آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : نـرسـیدم بـه تـو ، من قـافـیـه را بــاختـه ام

نـرسـیدم بـه تـو ، من قـافـیـه را بــاختـه ام


موی تو رنـگ شب سـرد خیـابـان  شده است
لبـت آغـشته بـه می لـعل درخشان شده است
 
چشم تو گنــج کمی نیســت... نـگهبـان دارد
مژه ات چون به مَثَل میله ی زندان شده است
 
جـاده ی عشـق تو بس حادثه خیز است ، دلم
کار هـر روز و شبش خواندن قرآن شده است
 
عشـق  بـرگـرد و مـرا تنـگ در آغوش بـگیـر
گـرچه در پیرهـنت حـادثه پـنهان  شده است
 
تا غــزلـهــای دل ســـوختـه را ســاخـتـه ام
نـرسـیدم بـه تـو ، من قـافـیـه را بـاختـه ام
 
چــه بــلوری شــده اشـکم که به سرمای تنم
  آتش عشــق تــو را دیــرتــر انــداخــته ام  
 
نـشــد از تــاک لبـت خـوشه بچـینم و هنوز
خوشــه چــیـن، بـاز به دامـان تو پرداخته ام  
 
از شـب سرد و نفس گیر جدایی ... که مپرس
تا هــمین صبح  وصال این همه تک تاخته ام

( رضا محمدصالحی)   


رضا محمدصالحی قـافـیـه درخشان نـگهبـان عشـق قرآن دل

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


سیامک کیهانی
درود جناب محمد صالحی عزیز
به نظر بنده در شروع شب سرد خیابان تعبیر زیبایی نیست برای زلف یار چون سرد رنگ باخته گی را
در ذهن مخاطب تداعی میکند و اینکه وقتی میخواهند چیزی را بدون بازار و مشتری و غیر جذاب نشان دهند از سردی دم میزنند
به نظرم شب تار میتواند بهتر باشد
بیت دوم و سوم و چهارم به حق شاهکار است و تعابیری به کار برده اید که دمخاطب را وادار میکند چند بار بخواند و لذت ببرد
و اما تغییر قافیه:بنده باسنت شکنی موافقم اما اگر به زیبایی کمک کند و تغییرات مثبت ایجاد کند
اگر غزل مثنوی میشد زیباتر بود ولی تغییر قافیه در اینجا دقیقا شبیه گویی میماند که از آب جوش به آب یخ بندازیم
بنده تا بیت چهارم مست تعابیری بکر بودم و به دنبال لذتی بیشتر ابیات بعدی را در حال خواندن که یکدفعه نقش بر آب شد لذت خواندن از من گرفته شد بااینکه بقیه ی ابیاتی که در قافیه ی دوم سروده شده بود هم زیبا بود ولی هرگز لذتی نبردم
قالب این سروده هم به نظرم (دوغزل) دو غزل نامیده شود بهتر است چون هرگز نمیتوان نام غزل را بر اینگونه اشعار گذاشت
بنده خیلی چیزها از مکتب شما آموخته ام جسارتم را ببخشیدچون واقعا اگر غزل اول ادامه داشت یک شاهکار میشد و با اینکه تنگی قافیه نداشتید حیف...
در پناه حقیقت

رضا محمدصالحی
سلام دوست نازنینم

از حضور ادیبانه و حسن نظر حضرتعالی بسیار ممنونم و نظرات ارزشمندتان را به دیده ی منت می پذیرم

و اما کمی توضیح :
در بیت اول منظور مویی است که چند رشته سپیدی برآن نمایان شده است ( مثل شب سیاه خیابان که اثری از برف بر آن هست ) و هدف رساندن میزانی از پختگی و تجربه است
و در خصوص تغییر قافیه ، راستش قصدم همان سنت شکنی بود، با مصرعی که قافیه را عوض کند و شاعر بگوید که چون / قافیه باخته / به آن ابیات وصفی عاشقانه ادامه نداده است ... نوعی اعتراض

و صد البته با نظر شما در اینکه می شد با این قافیه ی سهل همان غزل نخست را ادامه داد موافقم

دوستتان دارم و سپاسگزارم که نظر خوبتون رو دریغ نکردید


سیامک کیهانی
درود دگربار جناب محمدصالحی عزیز
همیشه بابزرگی و مهربانی جواب میدهید و این از منش والای شماست
اگر منظورتان درمصرع اول این بوده که جسارتا اصلا تعبیر زیبایی نیست منظور شما رگه هایی از سفیدی بر سیاهی است که شب سرد اصلا به این معنا نیست!
وشب باخیابان و سردی نمیتواند اینگونه تعبیری را بسازد
به نظرم شبی که به صبح نزدیک میشود تعبیر زیباتریست چون در آن میتوان تلفیق سیاهی و سفیدی را دید
باز هم از شما ممنونم
یاحق

