آوای دل
d
d
d

شعر : خدا

خدا


گر عدالت در جهان کار خداست
 فقر و بیداد در جهان بر ما چراست

 چون ستمکاری همی از نوع ماست
 یاوه بس گوییم کین کار خداست
حمید سامانی خدا عدالت فقر جهان ستمکاری

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


شهرام دیلم صالحی
درود بر شما جناب سامانی
مفهوم زیبایی رو تصویر کردید. در مصراع آخر فقط قافیه بهم خورده که با توجه به معنای شعر هم قافیه که معنی رو برسونه یکم سخته پیدا کردنش. به گمانم خود جنابعالی هم به اجبار قافیه رو شکستید !

حمید  سامانی
جناب صالحی

تشکر میکنم از بازدید و همینطور از ارسال نظرتان، قافیه این دو بیتی "است" است که در هر چهار مصرع تکرار شده

درود بر شما

ژیلا راسخ
درود

با آقای دیلم صالحی موافقم

حمید  سامانی

خانم راسخ

متقابلا درود بر شما و سپاس از ارسال دیدگاهتان
متشکرم

مهتاب قیاسی
درود جناب سامانی.مانا باشید

حمید  سامانی
خانم قیاسی

ممنونم از لطفتان، شما هم پایدار باشید، همینطور متشکرم از بازدید و ارسال نظرتان

عادل دانشی
درود آقای سامانی
در مورد این شعر زیبا چند نکته را باید عرض کنم . ابتدا این شعر در قالب رباعی نیست و شما نوع آن را رباعی ذکر کردید . وزن شعر شما فاعلاتن فاعلاتن فاعلن می باشد که در همین وزن هم چالش وزنی دارید.
فقر و بیداد در جهان بر ما چراست
در اینجا (بیداد) چون هجای کشیده دارد چالش وزنی ایجاد کرده است . می توانستید بنویسید (فقر و بیدادِ جهان بر ما چراست) یا (فقر و ظلم اندر جهان بر ما چراست)

یاوه بس گوییم که این کار خداست
در اینجا حرف (که) هجای اضافی است و چالش وزنی ایجاد کرده است . (یاوه بس گوییم این کار خداست )
در ضمن در قالب هایی با دوبیت نظیرقطعه ،دوبیتی و رباعی قافیه را در بیت دوم تکرار نمی کنند مگر اینکه جناس تام باشد یا نقش دستوری متفاوتی داشته باشد که آنهم به ندرت پیش می آید . فقط در غزل است که قافیه مصراع اول را در مصراع زوج بیت دوم می آورند (ردالقافیه)
حتمن کتاب ها و جزوات آموزش عروض را مطالعه نمایید . موفق باشید

حمید  سامانی
جناب دانشی عزیز

سپاسگزارم از بازدید و ارسال دیدگاهتان، بله تصور میکنم من سهواً گونه رباعی را انتخاب کرده ام، البته این شعر بیشتر از ده روز پیش تا به ذهنم آمد بلافاصله آن را در قسمت ارسال شعر جدید یادداشت کردم و بکلی فراموش کردم که برای تنظیم نهایی به آن سر بزنم و منتشر شد، به هر حال در امر انجام شده ای قرار گرفتم

در رابطه با حرف "که" در مصرع آخر آن نیز جزو موارد تصحیح میبوده که شما متذکر شده اید، از قسمت فنی تارنامه درخواست کرده ام تا "که این" را به "کین" تغییر دهند

تکرار قافیه در رباعی و دو بیتی معمول و متداول است و میتوان نمونه های بسیاری را در رباعیات باباطاهر مشاهده کرد

دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملایک
تو قدر خود نمیدانی چه حاصل

سه غم آمد به جانم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره داره
غم یار و غم یار و غم یار


مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم پریشان آفریدند
پریشان خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشان آفریدند

