می کنم عزیز من وقتی که عطرادان می پیچد سینه های من جناب سرخی جناب سامانی بزرگ وشاید شما بزرگوارودیگران می جوشند ودرآن لحظه ستاره ها بر بام دل من میتابند شاید به بام دیگرعزیزان هم حال شمارا نمیدانم کجای این جملات ایراددارد جناب سامانی مثل این که شما بفرمایید من ودوستان وقتی پیاده روی کردیم من خسته شدم حال درجمله اول فاعل جمع بوده وبعدمفردشده ایا ایراددارد؟ بازهم متذکر می شوم بااطلاعات کافی درنقدها شرکت کنید چون دیگر کاربران نضرات را می خوانند وقضاوت می کننداینجا صحبت از شعرمی باشد نه مکالمه معمولی فرموده اید که جناب سرخی از بنده حمایت می کنند ویا تشویق می نمایند جناب سرخی اولین نظر را به سروده بنده داده اند ونظرش هم موجود است که هدف تشویق وطرفداری نبوده طرح این سوالها رابرچه اساسی می باشد. بزرگوار قضاوت را به دیگران می سپارم .حرفی ندارم روزگارتان خوش


جعفر سرخی
به شادی در آمد شب تیره باز
چو خورشید رخشنده بگشاد راز ....
یکی کودک آمد خورشید جهر
ز ناهید تابنده تر بر سپهر ...
فردوسی
فراوان داریم مهر رخشان مهر تابان و.... با سپاس


حمید  سامانی
جناب سرخی

تصور میکنم هم شعر ایشان و هم نظر بنده را با عجله خوانده اید، خواهش میکنم دوست عزیز من متوجه هستم که شما میخواهید حمایت و تشویق کنید، اولّا اینکه اشاره ایشان به روزه داران دیگر نیست و به خود است چون در مصرع دوم بیت اول گفته اند "بر بام دلم" نه بر بام ما یا دیگران و همینطور در مصرع بیت سوم گفته اند "چشمان غم آلودم" نگفته اند چشمان غم آلودشان و یا اشاره به شخص سوم و دیگری، شما که بهتر میدانید تشبیه حدی دارد، دیگر آنطور هم نیست که هر چیزی را به هر چیزی که دلمان بخواهد تشبیه کنیم، برای همین است که خیلی از شعرها نامفهوم میشوند، اگر قرار بر این باشد که شلم شوربا میشود و شاهد هستیم که چقدر بسیاری از اشعار دوستان در اینجا دچار ناهنجاری هستند، ایشان از ستاره استفاده کرده اند نه از ماه یا خورشید، بله اگر اختران چون ماه و خورشید به زمین نزدیک بودند می تابیدند ولی با این فاصله ها از زمین که نوری ندارند که بتابند پس میدرخشند و سوسو میزنند و چشمک میزنند

چو روشن بود روی خورشید و ماه
ستاره چرا برفرازد کلاه

درود بر شما


اصغر اروجي
درودبرشما جناب سامانی عزیز دراین گونه موارد قبلن نیز توضیحات لازم داده شده ولی باز هم شما همان سوالهای قبلی وغیرتخصصی راتکرار کردید این چه نگایست به سرودهاست. اولن که تکرار را لازم نمی دانم چون جناب سرخی هم باز جوابتان را داده اند اما درمورد سوال مجددشما واقعن تعجب می کنم عزیز من وقتی که عطرادان می پیچد سینه های جناب سرخی جناب سامانی بزرگ وشاید شما بزرگوارودیگران می جوشند ودرآن لحظه ستاره ها بر بام دل من میتابند یعنی از تابیدن ستاره ها حال شمارا نمیدانم کجای این جملات ایراددارد جناب سامانی بازهم متذکر می شوم بااطلاعات کافی درنقدها شرکت کنید چون دیگر کاربران نضرات را می خوانند وقضاوت می کننداینجا صحبت از شعرمی باشد نه مکالمه معمولی فرموده اید که جناب سرخی از بنده حمایت می کنند ویا تشویق می نمایند جناب سرخی اولین نظر را به سروده بنده داده اند ونظرش هم موجود است که هدف تشویق نبوده طرح این سوالها رابرچه اساسی می باشد. بزرگوار قضاوت را به دیگران می سپارم .حرفی ندارم روزگارتان خوش


