آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شأن نزول غزل های حافظ و تاریخ آن ها

شناسنامه صفحه


شأن نزول غزل های حافظ  و تاریخ آن ها
  • عنوان : شأن نزول غزل های حافظ و تاریخ آن ها
  • بخش : مقالات-عمومی
  • شناسه : AVA-p-27
  • تاریخ : شنبه 26 بهمن 1392 3:42
  • بازدید : 6033

  • متن


    عنوان
    شأن نزول غزل های حافظ  و تاریخ آن ها
    نویسنده
    جعفر سرخی
    بخش
    اول
    منبع آوای دل 
    مرتبط
    بخش دوم و سوم


    *****
    شاید تا کنون صد ها کتاب و شرح و مقاله در مورد اشعار حافظ مخصوصا غزل های این شاعر قله نشین ادبیات ایران زمین نوشته شده باشد . و هر کدام به نوبه ی خود مفید  و قابل ستایش بوده اند . مشکل اکثریت این نوشته ها یکی بودن زاویه ی نگاه نویسنده و موضوع  مقاله است .
    در مورد شروحی که نوشته شده است از نخستین آن گرفته یعنی شرح ملاجلال الدين دواني كازروني  که در قرن نهم نوشته است و يك غزل و دو بيت از اشعار حافظ شيرازي را شرح كرده است تا آخرین آن که مربوط است به شرح چهار جلدی دکتر حمیدی  اکثریت مطالب  بیشتر به کپی برداری از یک نسخه می ماند . در هیچکدام از این شروح ، شارح را نمی بینید که دنبال نظر شارح قبلی را ادامه دهد . مدت ها شرح ها تکرار شرح سودی بوسنوی بود و بعد هم فقط  نام شارع عوض می شد نه نوع نگرش و زاویه ی دید .
    اما با شرح زنده یاد دکتر همایون فرخ  هر چند که  شرح ایشان خالی از اشکال نیست ، دیدگاه جدیدی را گشود که مبنای آن شرح ابیات بر مبنای خود ابیات حافظ بود و این شرح تاریخ عصر حافظ را می طلبید . این دیدگاه تازه علاقمندانی را به خود جلب کرد تا دنباله رو کار شارح باشند  نه کپی بردار شرح او و شرح هایی که بر این مبنا نوشته شد در حقیقت تکمیل کننده ی شرح دکتر فرخ بود . هر چند این شرح ها هم نتوانسته اند بیان کننده ی کامل باشند ولی قدم های موثری در رسیدن به مقصد نهایی یعنی شرح واقعی غزل های حافظ است بردارند . تا این خطای بزرگی که در اذهان ایرانیان رسوخ کرده است از بین ببرد . یعنی این تفکر را که هر کسی دریافتی از غزل های حافظ دارد  و نمی توان گفت برداشت اشخاص از محتوای غزلیات غلط است . حافظ غزل را طوری سروده است که هر خواننده ای حق دارد آن را مطابق سلیقه ی شخصی تفسیر کند و...
    این نوع برداشت از غزل حافظ درست است که خواننده را راضی می کند ولی واقعیت و منظور حافظ را از سرودن غزل بی اعتبار می نماید . و نتیجه آن است که امروز بعد از قرن ها هنوز نتوانسته ایم یک نظر قاطع در مورد غزل های حافظ داشته باشیم .
    ما در مورد مثلا مولانا و سعدی و غیره هرگز چنین مشکلی نداریم این مشکل فقط در مورد حافظ است . بنابراین زنده یاد دکتر همایون فرخ پایه گذار روش شرحی شد که این امید را دارد شارحان را در مقطعی به مقصد برساند و چنان که استاد روزبه از پژوهشگران خوب حافظ معتقد است که زمان کپی برداری شارحان از شروح گذشتگان به سر آمده است و شارحان باید بیاموزند که شرح خود را مکمل شرح دیگری باشد . یعنی شارح قلم را از جایی که شارح قبلی به زمین گذاشته است بردارد و ادامه دهد تا به آن مقصد نهایی برسیم .
    ما در طول این چند مقاله نظری بر همین مبنا به غزل های حافظ خواهیم داشت . و در پایان چند غزل حافظ را شرح خواهیم کرد . در این مورد هر گونه نظر و نقدی را با جان و دل پذیرا هستیم و امیدواریم دوستان عزیز یاور ما در این مسیر کاملا تحقیقی و تازه یاور ما باشند . ان شاالله   
    برای شروع در کار شرح غزل های  حافظ دانستن دو چیز اهمیت دارد :
    1: تقسیم بندی اشعار حافظ
    2: تاریخ عصر حافظ
    تقسیم بندی اشعار حافظ :
    شعر حافظ دو قسمت است :
    1: تنوع غزل
    2: محتوای غزل
    1: غزل از نظر تنوع
    غزل های حافظ را می توان به سه دسته ی عمده تقسیم کرد :
    1: غزل های عاشقانه
    2: غزل های عارفانه
    3: غزل هایی که بازگوکننده ی تاریخ عصر حافظ است .
    غزل های حافظ از نظر محتوای
    محتوای غزل های حافظ بستگی دارد به تاریخ سرایش غزل و شان نزول آن ها که از این جهت به چهار بخش تقسیم می شود :
    1: غزل هایی که قبل از سلطنت شیخ ابواسحاق اینجو سروده شده است .