درود بر شما


عادل دانشی

سلام مجدد آقای سامانی عزیز
در مورد تکرار قافیه در دوبیتی و رباعی همانطور که آقای اروجی نیز فرمودند جایز نیست و من موارد موارد استثنا نیز بیان کردم . در دو مورد از مثال های شما قافیه ها تکرار نشده است بلکه پس از قافیه ردیف آمده که شما با قافیه اشتباه گرفته اید . در مورد مثال اول سبحانی،شیطانی و نمیدانی همقافیه یکدیگرند و چه حاصل نقش ردیف دارد . در مورد مثال سوم نیز سامان ،پریشان و ایشان همقافیه هستند و آفریدند نقش ردیف دارد. اما در مورد مثال دوم . ابتدا باید بگویم قوانین عروض و قافیه در تمام قالب های شعر کلاسیک یکی ست . ضمنا اگر در غرلیات حافظ به عنوان مثال تکرار قافیه می بینید یا جناس تام است یا اینکه کلمات قافیه در نقش های دستوری مختلف به کار رفته است و این امر در قالب دوبیتی نیز صادق است.
سه غم آمد به جانم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره داره
غم یار و غم یار و غم یار
خوب دقت کنید متوجه ایجاز می شوید که در دوبیتی ایجاز نقش اساسی دارد. بیت اول در حقیقت این است غریبی و اسیری و غم یار
سه غمی هستند که یکباره به سراغم آمده اند . وحالا در بیت دوم میگوید غم یار را نمی توان چاره کرد که در اینجا فعل ایجاز به حذف شده است . بنابراین یار در ترکیب با مضافش در بیت اول نقش مسند داارد.اما در بیت دوم یار به همراه مضافش نقش مفعولی دارد . کثال دیگر دوبیتی معروف فایز است
قيامت قامت و قامت قيامت / قيامت كرده ای ای سرو قامت
مؤذن گر ببيند قامتت را / به قد قامت بماند تا قيامت
در اینجا نیز قیامت تکرار شده است ولی در دو نقش دستوری متفاوت است . در ضمن ین تکرار قافیه ها به ندرت در دوبیتی به چشم میخورد و قانونا باید از آن پرهیز کزد . موید باشید


حمید  سامانی
جناب دانشی

جهت درک بهتر اجازه دهید مروری داشته باشیم به معنای قافیه

قافیه یک واژه عربی است و یعنی آخر چیزی و از پی رونده جمع آن قوافی است، معادل آن در فارسی پساوند است

در شعر "کلمه آخر" بیت یعنی کلمه ای که شعر به آن ختم میشود را قافیه می نامند و اعاده آن در آخر هر یک از ابیات بعد لازم باشد، آیا این معنا درست است یا خیر؟

خب وقتی قافیه "آخر" بیت است چطور میتواند ماقبل کلمه ای دیگر باشد؟ این با معنای قافیه مغایرت دارد

واژه "هم قافیه" که شما اشاره کردید یعنی اینکه دو یا چند کلمه در یک قافیه مشترک هستند، مثلا در همین رباعی باباطاهر کلمات سبحانی، شیطانی و نمیدانی با هم "هم قافیه" هستند یعنی اینکه در یک قافیه مشترک هستند و قافیه مشترک آنها "چه حاصل" است، ناگفته نماند که در حقیقت خود "چه حاصل" درعین حال نقش ردیف را هم دارد که این خود بحثی جالب است، تریبون با شماست

