آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : خواب کویر

خواب کویر
  آسمان خواب کویر تشنه را تعبیر کن
 شعر باران را برای لاله ها تفسیر  کن

چشمه ی دل  را بجوشان در سراب کینه ها
با شراب عشق زخم سینه را تطهیر  کن

ابر چشمان شفق اشکی برای گل نریخت
 ژاله ات را میهمان  غنچه ی  شبگیر کن

بوته ی شیدا در آغوش نسیم آواره است
ریشه ی بی آب را در خاک تر  زنجیر کن

 موج شنزارِ ریا  گلزار شادی را ربود
 رودی از آیینه را بر دشت غم تصویر کن

 از عطش دیوان لبهای زمین خشکیده شد
 بوسه گاه  مهر را با یک غزل تسخیر کن

 آسمان  با ناله هایم  آشنا  هستی  ببار
((وصف سیلاب سرشک دیده را تقریر کن))


عادل دانشی تضمینی غزل خواجوی کرمانی شعر باران آسمان دل عشق غم بوسه آشنا

توضیحات تکمیلی

مقطع شعر تضمینی از غزل خواجوی کرمانی ست


دیدگاه های کاربران

اکرم بهرامچی
درود بر شما آقای دانشی

عادل دانشی
لطف دارید خانم بهرامچی عزیز . مهرتان پایدار


عادل دانشی
لطف دارید خانم بهرامچی عزیز . مهرتان پایدار

حمید حمیدی زاده
آسمان خواب کویر تشنه را تعبیر کن
شعر باران را برای لاله ها تفسیر کن
درود بر شما
بسیار دلنشین.
ایام به کام.

عادل دانشی
سپاس استاد حمیدی زاده . ممنون از حضور سبزتان

حاتم سامانی
درود بر شما . غزل زیبایی است . اگر اجازه نقد داده میشد . نکاتی در جهت اصلاح برای گفتن هست . در پناه خدا
عادل دانشی
ممنون از دوستان عزیز. من همیشه وقتی شعری مینویسم میگویم میتوانم بهتر از آن بنویسم. شاید یکی از دلایل پیشرفتم این بود که نقد دوستان را شنیدم و نیز مطالعات بادبی و شعرشناسی را با جدیت انجام دادم. نقدتان به دیده منت

حاتم سامانی
درود خدا بر جناب د انشی عزیز . اجازه ی نقد دادید حسب الامر :
در بیت اول مصرع دوم مرقوم داشتید "شعر باران را برای لاله ها تفسیر کن"
این بیت چنان زیبا است که یک اشکال کوجک را می پوشاند . میدانیم که کویر معمولا لم یزرع است و جای روییدن لاله نیست . لاله در جاهای مصفا و خوش آب هوا میروید
چشمه خود سراب است ، زیبنده است یکی از آنها (چشمه یا سراب ) را خذف فرمایید .
در بیت سوم مصرع دوم غنچه ی شبگیر مرفوم شده . اگر غنچه با ناله عوض شود زیبایی شعر دو چندان میشود . ناله ی شبگیر گفته میشود ، اما غنچه ی شبگیر خیر .
در بیت پمجم مصرع دوم آمده رودی از آینه . آینه مثل آب سیال نیست تا آنرا به رود تشبیه کرد
پیروز و سربلند باشید .


عادل دانشی
درود آقای سامانی عزیز
نقد شما را خواندم و لازم دانستم توضیحاتی را بدهم . کویر لم یزرع است اما گیاهانی در آنجا می رویند که با آن شرایط سازگارند و لاله کویری یکی از آن گیاهان است . چشمه همان سراب نیست بلکه متضاد سراب است و در فرهنگ لغات چشمه و سراب متضادند و سراب توهم چشمه است . ضمنن در مصراع اول بیت دوم ارتباط افقی بین چشمه ،دل،سراب و کینه بایستی باشد تا مفهوم شعر رسانده شود و حذف هر کدام کار منطقی نیست. غنچه ی شبگیر به معنای غنچه ی سحر است که ژاله یا همان شبنم بر روی گلبرگهایش مینشیند و آوردن ناله هیچ ارتباطی به ارتباط افقی کلمات و مفهوم رسانی ندارد.در بیت پنجم رودی از آینه در حقیقت تشبیه مضمر است و باید دو مصراع را خواند چون آیینه نماد صداقت است و متضاد ریا در مصراع فرد است.رودی چون آیینه صاف و زلال .در حقیقت ادات تشبیه و وجه شبه حذف شده است و حالت استعاره پیدا کرده است . هر چند اگر باز هم تشبیه و استعاره را در نظر نگیریم شعر کلامی مخیل است و نمی توان فضاسازی را با دید منطقی سنجید . سپاس از توضیحاتتان


