آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : ساقیا پر کن سبو را

ساقیا پر کن سبو را




مجلــس انــس و حضــــور عـالمــــان معتــــبر
فـرصــتی نیــکو بدســـت آمـــــد غنـیمت را ببر

نوبت بـزم و شـراب است و شعور و شـاعری
ســاقـــیا پـرکـن ســــبو را بــاده ی اعــــلا ببر

کــم تعــلل کـن بتــــا مجلـس بــــیارا بــا صــفا
امشــبی را مــی زده بــــر عــــــالـم بـــالا ببر

مطــربـا بـا خســـروانی نغـمــه را آغــــاز کـن
بـا نــوای نغـــمه ات گلـــریـزو درصحـــرا ببر

از کــرانه تا کــران ریــزد صــبا گـل در چـمن
از دـبـــورم دور کــن تــا ســــاحـل دریــا بــبر

شـــور و حال عاشقان شـوقی بـرانگـیزد بیــا
مســـت و مخـمورم کن و با خـود مرا آنجا ببر

گر بریزد خـون من آن نرگس مسـتت رواست
از زمیــــنم بــر کـــن و تـا گنــــــبد میــــنا ببر

کی بخــواهـی حـــاتم افســـرده را انـدر کـــنار
طاقــت از دســت شــده جانـش بلب ،حـالا ببر

 


حاتم سامانی شـاعری شعور عاشقان مجلس نرگس

دیدگاه های کاربران

حسين فلاحتكار
درو بر شما جناب سامانی بزرگوار
خوندن اشعار شما همیشه بهم انرژی میده
همیشه شاعر بمانید

حاتم سامانی
خیلی ممنون و سپاسگزارم جناب فلاحاکار عزیز . درود بر شما .

محمد سعید عرفانی منش
سلام جناب استاد
سروده اس شورانگيز و شعف انگيز البته چرا در بيت آخر تلخ ميشه؟؟!!!!!!!!شوخي كردم استاد ولي يه كم تلخ ميشه!!!!!!!
استفاده كردم و چند ابهام دارم كه ميپرسم: يكي در مورد قالب شعر است كه غزل ذكر شده و ميخواهم بدانم آيا موارد ديگري داشته ايم كه مصرعي از غزل با رديف ساير ابيات قافيع باشد و رديف نداشته باشد؟
در ديگري اينكه منظور از "مطــربـا بـا خســـروانی نغـمــه را آغــــاز کـن" چيست؟ اگر "خسرواني نغمه" تركيب وصفي باشد به نظرم رسيد احتمالا" اشتباه تايپي پيش آمده و اصل مصرع چنين بوده:
مطــربـا ،‌آن خســـروانی نغـمــه را آغــــاز کـن
در غير اين صورت اگر منظور شاعر اين باشد كه با تصنيف مختص باربد،نغمه را آغار كن،براي راحت تر خوانده شدن ويرگولي بين خسرواني و نغمه نياز است.
پيشاپيش از وقتي كه ميگذاريد ممنونم
در پناه حق
حاتم سامانی
درود خدا بر جناب عرفانی منش عزیز
آیا هرگز ندیده ای در یک مجلس شادی و سرور ، کسی غمگین نشسته باشد و حضار در جلسه از او دلجویی کنند ؟ .
صدر شعر بیان حال و کیفیت چنین مجلسی است و گوینده از ساقی خواسته برای زدودن غصه می بیاورد و در ضمن زیبایی طبیعت را هم گوشزد کرده تا شوق و انبساط در دل شخص غمگین حاضر در جلسه ، برانگیزد و در اواخر به ساقی میگوید که اگر چشم مستت خون مرا بریزد ، جا دارد . در واقع تحسین از زیبایی ساقی است .
با این اوصاف به ساقی گفته شده کی وقت آن است که این افسرده راکه طاقتش از دوری تو طاق شده و افسرده گردیده ، به کنار خود بخوانی و از غمه نجاتش دهی .
و اما خسروانی یکی از گوشه های دستگاه ماهور است و نغمه هم از گوشه های نوا است و خود نوا از مشتقات راست پنجگاه است .
اساتید توانایی مثل استاد شجریان از یک دستگاه به دستگاه دیگر میروند و گاه شنوندگان متوجه این هنرنمایی او نمیشوند .
درواقع شاعر خواستار چنین هنرنمایی را از خود نشان دهد و از دستگاههای مورد علاقه اش بصورت مرکب خوانی عبور کند .
در پناه حق
در پناه حق .