    2: غزل هایی که مربوط است به دوران سلطنت ابواسحاق و امیر مبارزالدین
    3: غزل هایی که مربوط است به دوران حکومت شاه شجاع
    4: غزل هایی که بعد از درگذشت شاه شجاع  تا در گذشت حافظ سروده شده است .
    توجه : ما در این مباحثه ها بر مبنای تایید اکثریت حافظ پژوهان تاریخ تولد حافظ را 718 و وفاتش را 792 قمری  در نظر خواهیم گرفت . و البته  دلایل منطقی این تاریخ را باز گو خواهیم کرد .
    1: غزل های قبل از سلطنت ابو اسحاق و امیر مبارزالدین .
    تعداد این غزل ها در حدود چهل غزل است . و تاریخ سرایش آن از 733 تا 744 قمری یعنی فرض ما در این است که حافظ از پانزده سالگی شروع به سرودن اشعار قابل قبول کرده است . با اساتید مختلفی آشنا بوده است مانند سلمان ساوجی ، عبید زاکانی ، ابن یمین  ، خواجوی کرمانی ...  که سرآمد آن ها خواجوی کرمانی (تولد 689 ق و وفات 753 ق ) می باشد . خواجو از شیوه ی سعدی استفاده کرده و با مضامین عرفانی آمیخته  و  حافظ این سبک را کامل می کند .
    محتوای این غزل ها کاملا عاشقانه است و گاهی ابیات عرفانی نیز دارد  ولی کل محتوی عاشقانه است وحافظ تا این تاریخ غزل عرفانی ندارد . در حالی که در سه مورد به مقام استادی رسیده است :
    1: حافظ کل قرآن آن هم با چهارده روایت بوده است . ( چهارده روایت را در جای خود توضیح کاملی خواهیم داد )
    2: موسیقی
    3: خط
    حافظ در این تاریخ بیشتر اشعار خود را با صدای زیبایی که داشته در مجالس بزم می خوانده است و همین باعث شهرت و راه یابی به دربار اینجو ها می گردد و این امر توسط خواجوی کرمانی انجام می گیرد . چنانکه وقتی شاه مسعود اینجو برادر ابو اسحاق در شیراز به تخت نشست حافظ طبق اشاره ی خود سه سال است که مشغول کار دیوانی است . خود در قطعه ای ( قطعه ی 23) به این موضوع اشاره دارد :
    خسروا دادگرا شیردلا بحرکفا
    ای جلال تو به انواع هنر ارزانی
    همه آفاق گرفت و همه اطراف گشاد
    صیت مسعودی و آوازهٔ شه سلطانی
    گفته باشد مگرت ملهم غیب احوالم
    این که شد روز سفیدم چو شب ظلمانی
    در سه سال آنچه بیندوختم از شاه و وزیر
    همه بربود به یک دم فلک چوگانی
    دوش در خواب چنان دید خیالم که سحر
    گذر افتاد بر اصطبل شهم پنهانی
    بسته بر آخور او استر من جو می‌خورد
    تیزه افشاند به من گفت مرا می‌دانی
    هیچ تعبیر نمی‌دانمش این خواب که چیست ؟
    تو بفرمای که در فهم نداری ثانی!
    چنانکه می بینیم در مصرع :
    در سه سال آنچه بیندوختم از شاه و وزیر  همــــــــه بربود به یک دم فلک چوگانی
    اشاره دارد به سه سال کار قبل از شاه مسعود . طبق نوشته ی آقای دکتر اقبال در تاریخ مغول( فصل هشتم ص 423 چاپ 1387 – انتشارات نگاه )شاه منصور فرزند محمود اینجو بنیانگذار سلسله ی اینجو در سال 742 در شیراز به تخت نشت ولی بعد از یکسال به دست یاغی باستی کشته شد و برادرش ابو اسحاق در سال 744  ق توانست بر شیراز مسلط شده تا 754  با قدرت حکومت کند . بنابراین حافظ در سال 739 در کار دیوانی بوده است یعنی در حدود بیست و یک سالگی و در چنین سنی اشعار نیکو می سروده است . و این با آن تارخی که به عرض رساندیم وفق می کند و حافظ در سن پانزده سالگی اشعار قابل قبولی داشته است که خواجو تربیت او را به عهده گرفته است .
    محتوای غزل ها چنان که گفتیم کاملا عاشقانه است واز آن غزل هایی است که هر شاعر نو پایی معمولا دارد .این غزل ها چندان محکم و حافظانه نیست و بعضی از غزل هایش کاملا سست و بی ارزش است و نشان می دهد که حافظ هنوز استادی که او را بپرورد نداشته است . از خصوصیات بارز این دوره نبودن نام اشخاص تاریخی و یا بزرگان شیراز در آن است . البته هر چه به سال 744 ق نزدیک می شویم می بینیم غزل ها پخته تر و ظریفتر می شوند و این تاثیر تربیت خواجوی کرمانی و افت خیز حافظ با دیگر شاعران عهد خود است . اما فقط عاشقانه است و با غزل های دوران بعدی که اشارات بسیاری به افراد تاریخی و بزرگان شیراز و غیره  تفاوت کاملا آشکاری دارد . به سه مورد از این غزل ها اشاره می کنیم :
    غزلی از غزل های اوایل شاعری حضرت خواجه حافظ