اصغر اروجي
ازاشتباه نظرات و..تایپی نیز پوزش می خواهم


حمید  سامانی
در مثالی که عنوان کردید گفتید "من ودوستان وقتی پیاده روی کردیم من خسته شدم" در این مثال کاری را باتفاق دیگران انجام داده اید و فعل جمع خود شما را نیز شامل میشود چون شما در آن شرکت داشته ای پس جمله صحیح است، ولی اگر میگفتید "دوستان پیاده روی میکردند و من خسته شدم" آن موقع بی معنا میشد، حالا فرضا اگر میگفتید "آنگه که بانگ اذان سینه هایمان را لرزانید" یا چیزی شبیه این که البته وزن و قافیه هم رعایت شده باشد، باز چیزی بود

دیگر اینکه گفتید طرح این سوالها بر چه اساسی میباشد، اساس این سوالها به دلیل درک سطحی و ضعف نگارش مطالب و تشبیهات عجیب شماست، تسلط به این موضوعها تخصصی است که در شاعری ملزوم میباشد و شما فاقد آن هستید، با این همه منظور خاصی در بین نیست و "تنها" یک نظر است، اگر موافق نیستید مهم نیست، تنها بنده و جنابعالی در این موضوع اختلاف نظر داریم، پایان بحث


اصغر اروجي
تمام فرمایشات شما راکاربران می خوانند وقضاوت می کنند چه نظرات قبلی که درسروده های دیگران دادید چه این نظرات .چون نظرات بیانگراطلاعات هستند چه من چه شما وهم چنین ادبیات کلام بدرود

حاتم سامانی
گفتنی ها گفته شد ،
اما زیبا سرودید . دستت درد نکند

اصغر اروجي
سلام وعرض ادب جناب سامانی وقتی هدف آموختن باشد شرایط سنی مطرح نیست ازگفته ها نتایج حاصل می شود سپاس از حضورباارزشتان

طلعت خیاط پیشه
جناب اروجي ارجمند
درود بر شما

اصغر اروجي
درود بانو طلعت پیشه بزرگوار سپاس از حضورسبزتان

مهتاب قیاسی
درود برشما بزرگوار،رباعیات زیبایی بود.عید برشما هم مبارک.

اصغر اروجي
درود برشماخانم قیاسی بزرگوار سپاس سپاسگزارم

عادل دانشی
درود بر شما آقای اروجی بزرگوار
رباعی زیبا و شورانگیز . تشبیهات دلنشینی داشت
ببخشید من زیاد فرصت سر زدن به شعر دوستان را ندارم ولی چون بحث آموزش مطرح است نتوانستم از کنار این موضوع رد شوم . فقط یک چالش وزنی خفیف در سومین مصراع رباعی اول وجود دارد که به راحتی قابل رفع است و دیگر هیچ مشکل وزنی و قافیه در دو رباعی وجود ندارد. رباعی دارای یک وزن نیست و دوازده وزن دارد که از همان وزن اول مشتق می شوند . وزن مرجع مستفعل مستفعل مستفعل فع (مفعول مفاعیل مفاعیل فعل) است که با اختیارات قلب و تسکین دوازده وزن از آن به وجود می آید و هر مصراع می تواند به هر کدام از آن اوزان باشد . من وزن مرجع تک تک مصراع ها را می نویسم
باعطر اذان که سینه ها جوشیدند (مستفعل فاعلات مفعولن فع) اختیار قلب در رکن دوم و تسکین در رکن سوم
بربام دلم ستاره ها تابیدند (وزن بالا)
چشمان غم الوده ام هنگام قنوت . این مصراع چالش وزنی دارد و علت آن ضمیر (ام) است و اگر به جاش هجای کوتاه قرار بگیرد وزن درست می شود مثلا
چشمان غم الوده به هنگام قنوت (مستفعل مستفعل مستفعل فع)
ازپنجره دعا خدا رادیدند (مستفعل فاعلات مفعولن فع) . پنجره یِ دعا
و رباعی دوم
درشور سرودم شب گیسوی تورا (مستفعل مستفعل مستفعل فع)
سی روِز تمام سوره روی تورا (مستفعل فاعلات مستفعل فع ) فقط اختیار قلب در رکن دوم
مردم پی دیدار هلالند بیا (مستفعل مستفعل مستفعل فع)
عیداست اگرببینم ابروی تورا (مستفعل فاعلات مستفعل فع)
در ضمن بر اساس کتاب عروض دکتر کامیار علامت ماضی (ید) جزو حروف اصلی قافیه محسوب می شود و می توان واژه های ورزید ،پرستید و دید و رنجید و .....همقافیه گرفت . نمونه ش در اشعار هم قدیم و هم امروز زیاد است . بنابراین قافیه ها همگی صحیحند.
موفق باشید