حاتم سامانی
ببخشید که پاسخ مورد اول از قلم افتاد . زمان پاسخ دهی بسیار کم و محدود است و تا متنی آماده شود از سایت خارج میشوم .جادارد مسؤولین محترم وقت پاسخ دهی را نامحدود کنند .
داشتم عرض میکردم . سروده ای شبیه غزل که مصراع اول بیت اول آن از لحاظ قالیه با سایر ابیات همخوانی ندارد ، به آن قطعه میگویند . خدا نگهدار


حاتم سامانی
سلام سیدنا . درود خدا بر شما عزیزم . خدا نکند حتم دارم میدانی چقدر ارادت دارم . ممنونم از حضور گرم و پر رونق شما . پاینده باشی . در پناه حق

سید یاسر صادقی
درود بر شما استاد عزیز و سپاس از نظرات سایر اساتید که باعث می شود با این توضیح ها درک بهتری از سروده داشت.

حاتم سامانی
درود خدا بر شما . بسیار سپاسگزارم یا سیدی . در پناه جق

نسرین عبادسبحانی
درود بر استاد غزل جناب سامانی عزیز
بسیار زیبا و دلنشین سرودید ، همچون همیشه
شاعرانه هایتان مستدام

حاتم سامانی
درود خدا به سرکار خانم سبحانی . مدتی در سایت حضور نداشتید . جایتان خالی بود . مستدام باشید .

مینا محمودی
درود خدابرشما استادعزیز
تمام اشعار شما عرفانی وزیبا ودلنشین هستند

حاتم سامانی
سپاس و درود سرکار خانم محمودی عزیز . نظر لطف و بزرگی شما است .ممنونم

فریبا  کلاهی
درود بر شما استاد و سپاس از اینکه شعر هایم را می خوانید از دیدگاه پر مهرتان بهره می برم

حاتم سامانی
سپاس و درود سرکار خانم کلاهی عزیز . نظر لطف و بزرگی شما است .ممنونم

جعفر سرخی
جناب سامانی کلی حرف بود که متافانه خورد به همه موضوع دوباره وارد سیستم شوید . واقعا متاسفم که این نیما خان ما به این موارد اصلا اعتنایی ندارد . فقط تا وقت باقی است
جعفر سرخی
عرض کنم مخمور و مست با هم به کار نمی روند در مصرع « مخمورم و مستم کم و با خود مرا انجا ببر » دو مشگل محتوایی دارد یکی جمع کردن مخمور و مست با هم و دیگر واژ ه خود که لزومی ندارد فعل ببر این خود را در درو دارد . مثلا می تواند چنین باشد ؛
مست از صهبای نابت کن ، سپس آنجا ببر
مصرع دوم بیت مقطع هم به نظرم رسید مشگل وزنی دارد
و آخر این که درست است که در قالب قطعه می فرمایید ولی غزل است و قطعه کاربردی دیگر و واژگانی دیگر می طلبد .:پروین می فرماید :
محتسب مستی به رهصص دید و گریبانش گرفت
گفت ای دوست این پیراهن است ، افسار نیست
جعفر سرخی
خلاصه جناب سامانی کم کمی صافکاری می خواهد . اما سخنی با نیمای عزیز .
جناب اصغری بزرگوار درود
یکی دوبار هم عرض کرده ام این تایمر جواب را ببر بابا حال تو ایران این کار بیشتر مشکل ساز است چون سرعت کم است و نمی شود کاری کرد . در این جا هم فونت فارسی نیست با هزار دوز و کلک می نویسیم و بعد می بینیم از سیستم حذف شده ایم . و من هفتاد ساله حوصله ی دوباره نوشتن و غیره را نذارم و از طرفی باید حتی پاسخ ها هم امکان ویرایش داشته باشند وگرنه مجبوریم زیر تمام اشعار درست و غلط بنویسیم لذت بردم و کیف کردم ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