    غزل 163

    گل بی رخ یار خوش نباشد
    بی باده بهار خوش نباشد
    طرف چمن و طواف بستان
    بی لاله عذار خوش نباشد
    رقصیدن سرو و حالت گل
    بی صوت هزار خوش نباشد
    با یار شکرلب گل اندام
    بی بوس و کنار خوش نباشد
    هر نقش که دست عقل بندد
    جز نقش نگار خوش نباشد
    جان نقد محقر است حافظ
    از بهر نثار خوش نباشد
    ========================.
    یکی دیگر از غزل های اوایل شاعری خواجه :

    غزل 478

    نوش کن جام شراب یک منی
    تا بدان بیخ غم از دل برکنی
    دل گشاده دار چون جام شراب
    سر گرفته چند چون خم دنی
    چون ز جام بیخودی رطلی کشی
    کم زنی از خویشتن لاف منی
    سنگسان شو در قدم نی همچو آب
    جمله رنگ آمیزی و تردامنی
    دل به می دربند تا مردانه وار
    گردن سالوس و تقوا بشکنی
    خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر
    خویشتن در پای معشوق افکنی
    =======================.
    یکی از غزل های خواجه که در حدود سال 742  ق سروده و برداشتی از قصیده ی خواجوی کرمانی که در سال 742 در ستایش مولانا بهاء الدین عبدالصمد خُرآبادی که از مریدان اوحدالدین اصفهانی سروده است که خواجه حافظ این غزل را بر مبنای شعر خواجه  در همان سال سروده است .

    غزل 191

    آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
    بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند
    اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
    وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
    دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او
    نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند
    گفتم گره نگشوده‌ام زان طره تا من بوده‌ام
    گفتا منش فرموده‌ام تا با تو طراری کند
    پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیده‌است بو
    از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند
    چون من گدای بی‌نشان مشکل بود یاری چنان
    سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند
    زان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم
    از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند
    شد لشکر غم بی عدد از بخت می‌خواهم مدد
    تا فخر دین عبدالصمد باشد که غمخواری کند
    با چشم پرنیرنگ او حافظ مکن آهنگ او
    کان طره شبرنگ او بسیار طراری کند


    مشاهده بخش دوم و سوم این مقاله:

    ======================================================.
    توجه :
    1 : قدر مسلم ممکن است اشتباهات تایپی در متون نوشته شده باشد . از دوستان عزیز خواهشمندم حتما آن ها را متذکر شوند .
    2: هر نو اظهار نظر و مطالبی را که در تکمیل مطالب فوق ما را یاری دهد به دیده ی منت پذیرا هستیم .
    3: دانستن نظرات دوستان چه موافق یا مخالف برای ما لذت بخش است .
    4: مراجع مورد استفاده در پایان مقدمه به نظر دوستان خواهد رسید .
    هر نو کپی برداری و استفاده از این متون به دریافت اجازه از مولف دارد  -
    ===================================================================.


    جستجو در آوای دل

    آخرین دانلود ها

    پینشهاد واژه

    آیا معنی واژه "مذاب" را می دانید؟

    پخش موسیقی

    ّبیوگرافی

    پیشنهاد

    حمایت از آوای دل

    آخرین کتاب

    افطاری

    متن های دوزبانه

    پیشنهاد کتاب

    شهرزاد قصه‌گو

    مقالات عمومی

    آخرین مقالات آموزشی

    آخرین واژه ها

    اشعار ماندگار

    همایش ها

    غیر فعال

    آمار فعالیت

    تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
    تعداد بازدید 20,391,855
    تعداد صفحات : 11849
    تعداد اشعار : 10995
    تعداد دیدگاه ها : 258,787
    تعداد شاعران : 2019
    تعداد شاعران آقا : 1461
    تعداد شاعران خانم : 558
    تعداد واژه های لغت نامه : 852
    همایش های رسمی برگزار شده : 5