حمید  سامانی
آقای سامانی

چنانکه متذکر شدید سراب که به آن سرآب هم میگفته اند باغ و زمینی است که نزدیک آب و یا سرچشمه باشد و همینطور سرچشمه و ابتدای نهر و رودخانه نیز سراب است، سراب نیلوفر کرمانشاه یکی از سرابهای معروف و دیدنی است که مردم از آن بازدید میکنند

سرابی که مد نظر آقای دانشی است احتمالا اثر انعکاس و شکست نوری است که در صحرا، کویر، بیابان و حتی دریا و در جاده های داغ دیده میشود که از دور به شکل آب نمایان میگردد، ولی شاید هم معنای دیگر سراب وهم و خیال و تصور است که ممکن است مورد نظرشان باشد، ولی با شما موافقم لاله صحرایی شنیده بودم ولی لاله کویری برای من تازگی دارد

با این همه، ایشان عقیده دارند که سراب متضاد چشمه است و با توضیحاتی دیگر سعی در تفهیم معنای شعر خود دارند که متاسفانه ایجاب میکند که مدام همراه این شعر الصاق بمانند تا آنچه که منظورشان است برای خواننده تفهیم شود، ولی مشکل اینجاست که بر خلاف همین نظر از طرفی میگویند شعر خوب شعری است که هر مخاطب برداشتی از آن کند و به دلیل اینکه ایشان در قسمت پایینتر متذکر شده اند که بایستی از عقاید علمی وی تشکر کنم و بحث غیر تخصصی نکنم، به هر حال یاد حالا میبینم که شعری که اخیرا منتشر کردید مصداق پیدا میکند، همانا سعی تو مشت است و سندان - همه گفتار تو نقـش بر آب است، درود بر شما

پایان


حاتم سامانی
درود جناب دانشی عزیز و خرسند از حضور ذهن روشنتان .
توضیحی دارم در برداشت و معانی که در ذهنم آمده و معروض داشتم :
در فرهنگ عمید آمده : سراب ، باغ و زمینی که نزدیک آب و سرچشمه یا ابتداء نهر و رودخانه باشد . و نیز بمعنی شوره زار و جایی در بیابان که در تابش و روشنایی آفتاب از دور مثل آب بنظر آید . ملاحظه میفرمایید که متضاد نیستند . دور از توضیحات فرهنگ ، واژه ی "سراب" یعنی جاییکه آب از آنجاسرچشمه میگیرد . با این توضیحات "در سراب کینه ها" معنی اول در ذهن متبادر میشود . ولذا سراب و چشمه را یکی دانستم . البته با توضیحات شما "جوشیدن چشمه در سراب کینه ها" را نتوانستم هضم کنم . قطعا برداشت شما درست و خوب است .
توضیحات بسیار مفیدی در خصوص تشبیه و استعاره دادید که جای تحسین دارد . البته اگر در مصراع "رودی از آیینه را بر دشت غم تصویر کن" اگر حرف "از" را با "چون" که در توضیحات هم فرمودید معاوضه کنید . تعبیرات مصداق کامل پیدا میکند . متشکرم


حاتم سامانی
آقای دانشی . از ارتباط افقی و عمودی و جهات ششگانه ی شعر بگذریم . در همین مصرع که خودتان بآن اشاره کردید:
"چشمه ی دل را بجوشان در سراب کینه ها"
سراب کینه ها چیست ؟ در اینجا "سراب" جز "سرچشمه ی" کینه ها ، مفهوم دیگری دارد؟ . اگر شما معنای دیگری برایش یافته اید باید بآن اشاره کنید تا خواننده دریابد . در فرهنگ ها برای "سراب" ، نخست معنای اول "سرچشمه و ابتدای آبرا" را آورده اند که در اولیوت است و سپس به معنایِ دومِ موردِ نظر شما پرداخته اند .
بدیهی است در جمله ، معنای بکار رفته (مفهوم 1 یا 2) مشخص می شود . اما در پردازشِ شما ، نشانی که مفهوم دوم را برساند ، مشاهده نمیشود .
بگذریم .
این زمان در معدود متجددین! رسم شده از واژه ها ، معنای غیر متعارف و من درآری استخراج کنند و بنام ادبیات مدرن (مدر) قالب ، غلط های املایی و انشایی را باب کرده اند .
روی سخن با شما نیست بخود نگیرید . درد دلی است که صبورتان یافتم .