اصغر اروجي
درود برشما جناب سامانی عزیز این اولین سروده ای است که ازجنابعالی می خوانم باتوجه به کامنتهایی که ازشما بزرگوار می خواندم انتظارم خیلی بیشترازاین بود (1) دوبیت شما درقالب رباعی نمی باشد گرچه درشعرامروز قالبهای جدیدی نیز برای دوبیتی ورباعی سروده شده اما ازنظرات دیگرهم ایرادداردووجود کلماتی نظیر چراست وهمی نیز ازشعرامروز فاصله گرفته البته این سلیقه است نه عیب فقط دررابطه باشعرروز عرض کردم(2)همانگونه که می دانید شعرباید جوششی باشد نه کوشش که دراینحا ازنظرکوششی نیز ناموفق بوده به دلیل اینکه اولن ایرادوزنی ذارد وضربه نهایی دربیت اخرمشاهده نمی شودوعلاوه برآن تکرار قافیه که آن هم دررباعی ودوبیتی قابل قبول نمی باشد مادرغزل می توانیم یکبار تکرار قافیه داشته باشیم مگردرمواردی که قافیه معنی دیگری درسروده داشته باشدبه هرحال هرچه را که میخواستی بیان کنید متوجه شدم اما نه اززبان شعر به امید خوانش اشعار بهتری ازشما بزرگوار

حمید  سامانی
جناب اروجی عزیز خوش آمدید

تشکر میکنم از بازدید و ارسال دیدگاهتان، در رابطه با نظرهایی که در شعرهای دوستان میدهم، اگر توجه کرده باشید نقدهای من بیشتر در محور زبان و دستور زبان و نگارش و ساختار جملات و تشبیهات است تا قواعد شعری، مشکل این است که دوستان آنقدر به قواعد شعر (وزن و قافیه) توجه میکنند و در آن غرق میشوند که دچار ناهنجاریهای نگارش و املایی و دستوری میشوند، در رابطه با تکرار قافیه برای آقای دانشی جواب نوشته ام

درود فراوان بر شما

جعفر سرخی
این که دوستان چنین مو شکافانه بررسی می کنند و صحیح هم می فرمایند ، واقعا خوشحالم که سایت کم کم از تشویق های بی ثمر دارد به سمت نقد های مفید می رود و این هم نتیجه ی تلاش شما و چندی از دوستان است . اجازه دهید تا دیگر بنده نظری ننویسم چون دوستان نظر دادهدو تکرار مطلب می شود . زنده باشید .

حمید  سامانی
سلام و درود بر جناب سرخی عزیز

سپاس از بازدید شما و نظر لطفتان، امیدوارم که فضایی بوجود آید که همگی بتوانیم در کنار لذت بردن از شعرهای دوستان با تبادل نظر از هم بیاموزیم، در مورد بیان مغایر جوابی برایتان فرستادم تا رفع ابهام شود که به گمانم ندیده اید

پاینده باشید

حاتم سامانی
خواجه امام حسن قطان که از ایمه ی خراسان است ، اوزان دو بیتی را از مفاعیلن استخراچ و در دو شجره نهاده ، یکی اخرب و دیگری اخرم . و انشقاق هرکدام را به دوازده بخش تقسیم کرده . که بعلت طول کلام از هرکدام چند نمونه از افاعیل مربوطه را شاهد می آورم:
در بخش اخرب :
مفعولُ مفاعلن مفاعیلن فاع
مفعولُ مفاعلن مفاعیلن فع
مفعولُ مفاعیلن مفعولُ فعول
مفعولُ مفاعیلن مفعولُن فاع و ....
در بخش اخرم :
مفولُن فاعلُن مفاعیلُن فاع
مفعولُن فاعلُن مفاعیلُ فَعَل
مفعولُن مفعولُن مفعولُ فَعَل
مفعولُن مفعولُن مفعولنُ فاع و ....
در بعض ازاحیف واقع شده که به فع یا فاع ختم میشوند به واسطه ی قریب المخرج بودن ، وزن مصاریع بین آنها به سختی قابل تشخیص است و البته گمان اشکال نمی رود . گاه مصرع درست ، خارج از وزن و گاه مصرع خارج از وزن ، درست بنظر می آید . و این وضعیت در صدر بیت هم بعید نیست . بنظر من سروده ی آقای حمید سامانی در چنین وضعیتی قرار دارد .

