آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

دفتر شعر : آیینی از سید رضا موسوی

نمایش 1-40 از 61 نتیجه
  • avatar اینجا چه هوا سرده

    رسم است كه شاعر ها بي پرده نمي گويند
    تشبيه... كمي ايهام ... آرايه ي بهتر را

    بي پرده چه بنويسم  ؟ اين كوه مصيبت را
    از كوچه بگويم يا  . . .افتادن مادر را




    اين درد قلم را هم در گريه فرو برده
    ميخي كه در اين

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مرد جوان


    در همين فرصت كوتاه تو را كرد نگاه
    گفت لا حول و لاقوة الا بالله

    پدرش مرد بزرگيست به اندازه كوه
    پشت او قرص شده با مدد از حضرت ماه

    گفت با اهل حرم گرم نگيري پسرم
    مثل يك مرد عزادار پر از ناله و آه

    رنج دوري علي تا به د

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اين قافله ارباب ندارد
    هر چشم تري پرچم اين قافله را ديد
    فهميد  كه اين قافله ارباب ندارد

    چون پرچم اين قافله شد راس شهيدان
    چشمان تر خواهرتان خواب ندارد

    چشمش به افق دوخته غم هاي جهان را
    از ظهر ...افق ميل به مهتاب ندارد

    از سينه خود درد به افل

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تنها مخاطبم


    يا حبيب الباكين

    يك مرثيه مي آيد از چشم تو بر لبم

    با بالهاي شعر خود در عمق مطلبم

    هرچند روح اين غزل آشفته گشته است

    اما براي حرف حق گفتن مرتّبــم

    داغ تو اين فرياد را مسكوت مي كند

    تاريخ گفته من غمي از جنس

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نشد خداحافظی کنم
    آغوشِ خاک دامـــــن مادر نبود و نیست
    تیرِ سه شعبه حقِّ تو اصغر! نبود و نیست

    این تیرِ بد قِـلـِق به گلو گیر کرده بود
    بعد از کشیدنش سر و پیکر نبود و نیست

    صد ها هزار بار . . . شُکرت خدای من
    در رفتن اس

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بحر طویل ...
    شبی از غصه در این قصهء تاریخی و این خط خطیـِ میخی و این شیب و سراشیبیِ غمگینِ دلم قافیه میریخت به روی تن هر برگه و هر کاغذ و هر دفتر و هر جا سخن از ثبت اثر بود؛ دلم مرتعش از جیغ و تشر بود. نمای دلم آشفته و از خشت به خشتش تو شدی جلوه گر ای عشق مجسم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اینجا پسرها غیرتی هستند
    او شاهدِ لب بستهء زخم شقایق هاست...
    در خانه عشق علی فرزند ارشد بود
    او در مدینه بی شک از زیبا ترین گلهاست...
    بین ملائک دائماً در رفت و آمــــد بود


    دیدم میان کوچه ها قد میکشد طفلی
    سمت تمام کودکی هایش

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar سرِ پا نیست...
    یا حبیب الباکین


    با لحن عزیزان همه جا روضه نوشتیم
    در شام غریبان همه جا روضه نوشتیم

    این جادهء ابریشمیِ اهل حجاز است
    از کوفه گذشته وسطِ شامِ دراز است
    .
    .
    .
    در کنج خرابه قلمم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar کجایی ؟؟!!
    از ابتدای زمان تا به انتهای زمــان
    تمام صحنه دنیا وَ هر کجای مکان
    نوشته ام که بفهمند اسیر چشم تو ام
    تویی که در تن خاکم شدی تمامی جان



    تویی که عین تواضع به سینه جا شده ایی!!
    شبیه مردم عادی ..