عادل دانشی
درود مجدد آقای سامانی . در مورد سراب و چشمه به فرهنگ جامع واژگان مترادف و متضاد فرج الله خداپرستی رجوع کنید در مورد واژه ی سراب نوشته است
سراب : آل، سرابه، شوره زار، كوراب & چشمه
علامت & نشانه ی متضاد است . در مورد معنی مصراعی که فرمودید چشمه ی دل را بجوشان در سراب کینه ها
اگر سراب طبق نظرتان منشا چشمه است باز هم معنی صحیح است .یعنی دل ها را از کینه خالی کن
ممنون


عادل دانشی
سلام مجدد آقای سامانی
مجددا توضیحاتم رو مینویسم

چشمه ی دل را بجوشان در سراب کینه ها
مَجاز یا شیوه بیان مجازی عبارت است از به کارگیری واژه و سخن را در معنای دیگر و غیرواژگانی آن. در شیوهٔ بیان مجازی بطور معمول بین معنای حقیقی و معنای مجازی کلمه یا کلام رابطه و پیوندی برقرار است، نیز قرینه‌ای به شکل لفظی یا معنوی به کاربرد مجازی کلمه و یا سخن اشاره دارد. در اینجا به جای محبت از واژه ی (دل) استفاده کردم .این نوع علاقه ی مجاز معروف است به ((علاقهٔ محلیه )) یعنی محل چیزی به جای خود آن چیز به کار می‌رود.مثلا شعر معروف سعدی
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
«سر» در این بیت علاقهٔ محلیه‌است؛ زیرا سر محل تفکر، اندیشه، قصدو عزم است.
در مورد واژه ی سراب اگر به فرهنگ معین رجوع کنید نوشته است : زمین صاف و هموار که در اثر گرمای زیاد، از فاصلة دور به نظر آب می نماید.در حقیقت سراب بخشی از کویر است و بنابراین میتوان از ((علاقه جزئیه)) استفاده کرد (جزئی از یک شیء به جای تمام آن به کار می‌رود ).سینه های پرکینه به کویری تشبیه شده است که باید چشمه مهر و محبت در دل آن بجوشد .
توضیحاتی که در مورد سراب دادید برای هر کسی عجیب است . غالب مردم از سراب ههمان مفهومی را در نظر دارند که در فرهنگ معین آمده است و احیانا شما( سرآب) را در نظر داشتید.راستش من کسانی که واژه های الکی و بی ربط را به هم میبافند (که غالبن تحت تاثیر مواد مخدر است)و به اثرشان افتخار میکنند را شاعر نمیدانم .اما رستاخیز واژه ها و حیات دادن به آنها اساس شعر است و در آثار شاعران کهن مشهود است.جون واژه ها در شعر است که مفهوم جدیدی به خود میگیرند. موید باشید


حاتم سامانی
درود آقای دانشی عزیز . از توضیحات زیبایت خیلی خوشم آمد ، بقول امروزیها مرسی . با اینگونه کتابها از شفیعی و دیگران بیگانه نیستم . آنچه در خصوص عروض و مسایل شعری از قبیل وزن ، قافیه ، تشبیه و کنایه و استعاره وغیره گفته شده مأخوذ از کتاب مرجع المعجم فی معاییر اشعار العجمم است که تاکنون هیچکدام نتوانسته اند به پای این کتاب فخیم برسند ، زیرا همه برگرفته از آن هستند . برای افزایش گنجینه ی دانش ، شما را دعوت میکنم که این کتاب ارجمند را مطالعه فرمایید .
مرقوم فرمودید فیزیولوژیست هستید . بنا براین باید تشریح را کاملا بدانید و در تشریح افاعیل عروض استاد باشید که هستید .
رشته ی شما فیزیو لوژی جانوری است یا گیاهی؟ .
مرا بیاد دوران تحصیلم انداختید آنزمان که شما در عدم بودید ، اصطلاحا دیپلم را پنجم علمی و ششم علمی میگفتند و هریک جداگانه ارزش دیپلم را داشت . کتاب قطوری در زمینه فیزیولژی جانوری و یک کتاب هم در زمینه ی فیزیولوژی گیاهی تدریس میشد . آنزمان من موفق به کسب این دیپلم ها شدم . یادش بخیر . هنوز آثاری و یادی از متن این کتابها را بخاطر دارم .
کتاب دیگری هم تدریس میشد بنام زمین شناسی که از د ورانهای ژوراسیک و یخبندان و غیره سخن میگفت . کتاب مشکلی بود . گذری بود به گذشته .
شادکام باشید . بدرود .