اصغر اروجي
درودبرشما جناب دانشی عزیز ازاینکه حضورداشتید بادقت خواندید بسیار متشکرم بله بزرگوار با نظرشما موافقم همانگونه که درنظراول جناب سرخی عرض کردم مصرع که فرمودید به صورت(چشمان پراز غبار من وقت قنوت) بوده که روان وبدون ایراد خفیف وزنی بوده که ترجیح دادم به صورت فعلی درآورم گرچه درنوع خوانش ایرادبسیارخفف وزنی را همراداشت
ومی توان نیز به صورت ( چشمان غو آلوده ی من وقت قنوت نیز نوشت)که به همین صورت ویرایش می گردد دیگرمواردرانیز جواب دادیدکه خودنیز براین باوربودم که فرمودید
به هرحال تمام نظرات محترم هستندونظرات واقعی بایستی جای نظرات کلیشه ای را بگیرند باسپاس فراوان ازشما بزرگوار روزگارتان به کام


عادل دانشی
خواهش میکنم آقای اروجی. کتاب شکوفه های خوشپوش دکترصفشکن به تازگی چاپ شده و شامل رباعیات ایشان است. از هر دوازده وزن استفاده شده است. ایشان دوست سالیان دراز پدرم هستند و همیشه پس از چاپ چند نسخه را برایمان میفرستند. اشعاری زیبا سرودند.


اصغر اروجي
درودمجدد بله مچند نمونه ازرباعیاتش را درسایت شعرنو خواندم خیلی زیبا بودند سپاس

پروانه نیک اندیش
درودبرشما جناب اروجی بزرگوار بسیارزیبا سرودید فقط بانظرجناب دانشی موافقم

اصغر اروجي
درودبرشما خانم نیک اندیش عزیز سپاس گزارم ازحضور باارزشتان

    ارسال دیدگاه

    ×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

    تصویر شاعر

    اصغر اروجي

    اطلاعات شاعر

    شاعر : اصغر اروجي
    عنوان کاربری : شاعر
    دفتر شعر : مجموعه غریبانه
    نوع شعر : رباعی
    دسته بندی : عاشقانه
    تخلص : غريب
    کشور : ايران
    شهر : اصفهان
    شناسه : AVA-p- 11787
    تاریخ : دوشنبه 30 تير 1393 6:21
    دیدگاه ها : 28
    بازدید : 1294

    دفاتر شعر

    اشعار دیگر شاعر

    جستجو در آوای دل

    آخرین دانلود ها

    پینشهاد واژه

    آیا معنی واژه "براق" را می دانید؟

    پخش موسیقی

    ّبیوگرافی

    پیشنهاد

    حمایت از آوای دل

    آخرین کتاب

    افطاری

    متن های دوزبانه

    پیشنهاد کتاب

    فرهنگ جامع زبان فارسی

    مقالات عمومی

    آخرین مقالات آموزشی

    آخرین واژه ها

    اشعار ماندگار

    همایش ها

    غیر فعال

    آمار فعالیت

    تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
    تعداد بازدید 24,450,955
    تعداد صفحات : 11832
    تعداد اشعار : 10978
    تعداد دیدگاه ها : 258,787
    تعداد شاعران : 2015
    تعداد شاعران آقا : 1458
    تعداد شاعران خانم : 557
    تعداد واژه های لغت نامه : 852
    همایش های رسمی برگزار شده : 5