آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : دست بردم درون خاطره ها

دست بردم درون خاطره ها

شوق پرواز مرده بود انگار توی فصل سقوط پنجره ها
تا تو را خوبِ خوب بنویسم دست بردم درون خاطره ها

روی آویز غصه آویزان چمدانی پر از حقیقتِ محض
عزل میشد به دست تو عشقم در خیال حسود باکره ها

در کنار ترانه ی باران شعله ی خاطرات می رقصید
مثل بادام تلخ ما بین طعم دلچسب و ناب شب چره ها

در سکوتی که خوب می فهمی میروم یکه تاز میدان شو
از شکستم غزل سرایی کن در محافل برای شاعره ها

بی تفاوت نشسته ای تا باز نغمه پرداز غصه من باشم
ماجرایم نوشته خواهد شد بعد مرگم درون تذکره ها

در فراز و نشیب این قصه نکته هایی ظریف جاری بود
نکته هایی که میشود فهمید از نگاه غریب سرسره ها





پرواز فرانك خليلي خاطره غصه عزل عشقم غزل قصه ظریف دختر

توضیحات تکمیلی

سرد باش ...

بهای سنگینی دارد لبخند گرم یک دختر

باید  روحش را بپردازد تا گوشه ی چشمی بگیرد !


دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


موسی قنبری کهیانی
عرض سلام و ادب
بسيار زيبا و با احساس...
هميشه در اوج باشيد*************

فرانك خليلي
درود بزرگوار
ممنون از ابراز لطف شما

طلعت خیاط پیشه
خانم خليلي ارجمند
لذت بردم از سروده ي زيبايتان
درود ير شما.
قلمتان سرسبز

فرانك خليلي
درود بانو
بی نهایت از ابراز لطف همیشگی شما سپاسگزار م

عباس علی استکی
سلام بانو
بسیار زیبا و دلنشین بود
شاد باشید

فرانك خليلي
درود جناب استکی گرامی
از اینکه همیشه با حضور گرم تان همراه دل نوشته های من هستید ممنونم .

ژیلا راسخ
درود فرانک خانم عزیز

بسیارعالی ونغز

فرانك خليلي
درود بانوی مهر
مهربانی شما از قدیم شامل خط خطی های من بوده . بی نهایت ممنونم.
یاد روزهای گذشته و دوستان خوبی که حالا از دیدارشون محرومیم بخیر !

علي شاه نظري
سلام وعرض ادب
ميتونم نظرمو بگم؟
ببينيد،اگه مصرع دوم اينطوري باشه فكر كنم محكم تره:
دست بردم به عمق خاطره ها


فرانك خليلي
درود بزرگوار
برای بیان عقیده همه آزادند نیاز به اجازه نیست .
در نحو زبان فارسی دست بردن درون چیزی به معنی دست کاری کردن چیزی و دور از حقیقت جلوه دادن آن می باشد . من عین ترکیب را به کار بردم .
از حضور صمیمی شما سپاسگزارم


حمید  سامانی
خانم خلیلی

دست بردن در چیزی میتواند چند معنی داشته باشد، در عالم تخیل وقتی دست در خاطره میبری یعنی بیشتر و عمیقتر به آن خاطره خاص و یا خاطرات دیگر فکر میکنی و در آن غرق میشوی و نظر آقای شاه نظری هم آنقدر بی ربط نیست، معنای دیگر دست بردن تغییر دادن است که خودتان اشاره کرده اید ولی همیشه و الزاما تغییرات دور از حقیقت نمیباشند، با این وصف هر چند شما این مفهوم مد نظرتان است اما ابیات گویای دست بردن در خاطرات نیستند، در این بیت "در سکوتی که خوب می فهمی میروم یکه تاز میدان شو" شما از مخاطب خود میخواهید که کاری انجام دهد، کجا شما دستی به خاطرات خود برده اید؟ در ضمن در فارسی دستکاری درست است نه دست کاری

موفق باشید

مینا محمودی
درودفرانک عزیزم
بسیارزیبا وپی نوشت هم شعری کوتاه وپرمعنی بود

فرانك خليلي
هزاران درود بانوی مهربانی
همیشه شرمنده مهر بی پاپان شما هستم .
آرزوی من سلامت و شادی برای شماست نازنینم !

حاتم سامانی
درود خدا به سرکار خانم فرانک خلیلی . ضمن تقدیر از احساس لطیف و نظر بلندتان ، از آنجا که در خواست نقد و اظهار نظر کرده اید ، نظرم را بعرضتان میرسانم :
در این بیت : "شوق پرواز مرده بود انگار توی فصل سقوط پنجره ها"
بنظر من معنی است :
گمان میکنم (یا شاید) آرزوی پرواز در لابلای (فصل) پنجره ها مرده بود (در گذشته). و چون تردید و شک بکار رفته معلوم نیست آن اشتیاق مرده یا هنوز زنده است . و فصل آیا اشاره به چهار فصل سال است ؟ یا بخشی از یک کتاب ؟
پرواز چه ارتباطی با پنجره ها دارد ؟ . بعد از نتیجه گیری از (گمان) ،در مصرع بعدی فرمودید :
" تا تو را خوبِ خوب بنویسم دست بردم درون خاطره ها" یعنی :
درون خاطره ها دست بردم تا تو را بیابم و ببینم تا خوب خوب بنویسم ؟.
چه چیز مخاطبت را میخواهی بنویسی ؟ از کدام محاسن او میخواهی یاد میکنی ؟
و در بیت بعد : " روی آویز غصه آویزان چمدانی پر از حقیقتِ محض"
غصه را به چوب لباسی تشبیه کرده اید که چمدانی پر از حقیقت محض به آن آویزان شده . آویز غصه چیست ؟ چمدان آویختنی است ؟ وچه تشابه معتبر نمیباشد . ضمنا حقیقت محض چیست ؟ به آنهم اشاره نشده است .
روند سروده تا آخر از این مقوله است . آیا تجدید نظری لازم نیست ؟ . در پناه حق