امیر شهبازی
درود بر جناب محمد صالحی بزرگوار و خوش قریحه
علیرغم زیبایی و شیوایی و اجساسات نابی که در این سروده نهفته است اما با نظرات محترمانه سیامک بزرگوار موافقم.
امیدوارم هماره سربلند و سرفراز در عرصه ادب و فرهنگ این سرزمین بدرخشید و چراغ راه نوآموزان و علاقمندان شعر و شعور باشید.
درپناه مهر یزدان
حاتم سامانی
درود خدا بر شما بسیار زیبا سروده اید . البته با نظر جناب کیهانی مواققم نظر ارزنداه ای ارائه شده است .
دریا طاهری
عالی...
شهرام دیلم صالحی
درود جناب محمدصالحی عزیز.
شاید برای هشدار به خواننده و همراه شدن با تغییر ناگهانی قافیه بهتر باشه با چند خط تفریق!! خواننده رو با مکث کوتاهی از آهنگ و ریتم شعر جدا کرد تا پذیرش آهنگ قافیه جدید برایش -به مانند تعبیر درست جناب کیهانی نبوده - راحت تر گردد.
مانا باشید
عباس علی استکی
سلام جناب محمد صالحی عزیز
بسیار زیبا بود
شما که قافیه را ببازی
وای به حال کمترین
شاد و خرم باشید
طلعت خیاط پیشه
جناب محمد صالحي ارجمند
درود بر شما
زيبا سروده ايد قلمتان سرسبز
رضا محمدصالحی
سلامی دوباره به همه ی دوستان هم آوا و هم دل
عطف به کامنت جناب کیهانی و بعضی دوستان درباره ی این غزل ترکیبی ( با دو قافیه ) توضیحاتی به شرع ذیل عرض می شود :

« غزل ترکیبی » هم مانند / غزلواره / یا / غزل مثنوی ؟ از ابتکارات و نتیجه ی مانیفست ادبی هادی خوانساری است ؛ در غزل مثنوی شاعران غزلسرای امروز معتقدند که اگر وزن ملکه ی ذهنی شاعر باشد به هیچ عنوان دست و پاگیر نخواهد بود ، شاعری که بر وزن شعر مسلط است احساسش بیشتر گل می کند گاه یک شاعر می تواند در یک وزن صدها مصرع خوب را تولید کند اما برای رفع مشکل دست و پا گیری قافیه سه پیشنهاد ارائه دادند که هریک در جای خود هم قابل بحث است هم قابل پذیرش و منطقی است . در غزل مثنوی با آمدن چند بیت مثنوی شاعر خود را از تنگنای قافیه نجات می دهد منتها مثنوی ها هم باید مولفه های غزل را دارا باشند . یعنی شاعر گاه در غزلش قریب به ده قافیه دارد ولی حرفش تمام نشده با این ابتکار ادامه ی حرفش را می تواند در قالب مثنوی بزند . و این یک نوع هنجار شکنی مورد پسند بود که اکثر شاعران جوان از آن استقبال کردند .
و « غزل ترکیبی بود » که مورد بحث ماست ، این کار نیز به شاعر کمک می کرد که در یک غزل از دو نمونه قافیه استفاده نماید تا از تنگنای قافیه خارج شود ، در واقع این کار ترکیب دوغزل بود در یک وزن که /تمام محور های سخن در هر دوغزل یکی بود/ ( هر چند در این مورد به خصوص شاعر نه به لحاظ تنگنای قافیه بلکه برای حرفی تازه – آنچه در پاسخ به جناب کیهانی عرض کردم ، یعنی سنت شکنی ، با مصرعی که قافیه را عوض کند و شاعر بگوید که چون / قافیه باخته / به آن ابیات وصفی عاشقانه ادامه نداده است ... نوعی اعتراض، دست به نگارشی این چنینی زده است )

نمونه ای از غزل ترکیبی از استاد جابر ترمک :

دل باختـــــــــــــــه ام تا که شبی مال تو باشم
عاشق تر از آنـــــــــــــــــم که بدنبال تو باشم

خوشبخت کسی نیست که در فاصله غرقست
ای کاش که من بر ســـــــــــر منوال تو باشم
.
.
.

بانو غـــــــزل از لطف تو در من فورانست
لطف تو خبــــــــــر ساز ترین درد جهانست

شرحم بده انگار غـــــــزل پیش تو رام است
بانو بخدا عشــــــــــق بغیر از تو حرام است

گفتنی است قسمتی از متن توضیحات هم برگرفته از قلم جناب ترمک است



    ارسال دیدگاه

    ×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

    تصویر شاعر

    رضا محمدصالحی

    اطلاعات شاعر

    شاعر : رضا محمدصالحی
    عنوان کاربری : شاعر
    دفتر شعر : شاید فردا
    نوع شعر : غزل
    دسته بندی : عاشقانه
    تخلص : -----
    کشور : ایران
    شهر : تهران
    شناسه : AVA-p- 11276
    تاریخ : چهارشنبه 17 ارديبهشت 1393 9:39
    دیدگاه ها : 10
    بازدید : 7339

    دفاتر شعر

    اشعار دیگر شاعر

    جستجو در آوای دل

    آخرین دانلود ها

    پینشهاد واژه

    آیا معنی واژه "آهنربا" را می دانید؟

    پخش موسیقی

    ّبیوگرافی

    پیشنهاد

    حمایت از آوای دل

    آخرین کتاب

    افطاری

    متن های دوزبانه

    پیشنهاد کتاب

    نوروز و فلسفه هفت سین

    مقالات عمومی

    آخرین مقالات آموزشی

    آخرین واژه ها

    اشعار ماندگار

    همایش ها

    غیر فعال

    آمار فعالیت

    تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
    تعداد بازدید 22,244,423
    تعداد صفحات : 11835
    تعداد اشعار : 10981
    تعداد دیدگاه ها : 258,787
    تعداد شاعران : 2016
    تعداد شاعران آقا : 1459
    تعداد شاعران خانم : 557
    تعداد واژه های لغت نامه : 852
    همایش های رسمی برگزار شده : 5