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اسم این شعر روضه است
    باید بگویم خاطراتی را که می دانم
    میگفت طفلی با عمو در شام تیره ایی
    به به چه لطفی دارد این تجدید خاطرات
    چشمت نمیزنم ولی بر عشق چیره ایی
    گفتم به ماه آسمان توصیف کردمت؟؟!!!
    فرزند حیدر هستی و ماه عشیره ایی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar عمو ...
    ای عمو قافیه ها نذر دو چشمان شما
    همه سوره چشمت شده وحی شعرا

    آیه نازل شده اینجا {قلم} اندیشه ماست
    بنویسید و بخوانید و بگویید به ما:

    بیت بیت غزلم پیش کش دست شما
    بلکه یک بوسه بگیریم از آن دست ج د ا
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آقا بمیرم من برایت...گریه میکنی؟؟؟!
    با یاد رأس روی نی سر را شکسته ام
    دل را به روی غیرِ تو ـ ارباب! بسته ام
    آقا نگو اینجا نیا... از کِی نشسته ام!!
    از پیچ تند زندگی هر لحظه خسته ام
    ای دلبــــر ابرو کمان نبض مرا بگیر
    من مدعیــ هستم. فقط ؛ آقا ! بگو بمیر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar او را به قصر پرنیان برده
    آن شب قلمدان گریه میکرد و غزلهایم
    مثل پریشان گشته زلفی در ید بادند
    شاعر کنار صحن چشمان شما میدید
    جمع یتیمان پیش او سر تا به پا شادند
    در کوچه ها رنگ علامتها و هیئت ها
    از خاطراتی نا نوشته پرده بر میداشت
    با یاد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar گفتم از روی نی چه دیده حسین؟؟؟
    عاقبت دیدن این سلسله سهم اُسرا ست
    کربلا معنی معراج رسول دو سرا ست
    جمعی از عرش خدا خواهر ما را سپرند
    شهدا هم به خدا فاطمه را چون پسرند
    در تکاپوی تو با قافیه هم درگیرم
    در دو راهی تو با شادی و غم درگیرم
    دشمن از

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شاعر از الطاف شما الهام گیرد
    ای باغ مینو ها شبیه صحن زیبـــات
    با یاد تو قلب گسل آرام گیرد
    با خواندن جوشن کبیرِ خطّ چشمات
    شاعر از الطاف شما الهام گیرد

    در نیمه ی تاریکیِ تاریخ ملعون
    دردِ کلامت بر دل یک چاه تابید
    نورِ دل مولای ن

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar موهای خرمایی چشمی از عسل داری
    تو اشجع الناسی و از محشر خبر داری
    یک زلزله از جنس عاشورا به سر داری

    موهای خرمایی و چشمی از عسل داری
    هفتاد و دو نسل از شقایق ها سپر داری

    وقتیکه روی دست تو خورشید میجوشد
    تنها شما مثل علی اصغر پسر دا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نوری که کل آسمان را شد پدرخــــــوانده
    سرتاسر این دشت را سر نیزه پوشانده
    تا \"آخرت\"رَدّی از این خون ها به جا مانده

    دودی به چشم عرشیان آهسته میگوید:
    از کینه ؛ دشمن خیمه ها را نیـــز سوزانده

    پژواک قرآن راوی این قصه هایم کرد
    لحن صدایت خود

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قاصدک گفت به من:
    لحن اشعار بلندم به بلندی که رسید
    دشمنت خنجری انداخت گلو از تو برید

    وای ، از بس به سر و صورت خود کوبیدم
    قطره ایی یاس کبود از قلمم زود چکید

    کم کم از تیرگی عرض و سما فهمیدم↓
    قاصدک گفت به من از دل مقتل

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar غسل تعمید
    خوشهء گندم خجالت می کشد از ماهِ گندم گون
    آسمان هم غُصّه دارد بی شما ، با سینه ایی پر خون

    از شبِ گیسوی در بادت فقط نرگس نمی بارید
    زاده شد از نسل یاسین پادشاه گنبد گردون

    شاه پرهای کبوترهای این خاکی ترین مرقد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar سوار ابر و باران شد خیال کودکی لج باز
    سوار ابر و باران شد خیال کودکی لج باز
    گرفتار نگاهی شد نگاهی از تـــو با آن ناز

    کسی بین دو راهی ها سوار باد بادک شد
    خودش را با تو پیدا کرد وُ عشقش از تو شد آغاز

    دلش لرزید و از ترسش گرفت دستان حافظ را
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar عمود خیمه
    عمود خیمهء عیاس را کشید آن شاه
    نوشت روی دل آسمان که : یا الله !