عادل دانشی
سپاس آقای سامانی .
گرایش من فیزیولوژی جانوری است که حدود 8 سال پیش کارشناسی ارشد را گرفتم . البته امروزه فیزیولوژی به سمت مولکولی رفته است . من بعلت مشغله های متاهلی و نیز شغلی که شامل تحقیقات بیوتکنولوژی میشود و تدریس دانشگاه در رشته ای زیست و بیوشیمی واقعا فرصت شعرسرایی را کم دارم اما از هر فرصتی برای مطالعه و سرودن شعر استفاده می کنم.پدرم فرهنگی بازنشسته است که شاعر توانایی ست و در علاقه مندیم به شعر تاثیر بسزایی داشته است . شعر و زیست شناسی مکمل یکدیگرند .زیست شناسی کیفیت حیات را نشان می دهد و شعر راز حیات را در بر دارد. ممنون از محبتتان


عادل دانشی
درود مجدد آقای سامانی . در مورد کتابی که اشاره کردید من آن کتاب را نخواندم اما با نویسنده آش دوست هستم .استاد حاکی را همه می شناسند . اتفاقا این شعر را ابتدا ایشان خواندند


عادل دانشی
ببخشید آقای سامانی
من قصد فخرفروشی ندارم اما کسانی که تجربه ی شعر سرایی آنها بیشتر از سن من است و شاعر و استادان بزرگی هستند این شعر را خوانده اند و این سوالات عجیب و غریب به ذهنشان نرسید . علت این امر آن است که آنها فنون شعرسرایی را بلدند و از آرایه های معنوی نظیر مجاز،استعاره ،کنایه ،مجاز مرسل و تشبیهات آگاهی کامل دارند . من جهت آگاهی دوستان به همان بیت بحث برانگیز دوم اشاره می کنم.
چشمه ی دل را بجوشان در سراب کینه ها
مَجاز یا شیوه بیان مجازی عبارت است از به کارگیری واژه و سخن را در معنای دیگر و غیرواژگانی آن. در شیوهٔ بیان مجازی بطور معمول بین معنای حقیقی و معنای مجازی کلمه یا کلام رابطه و پیوندی برقرار است، نیز قرینه‌ای به شکل لفظی یا معنوی به کاربرد مجازی کلمه و یا سخن اشاره دارد. در اینجا به جای محبت از واژه ی (دل) استفاده کردم .این نوع علاقه ی مجاز معروف است به ((علاقهٔ محلیه )) یعنی محل چیزی به جای خود آن چیز به کار می‌رود.مثلا شعر معروف سعدی
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
«سر» در این بیت علاقهٔ محلیه‌است؛ زیرا سر محل تفکر، اندیشه، قصدو عزم است.
در مورد واژه ی سراب اگر به فرهنگ معین رجوع کنید نوشته است : زمین صاف و هموار که در اثر گرمای زیاد، از فاصلة دور به نظر آب می نماید.در حقیقت سراب بخشی از کویر است و بنابراین میتوان از ((علاقه جزئیه)) استفاده کرد (جزئی از یک شیء به جای تمام آن به کار می‌رود ).سینه های پرکینه به کویری تشبیه شده است که باید چشمه مهر و محبت در دل آن بجوشد .یا در این بیت
از عطش دیوان لبهای زمین خشکیده شد بوسه گاه مهر را با یک غزل تسخیر کن
بوسه گاه مهر (مهر به معنی آفتاب) در حقیقت منظور همان زمین است و از (صفت هنری) استفاده شده است . مثلن حافظ به جای شراب( پیر گلگون ) در شعرش آورده است. همچنین رابطه بوسه گاه با لب؛ مهر با زمین،دیوان (دفتر شعر )با غزل این مراعات نظیر ها منجر به ارتباط افقی قوی و تصویرگرایی زیباتری در شعر می شود و برای بیان منظور لازم است . آقای سامانی من ذهن پیچیده ای ندارم بلکه از آرایه های متنوعی در شعر استفاده میکنم که هر شاعری آنها را بلد است . درست نیست فقط تیشه شعر پدرتان را نماد اندیشه بدانید . اگر خواستید کتاب های خوبی برایتان ایمیل میکنم. موفق باشید

