آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : نوبت عشق

نوبت عشق


گیسـو یکسو می زنی غـرق نـگاهــت می شوم
می پلنگم اشتباه ... ! افســون مـاهــت می شوم

پـلک بر هم می زنی می افتم از چشـمت ، ولی
بــاز هــم آواره ی چـــشــم ســیاهـت می شــوم

حـکم چشـمت چیـست باور می کنی قربانـی ام؟
یــا دوبـاره راهـی زنــــدان و چـاهـت می شوم

خواب ، شیرین است وقـتی عشـق را درهیبـتِ
تـیشـه  بر می دارم و آسـان تبـاهت می شـوم ؟

انـقلابـی بـاش  ! در مــویت تــحصـن می کنم
عین قانون است این، مشروطه خواهت میشوم

پادشـاهی کـن  کـه حـتی در دمـوکراسی ترین
عصـرهم  ، فرمانده ی کل  سـپاهت می شوم

نوبت عشـق است پُرکـن اسـتکانـی از غــزل
هم بنـوش وهم بنوشـان...سربراهت می شوم


عشق رضا محمدصالحی فرمانده غزل

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


حاتم سامانی
به به . بسیار بدیع و زیبا است . احسنت . درود خدا بر شما .
الهه جعفری
پـلک بر هم می زنی می افتم از چشـمت ، ولی
بــاز هــم آواره ی چـــشــم ســیاهـت می شــوم

درود بر شما
سروده اي بس دل نواز خواندم
طلعت خیاط پیشه
احسنت بر شما جناب رضا محمد صالحي ارجمند
بسيار زيبا سروده ايد مثل هميشه.
قلمتان گلباران
موسی عباسی مقدم
درود صالحی عزیز زیبا بود بزرگوار
عباس علی استکی
درود استاد عزیز
غزلی دلکش و زیبا
فرحبخش و شورانگیز
موفق باشید
امیر شهبازی
درود بر دوست اندیشمند و شاعر نکته سنج،چناب محمد صالحی بزرگوار
غزلی شیوا و دلنشین از شما خواندم و مانند سایر سروده هایتان از بلاغت و شیوایی خاصی برخورداربود و لذت بردم.
جسارتآ در مصرع نخست،گیسو را باید"گیس و یکسو..."خواند و در مصرع هفتم،"هیبت"،یک حرف کم دارد،یا"هیبتت" و یا "هیبتی" باید باشد که به احتمال قوی این دو واژه در تایپ اشتباه شده است.چون با شناختی که از شما دارمو حساسیتی زرف نسبت به رعایت وزن در اشعار،مطمعنآ براین نقایص واقفید.
نکته دیگر اینکه بنده بکار بردن واژه "می پلنگم" که فعل پلنگیدن را تداعی می کند را که از افعال خودساخته جدید در ادبیات شعر امروز است را لطمه ای بر ساختار دستوری ادبیات فارسی میدانم،گرچه واژه ها و افعال بسیاری امروزه در ادبیات ما وارد شده اند،و لطوات زیادی بر این زبان فاخر وارد کرده اند،اما"هرسخن جایی و هرنکته مکانی دارد".
بنده را می بخشید،چون دوستتان دارم و اشعارتان را می پسندم،اینهارا عرض کردم.
درپناه نیکیها
امیر شهبازی
دروباره عرض ادب
برخی دوستان به بنده ایراد می گیرند که زبان شعرت خیلی کهن است و باید به زبان روز باشد،با اینکه در بسیاری از اشعار اجتماعی ام از زبان روز و واژه های جدید استفاده نموده ام،اما برای غزلهای عارفانه ،معنی گرا و احیانآ عاشقانه،اصرار دارم که همان زبان کهن پارسی را بکار ببرم،چرا که با آن واژه ها و تشبیهات و تلمیحات بهتر می توانم احساسم را بیان کنم. واز طرفی،وقتی غزلی می اید،ناخودآگاه به زبان کلاسیک می اید و فقط آنرا ویرایش می کنم.
امیدوارم با زیاده گویی ام،حوصله شریفتان را سر نبرده باشم.
بازهم پوزش می خواهم .
شهرام دیلم صالحی
درود بر شما جناب صالحی عزیز.
مثل همیشه زیبا سرودید.
حمید  سامانی
درود بر جناب صالحی,

آقای شهبازی نقد های منطقی و درستی کرده اند, با ایشان موافقم
سید حسن ضیابری
سلام و عرض ارادت جناب صالحی بزرگوار
سروده ای با محتوا و دلنشین
از شاعری آگاه و توانا
موفق باشید
گرامی

    ارسال دیدگاه

    ×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

    تصویر شاعر

    رضا محمدصالحی

    اطلاعات شاعر

    شاعر : رضا محمدصالحی
    عنوان کاربری : شاعر
    دفتر شعر : شاید فردا
    نوع شعر : غزل
    دسته بندی : عاشقانه
    تخلص : -----
    کشور : ایران
    شهر : تهران
    شناسه : AVA-p- 11468
    تاریخ : يکشنبه 11 خرداد 1393 14:22
    دیدگاه ها : 10
    بازدید : 7141

    دفاتر شعر

    اشعار دیگر شاعر

    جستجو در آوای دل

    آخرین دانلود ها

    پینشهاد واژه

    آیا معنی واژه "سایا" را می دانید؟

    پخش موسیقی

    ّبیوگرافی

    پیشنهاد

    حمایت از آوای دل

    آخرین کتاب

    افطاری

    متن های دوزبانه

    پیشنهاد کتاب

    شهرزاد قصه‌گو

    مقالات عمومی

    آخرین مقالات آموزشی

    آخرین واژه ها

    اشعار ماندگار

    همایش ها

    غیر فعال

    آمار فعالیت

    تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
    تعداد بازدید 19,286,316
    تعداد صفحات : 11903
    تعداد اشعار : 11049
    تعداد دیدگاه ها : 258,787
    تعداد شاعران : 2021
    تعداد شاعران آقا : 1463
    تعداد شاعران خانم : 558
    تعداد واژه های لغت نامه : 852
    همایش های رسمی برگزار شده : 5