جعفر سرخی
درضمن قسمت هایی از حافظ امده است امامتاسفانه ایمیلتانرا ندارمدر صفحهی خودم مرقوم فرمایید ادامه حافظ را برویم .ممنون


حاتم سامانی
سپاس از اینکه وقت گذاشتید و ارشاد فرمودید . "
اما از اینک مرقوم داشتید : "دو شکل محتوایی دارد یکی جمع کردن مخمور و مست با هم و دیگر واژ ه خود که لزومی ندارد فعل ببر این خود را در درو دارد" . کمی تعجب کردم . مستحضر هستید که مخمور این معناها را دارد : (که بسیار خمر نوشیده و مست شده ، که به سبب زایل شدن نشئه ی خمر دردسر و کسالت یافته است و برای رفع آن باز کمی می به او میخورانند . و در عرفان مرتبه ی مخموری ، مرتبه ی بیخودی است که سالک سعی در رسیدن به آن د ارد . و اما در خصوص وزن ؛ بگمانم اشتباه خوانده اید متن این است :
"مســـت و مخـمورم کن و با خـود مرا آنجا ببر" و در قسمت پایانی فرمایشاتت ، مهجورم .
باز از الطاف بیدریع سرکار ممنونم .


حمید  سامانی
با اجازه جناب سامانی و جناب سرخی

شاید اشاره و مروری مجدد به ریشه کلمه مخمور کمکی به اختلاف نظر طرفین باشد

مخمور اسم مفعول خمر بوده و خمر به معنای هر نوشیدنی بویژه شراب که مستی آورد (خمره یا بشکه به فارسی همان جای شراب است)

دقت فرمایید که خمار (بدون تشدید حرف میم) به حالت سستی و ملالی و خواب آلودگی اطلاق میشود که پس از مستی عارض شخص میشود، در مفهوم غیر عرفانی، مستی، اوج لذت و شادیست که در اثر نوشیدن شراب (مشربات الکلی) به شخص دست میدهد، خماری را به هیچ وجه نبایستی با مستی یکی دانست، در نتیجه خماری از مستی سرچشمه میگیرد

در این بحث، مخمور به خود شناسه صرفی دوم شخص را گرفته، پس مخمورم یعنی خمار هستم یا همان خمارم،
حال که میدانیم خماری پس از مستی عارض و متوالی میشود، بایستی بدنبال ارتباط و مفهوم صحیح آنها با هم بود ، نکته مهم که کاملا مشهود این است که هر دو لازم و ملزوم هم هستند

این خود بحثی جالب است، تریبون در اختیار شماست . . .


جعفر سرخی
جناب حاتم سامانیی و حمید سامانی عزیز
این که مخمور اسم مفعول است و چند معنا دارد ما را کاری نیست . در ادبیات عامه به شخصی که مواد مخدر استفاده می کند و به دلایلی دست رسی ندارد می گویند خمار است از ریشه ی همان خمر و نمی گویند مخمور است . و در مورد شراب هم اگر نرسد می گویند مخمور است . حال ممکن است دو هزار تا معنای دیگر داشته باشد . مخمور کسی است که شدیدا به شراب نیاز دارد و تضادش مستی است . و این دو در یک جا جمع نمی شود .
کفاره ی آن همه شراب خوری های بی حساب
مخمور در میانه ی مستان نشستن است «ممکن است شعر اشتباه داشته باشد »
اما در مورد وزن بنده بیت مقطع مصرع دوم را عرض کرده بودم که یک مصوت بلند کم دارد .
و در مورد این که تخلص شاعر در میان دو پرانتز کوچک جای گیرد رسمی نیست ولی اکثر شاعران دارند از جمله حافظ حال ممکن است حافظ نسخه ی جنابعالی نداشته باشد ولی صدی نود دواوین این علامت را دارند . سپاس