فرانك خليلي
درود بزرگوار
از حضور گرمتان ممنونم.
با توضیح در مورد شعر اصلا موافق نیستم .
گاهی بعضی اشعار از فضاهای انتزاعی زیادی ساخته شده که باید ریزبین تر خوانده شوند.
منظور از فصل هیچکدام از تعابیر شما نیست منظور دوره یا برهه زمانی ست .
فرهنگ لغت فارسی: فصل = 1- مانع 2 - بخشی از کتاب 3- هر یک از چهار بخش سال 4 - دوره مربوط به رویداد یا فعالیت معین


روی آویز غصه آویزان ( است ) چمدانی پر از حقیقت محض ( است ) افعال به قرینه حذف شده اند چیزی به چیزی تشبیه نشده !!!!!!!!!!!!!
فکر میکنم در نحوه خوانش باید بازنگری صورت بگیرد .
سپاسگزارم


حاتم سامانی
سلامی دوباره . دختر گلم فرمودید با توضیح در شعر موافق نیستید ، پس در خواست نقد یعنی چی ؟ مگر نباید شعر خوانده و توضیح گفته شود تا ابهام برای طرفین برطرف گردد ؟ . سؤالاتی که مطرح میشوده برای رفع ابهام است برای گیرنده(من) یا پاسخگو(شما) . در جایی گفته ام از نقد دو طرف بهره مند میشوند . اکنون یاد گرفتم که عرایضم را تا حد امکان و گنجایش کلام جامع بنویسم . چون نمیدانستم از معنای بعید واژه استفاده میکنید توضیحاتم کامل نبود . بهرحال فرقی ندارد مفهموم فصل را به تعبیر شما دوره مربوط به رویدادی معین میپذیرم که درست است . اکنون هم یک اشکال بر دیگر اشکالاتم پیش آمد و آن فضاهای انتزاعی است . تا آنجا که میدانم انتزاع برکندن و از جای بیرون کشیدن است . مثل کشیدن دندان و یا مفهومی که از یک واژه یا جمله استخراج میگردد . آیا بیرون آوردن "است" از جمله انتزاع نامیده میشود ؟ و بیرون آوردن "است" از جمله ، میرساند "آویز غصه" به "رخت آویز" تشبیه نشده ؟ . خیلی سعی کردم و در خوانش باز نگری کردم ، متأسفانه متوجه چیز جدیدی نشدم . قطعا اشکال شناسنامه مانع شده .
منهم توصیه میکنم سرکار بار دیگر عرایضم را بار دبگر بخوانید و فقط به واژه ی فصل اکتفا نفرمایید .


فرانك خليلي
درود بزرگوار
توضیح در مورد شعر یعنی مرگ مولف. اشکال در مورد ساختار و قواعد قابل توضیح دادن اما در خصوص مضمون به نظرم ضعف نویسنده س وقتی مخاطب در دریافت مطلب دچار اشکال میشه .
همیشه نوشتار سوء تفاهم ایجاد میکنه .برای من در مرحله اول احترام به بزرگتر و در مرحله دوم شعر و آموزش اهمیت داره .
ضعیف بودن این غزل بدون شک به قلم ناتوانم برمی گرده قبول دارم .
از اینکه موشکافانه و با محبت حضور دارید و دلسوزانه نقد می فرمایید بی نهایت سپاسگزارم .
با نهایت احترام

مهتاب قیاسی
سلام خانم خلیلی.شعر زیبایی بود،درود برشما

فرانك خليلي
درود بانو
زیبا نگاه مهربان و صمیمی شماست . ممنون از همراهی ارزشمندت.

روشنک راد
سلام بانو خلیلی خواهر خوبم از سروده ی بسیار زیبای شما بسیار لذت بردم . شما شاعر بسیار خوبی هستی ...

فرانك خليلي
درود روشنک جان
همیشه از ابراز لطفت شرمنده میشم بانو .
واقعا ممنونم

حسين فلاحتكار
درود به خواهر خوبم
غزل زیبات رو خوندم بحث خوبی در نظرها ایجا شده بود که برای بنده هم آموزنده بود
به اعتقاد بنده فرمایشات جناب سامانی قابل تامل بود
پاینده باشید

فرانك خليلي
درود برادر خوبم
ممنون از حضور گرم و صمیمی ت . خوشحالم هنوز از هم یاد می گیریم .
به همسر مهربونت و دخترای گلت سلام برسون .

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

فرانك خليلي

اطلاعات شاعر

شاعر : فرانك خليلي
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : غزل
نوع شعر : غزل
دسته بندی : عاشقانه
تخلص :
کشور : ايران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 11654
تاریخ : شنبه 7 تير 1393 22:0
دیدگاه ها : 30
بازدید : 1715

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "دولا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

راز محبت و آشنایی در غزلیات حافظ

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 22,221,274
تعداد صفحات : 11835
تعداد اشعار : 10981
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2016
تعداد شاعران آقا : 1459
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5