عادل دانشی
درود آقای سامانی عزیز
راستش چون ایشان نوشته بودند رباعی عرض کردم چون وزن رباعی بر پایه ی مستفعل مستفعل مستفعل فع (لا حول ولا قوه الا بالله) است .اما اگر منظور ایشان دوبیتی باشد حرف شما را با توجه به دانشتان و منبع مذکور قبول دارم . چون در دوبیتی های قدیم از همین وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن در کنار مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل (فعولن) نیز استفاده می شده . مثلا یک مصراع بر وزن یکی می نوشتند و مصراع دیگر بر وزن دیگری. هر چند امروزه در دوبیتی فقط از وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل (فعولن) استفاده می شود و چه دوبیتی های فایز و مفتون و دوبیتی سراهای قدیم و چه دوبیتی سراهای معاصر را بخوانید بر همین وزن است .اما یک نکته را باید در نظر گرفت و اینکه دوبیتی ابتدا به صورت ترانه های محلی بوده و غالبا هم یازده هجایی نبوده اند . بعدا ادیبان آمدند و دوبیتی را در وزن عروضی آوردند. به همن دلیل ممکن است در دوبیتی های بسیار کهن را مشاهده کنید چالش وزنی وجود دارد چون از همان ترانه سرایی (که بعضا ناقض قئانین عروضی است) اشتقاق شده اند . جالب است که در شعر آقا حمید آن چالش وزنی را که اشاره کردم حتی در دوبیتی فایز نیز دیده ام البته این چالش اگر دوبیتی را با آواز بخوانیم به چشم نمی آید. مروزه دیده ام بعضی از دوبیتی سراهای امروز بدون در نظر گرفتن اساس دوبیتی شعرهایی را با چالش وزنی مینویسند . مثلا من دیده ام که یک دوبیتی سرا به تاسی از دوبیتی سراهای روز نوشته
لالایی کن مرا که خواب دارم
و گفت چون در دوبیتی سراهای تراز اول روز این واژه را در همین رکن دیدم استفاده کردم. اما به عقیده ی ادیبان (نه شاعران) باید دوبیتی را بر اساس وزن عروضی مرجع نوشت.


حمید  سامانی
سلام و درود بر جناب سامانی عزیز

ممنونم از بازدید و توضیحاتتان، بهره بردم، این شعر یکباره به ذهنم آمد و مفهوم آن بیشتر از هر چیز مد نظر است

پاینده باشید


حاتم سامانی
درود بر شما . خواستم تولد و پیدایش ترانه یا رباعی یا چهار پاره را که در آن موقع باین اسمها شناخته میشد را عرض کنم الان رباعی فقط با وزن لاحول ولا قوت الا بالله شناخته میشود و ترانه و دوبینتی و غیره را جدا از رباعی میدانند و این یک اصطلاح اشتباه است که این روزها رایج شده ، اما میدانیم که در حقیفت همه از یک منبع سرچشمه میگیرند و ترانه متفرعات زیادی دارد ، و از بعض بحور هم قابل استخراج است . اشکالی ندارد . بهتر است هر وزن را به نامی بنامند .
اما داستان پیدایش رباعی از آنجا شروع شد که :
"... روزی از اعیاد بر سبیل تماشا در بعض از متنزهات غرنین میگشت ، طایفه ای اهل طبع دید گرد ملعبه جمعی از کودکان ایستاده و دیده بنظاره کوز بازی کودکی نهاده .....فدم در نهاد و دیده بنظاره ی کوز بازی کودکی نهاده ...... بشیوه گری جان شکری می کرد و در کوز بازی اسجاع متوازن و متوازی می گفت .... تا یکباری در انداختن گردکانی از کوز بیرون افتاد و بقهقری هم بجایگاه باز علطیید . کودک از سر ذکای طبع و صفای قریحت گفت :
(غلطان غلطان همی رود تا بن کو) .
شاعر را این کلمات وزنی مقبول و نظمی مطبوع آمد . بقوانین عروض مراجعت کرد و آنرا از متفرعات بحر هزج بیرون آورد و بواسطه ی آن کودک بر این شعر شعور یافت .... و بحکم آنکه منشد و منشی و بانی آن وزن کودکی بود نیک ، موزون و دلبر و جوانی سخت تازه و تر ، آنرا ترانه نام نهاد ."
اما سخنی با دوستان دارم . بعضی چون آقای حمید سامانی فقط زوم میکنند روی دقایق دستوری و ادبی اما دیگر مسایل در درجه ی دوم اهمیت قرار میگیرد . آقا سروده ات بی نقص ، طراوت ترانه و موسیقی کلام کو ؟ .
یا بعضی می پیچند بر روی قواعد عروض ، اینجا یک مصوت کم یا زیاد است ، رکن دوم آنحا بهم ریخته . بابا جان ، جهان چون خط و خال و چشم و ابروست / که هرچیزی بجای خویش نیکوست اگر اساس بهم نخورد ، این اشکالات جزئی قابل اغماض است . دنیا که به آخر نمی رسد . درود بر شما