حمید  سامانی
درود بر جناب سرخی عزیز

تشکر از ارسال دیدگاهتان، اول اجازه بدهید تا من با یک قسمت گفته تان موافقت کنم، فرمودید در "ادبیات عام" خمار به حالت شخص معتادی میگویند که به مواد مخدر دسترسی ندارد و همینطور هم هست، درست میفرمایید که از خمر ریشه نگرفته، بسیار کامل و متین، درود بر شما، بنده با این مخالفتی ندارم چون یک غلط مصطلح است و خوشبختانه در این مورد توافق داریم که معنای کذایی و استفاده عام آن در چنین شعری مد نظر نیست

ولی اجازه دهید مقایسه ای داشته باشیم به معنای مخمور از دیدگاه شما و بنده که در حقیقت شما و من نبایستی با هم در معنای آن اختلاف نظر داشته باشیم، ولی متاسفانه اینطور به نظر میرسد

استنباط معنای مخمور از دیدگاه شما: مخمور کسی است که شدیدا به شراب نیاز دارد و تضادش مستی است
استنباط معنای مخمور از دیدگاه من: مخمور به حالت سستی و ملالی و خواب آلودگی اطلاق میشود که پس از مستی و نوشیدن بیش از حد شراب عارض شخص میشود

به توجه به استنباط بنده از واژه مخمور و با تعبیر و مفهوم عرفانی آن، وقتی آقای سامانی در بیتشان گفته اند "مست و مخمورم کن و با خود مرا آنجا ببر" از نظر معنا و استفاده واژه مخمور با مست اشکالی در آن نمی یابم

ولی آیا واقعا باور دارید مخمور کسی است که شدیدا به شراب نیاز دارد؟ لطفا رفع ابهام نمایید

با این همه خیلی به شما ارادت دارم جناب سرخی عزیز

پاینده باشید


حاتم سامانی
دوست فرهیخته ام این شعر نظرات مختلفی را بخود جلب کرده که رد و بدل نظرات در آن برایم آموزنده است .
قصد نداشتم ازاین ببعد بحث را دنبال کنم . اما سحر کلام و جذابیت گویش شما مرا وادار به یک پاسخ مخنصر کرد .
در اینجا از نظر صائب خود جنابعالی استفاده می کنم ، فرموده اید:
" مخمور کسی است که شدیدا به شراب نیاز دارد و تضادش مستی است " . بر سر این قول هستید ؟ .
اولا کار شراب چیست ؟ مستی آور نیست ؟ . فرض کنیم شاعر نیاز به شراب داشته، در اینصورت بفرموده ی شما مخمور نیست ؟ در اینجا تضادی هست ؟
نکته ی دیگر استناد به عوام (مردم کوچه و بازار) کرده اید . آیا نظر عوام نافذ و قابل استناد است ؟
دیگر عرضی ندارم . در پناه خدا
سامانی پدر

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

حاتم سامانی

اطلاعات شاعر

شاعر : حاتم سامانی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : غزلیات
نوع شعر : غزل
دسته بندی : عرفانی
تخلص : حاتم
کشور : ایران
شهر : کرج
شناسه : AVA-p- 11665
تاریخ : دوشنبه 9 تير 1393 12:36
دیدگاه ها : 43
بازدید : 1452

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "صاحب عزا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

افطاری

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 20,563,968
تعداد صفحات : 11849
تعداد اشعار : 10995
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2019
تعداد شاعران آقا : 1461
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5