مهتاب قیاسی
آسمان با ناله هایم آشنا هستی ببار.درود بر شما جناب دانشی

عادل دانشی
سپاسگزارم خانم قیاسی عزیز.پاینده باشید

اصغر اروجي
درودبرشما بزرگوارغزل زیبایی بود باتوجه به اینکه ازکلماتی مانند تقدیر تطهیر تسخیر که ازکلمات عربی ومورداستفاده درشعرکهن استفاده کرده اید ولی زبان شعررا باتوانایی خوب به روز برگردانده اید واین ازویژگی های سروده زیبای شماست ایام به کام

عادل دانشی
سپاس از حسن نظرتان آقای اروجی بزرگوار

نسرین عبادسبحانی
درود برشما جناب دانشی عزیز
بسیار زیبا و دلنشین سرودید
اجسنت به این ذوق و سلیقه شما
شاعر بمانید

عادل دانشی
سپاسگزارم بانو سبحانی گرانقدر.سرافراز باشید

عادل دانشی
سپاس از تمام دوستان مهربان . پاینده باشید
سید رضا موسوی
بسيار زيبا
مرحبا

عادل دانشی
سپاسگزارم سید موسوی بزرگوار

حمید  سامانی
جناب دانشی

با آقای سامانی موافقم، شعرتان از لحاظ ساختار خوب است و از واژه های قشنگی استفاده کرده اید، در حالیکه کلمات، خود، زیبا هستند و بجای خود معنای خوبی دارند اما ارتباط این واژه ها با هم سازگار نیستند و ترکیب آنها مناسب نبوده و جمله ها را پیچیده و بغرنج کرده اید، در نتیجه شعرتان جلوه نامفهومی به خود گرفته است

در توضیح بیت دوم میگویید، ضمنن در مصراع اول بیت دوم ارتباط افقی بین چشمه ،دل،سراب و کینه بایستی باشد تا مفهوم شعر رسانده شود و حذف هر کدام کار منطقی نیست

اول اینکه "ضمنن" اشتباه است، تنوین (منون کردن) را با علامت خاص خود به این شکل[ضمناً] مینویسند، خب شما همین بیت را برایم معنا کنید، چشمه دل را در سراب کینه چه کسی بجوشان؟ و بعد چشمه عشق که خود یک تشبیه است دوباره تشبیه شده به شراب که سینه را پاک کند؟ اگر در توضیح میگفتید لاله صحرایی، خب آنوقت توجیهتان بهتر بود، لاله کویری که نداریم و وجود ندارد، یا در بیت پنجم در توضیح خود گفته اید آیینه یک تشبیه و نهایتا گفته اید یک استعاره است اگر از ارکان تشبیه بگذریم اینجا آیینه چه نوع استعاره ای است، راستش خیلی از تشبیهاتتان ایراد اساسی دارند، من تابحال چشمان شفق نشنیده بودم، یا ژاله ات را میهمان غنچه شبگیر کن یعنی چه؟

دوست عزیز من که از این تشبیهات و ارتباط آنها با هم که غالبا پرداخته اذهان خودتان است سر در نمی آورم، در تشبیهات بایستی به ارکان تشبیه دقت و توجه کرد و اشارات نیز بایستی مشخص باشند، ذوق خوبی دارید و میتوانید بهتر بسرایید

موفق باشید

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

عادل دانشی

اطلاعات شاعر

شاعر : عادل دانشی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : خاکی
نوع شعر : غزل
دسته بندی : معناگرا
تخلص : عادل
کشور : ایران
شهر : بوشهر
شناسه : AVA-p- 11744
تاریخ : جمعه 20 تير 1393 23:58
دیدگاه ها : 36
بازدید : 5394

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "والا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

نوروز و فلسفه هفت سین

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 22,683,015
تعداد صفحات : 11835
تعداد اشعار : 10981
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2016
تعداد شاعران آقا : 1459
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5