سید رضا موسوی
قافیه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

قافیه، مشتق از قفو، به معنای پس گردن[۱] و از پی‌رونده[۲] است، در فارسی آن را پساوند گویند[۳] و اصطلاحی است در نظم و شعر.

محتویات

۱ تعریف قافیه
۲ قافیه در نظم
۳ انواع قافیه
۳.۱ نمونه‌ها
۴ قافیه در شعر نو
۵ جستارهای وابسته
۵.۱ نمونه‌ها
۵.۲ پانویس
۵.۳ منابع
۵.۴ پیوند به بیرون

تعریف قافیه

قافیه، قسمت تکرار شونده از کلمه‌هایی است که در نظم و شعر تکرار می‌شود، به شرط آن که قسمت تکرارشونده جزئی از کلمهٔ قافیه باشد و به آن الحاق نشده باشد. ضمناً اگر کل کلمه و نه جزئی از آن تکرار شود به آن ردیف می‌گویند. آخرین حرف اصلی قافیه را «رَوی» می گویند. به عنوان مثال در کلمات جام، وام، دام، نام و آرام، حرف «م» روی است.

فرهنگ معین در مادهٔ قافیه نوشته است:

«ای نرگس پرخمار تو مست [/] دل‌ها ز غم تو رفت از دست.» قافیهٔ آن از آخر کلمه باشد تا به نخستین حرکتی که پیش از سواکن آن بود. پس قافیهٔ این شعر دو حرف و حرکتی بیش نباشد و آن سین و تاء است و حرکت ماقبل آن، اما اگر حرف آخرین از کلمهٔ قافیه از نفس کلمهٔ قافیه نباشد بلکه به علتی بدان ملحق شده باشد چنان‌که: «برخی چشم مستشان [/] وان زلف همچون شستشان.» که کلمهٔ اصلی در آخر این شعر «مست» و «شست» است و«شان» از بهر اضافت جماعت بدان ملحق شده است. قافیهٔ آن از آخر کلمه باشد تا به نخستین حرکتی که پیش از سواکن حروف نفس کلمه باشد.»[۴]
قافیه در نظم

در نظم کلمهٔ قافیه در انتهای بیت‌ها می‌آید یا مصراع مطلع غزل و البته چنانچه شعر دارای ردیف باشد کلمهٔ قافیه قبل از ردیف قرار می‌گیرد. به بیتی که هر دو مصراع آن قافیه داشته باشد مُصَرَّع می‌گویند.
انواع قافیه

سید رضا موسوی
انواع قافیه

«انواع قافیه به اعتبار تقطیع پنج است به اجماع اهل عرب و فارس: مترادف ‚ متدارک ‚متکاوس ‚ متواتر‚ و متراکب. و بعضی این الفاظ را القاب قوافی گویند. و بعضی حدود قافیه گویند.»[۵]

مترادف: ترادف در لغت به معنی پیاپی شدن است و آن قافیه‌ای است که دو حرف ساکن پیاپی باشد مانند یار
متدارک: تدارک در لغت به معنی دریافتن است و آن قافیه‌ای است که دو حرف متحرک باشد یک حرف ساکن مانند خرد
متکاوس: در لغت به معنی انبوهی است ودر اصطلاح قافیه‌ای است که چهار حرف متحرک باشد و یک حرف آخر ساکن مانند بزنمش
متواتر: تواتر در لغت به معنی پیاپی شدن است و ان متحرکی است که در دو طرفش حرف ساکن باشد، مانند درکش
متراکب: متراکب در لغت به معنی برهم نشستن است و ان قافیه‌ای است با سه حرف متحرک و ساکتی در آخر مانند فکند[۶]

نمونه‌ها
قافیه در شعر نو

در شعر نو از آن‌جا که طول مصراع‌ها و بیت‌ها یک‌سان نیست و کلمهٔ قافیه با نظم مشخصی تکرار نمی‌شود، قافیه با تعریف سنتی آن وجود ندارد اما به هر حال شاعران نوگرا نیز از قافیه در شعرهای‌شان استفاده می‌کنند اما این قافیه بدون نظم و قاعدهٔ از پیش تعیین شده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد احمد شاملو در مصاحبه با ناصر حریری در این باره می‌گوید:«می‌توان از قافیه توقع ارجاع‌دهندگی داشت، یعنی خواننده را بی‌درنگ از طریق قافیه به کلمهٔ خاصی که مورد نظر است توجه داد. حضور نامنتظرش می‌تواند در القاء موسیقائی شعر هم بسیار کارساز باشد. حتا در پاره‌ای موارد تمام بار ساختاری شعر را به دوش می‌کشد.»[۷]
جستارهای وابسته

شعر کلاسیک فارسی
شعر نو
شعر نیمایی

نمونه‌ها
پانویس

دهخدا ۱۰۵
معین ۲۶۱۸
شناخت شعر ۱۴۲
معین ۲۶۱۸ و ۲۶۱۹
دهخدا ۱۰۵
شناخت شعر ۱۷۸
حریری ۵۳

منابع

دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا جلد ۳۸ شماره مسلسل ۵۷. زیر نظر محمد معین. تهران: دانشگاه تهران، سازمان لغت‌نامه.
محمد معین. فرهنگ‌نامه فارسی (جلد دوم). چاپ نهم. تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر، 1375. ۲۶۱۸. شابک ‎۳-۰۱۶۴-۰۰-۹۶۴.
حریری، ناصر. «نقش قافیه». در دربارهٔ هنر و ادبیات گفت و شنودی با احمد شاملو. چاپ سوم. بابل: نشر آویشن و نشر گوهرزاد، ۱۳۷۲.
شناخت شعر، دکتر ناصرالدین شاه حسینی، موسسه نشر هما، چاپ اول
احمدی گیوی، حسن، و دیگران. زبان
سید رضا موسوی
اگر در مورد رديف سوال داريد يه سرچ ساده كار گشا ست

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

حمید  سامانی

اطلاعات شاعر

شاعر : حمید سامانی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : فارسی
نوع شعر : رباعی
دسته بندی : عرفانی
تخلص : حمید
کشور : آمریکا
شهر : ایالت ویرجینیا
شناسه : AVA-p- 11775
تاریخ : جمعه 27 تير 1393 8:24
دیدگاه ها : 41
بازدید : 2186

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "آل عبا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

شهرزاد قصه‌گو

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 24,451,065
تعداد صفحات : 11832
تعداد اشعار : 10978
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2015
تعداد شاعران آقا : 1458
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5