    ببین کتیبـــهء احساسِ آسمان مرا
    نوشتمش که بماند به آسمان یک ماه

    برادرم که نشستم به خاک گرم فراق
    به سوی خیمه کشیدم غمی به وسعتِ آه
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar غم برادر زینب فقط ظهور شماست
    شکسته قلب ضریحت برای غفلت ما
    نوشته اهل طریق اَت برای عبرت ما↓
    که مانده رد نگاهت به روی غیرت ما
    همیشه از تو خجل بوده خاک تربت ما
    نوشته اند گِلمان هم ز خاک کوی شماست
    چه افتخار بزرگی ؛ اسیر موی شماست

    ند

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar از تو نوشتن سخت است
    صفتی در خور چشمان تو چیدن سخت است
    لغتی نیست بگوید به تو: رفتن سخت است؟؟!

    نرو این گونه؛ خدا هم به خودش می گوید :
    که حسینم!؟ نفسی از تو بریدن سخت است

    آه این شرح غم از سخت فراتر شده باز
    به خدا حرف دل

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar حسین ثارالله
    بسم رب الشهدا قصه ما شرح فراق است دلی زخمی داغ است کسی چشم و چراغش به سوی گودی گودال روان است وُ به دستش همه شمشیر هدایت به دلش تیغ امامت همهء خواسته اش دین رسول دو جهان است و نگاهش به دل قصه کمک کردن و دلسوزی بر این قوم لعین بن لعین است!!حسین در

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ارغوانی
    امشب نگاه عاشقانت ارغوانی ست
    رازی میان سینه ها آتشفشانی ست

    در خیمه ها نجوای یا رب یا رب افتاد
    عرش خدا گوید صدایت آسمانی ست

    جان رقیه یک نظر سوی دلم کن
    چشمان زیبایت صفای زندگانی ست

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مادر! دو دست آیه ها دنبال دامنت...
    در خشم مادرم إذا الشَّمسُ کُوِّرت
    مرز شهنشاهی او دنیا و آخرت

    تفسیر آیات خدا در خانه شماست
    مادر ! دو دست آیه ها دنبال دامنت

    عرش خدا در خانه ات شاگردِ اول است!!
    بی بی بهشتی میکنی ما را تو عاقبت
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شاعران
    یا محمد ! شاعرانت در غمی سوزنده اند
    ایلشان هم در نبردی نابرابــــــر زنده اند

    تا بیاید زاده نرجس همه جان بر کفنـــــــــد
    در مصاف کفر و ایمان با \"دعا\" رزمنــــده اند

    شعرشان هم آیه هایی از کلام الله بود

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آخرتی هست فقط دنیا نیست
    این مصیبت کده ویرانه شام است دل صحرا نیست
    رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون؛ تنها نیست!

    دخترک روی دو زانوی غمش طشت طلایی ست ولی↓
    داخل طشت طلا شرح بلایی ست...سر بابا نیست؟

    رانده از دور و برش خستگی و دردِ سفر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ابالفضل ع
    دل نمک گیر دو چشمان تر سقا بود
    خیمه تا عرش خدا در علمش پیدا بود
    شاهد قصه ما فاطمهء زهـــــــــرا بود
    طاقت مشک علمدار حسین؛ دریا بود↓
    پس چرا تشنه به دیدار خدا رفت عمو
    پس چرا آب نیاورد برایم ......تو بگـــو
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پیراهنی که از خون سنگین شه واویلاست
    من شانه هایم زیر پیراهــــــــــن کبود شد
    پیراهنم سنگین شده ...\"خون\" ، تار و پود شد

    آرام باریدن گرفته اشک های ابـــــــر
    باران که نه ...این اشکها بر گونه \"رود \" شد

    این آسمان در خود سه ساله اختری د

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar کنار ریلِ جدایی...
    ببار ابر ظهورش که شهر شهرِ غم است
    بدون حضرت چشمش قطعاً جهنــَّــم است
    شاید نباشم بیاید! ...چشمم پر از نم است
    آب دهان غلامش هم سطح زمــــزم است
    ریلِ قطار جدایی تا سرزمین شما ست؟
    من هم مسافر عشقم ؛میعاد ما کجاست؟ ↓...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ابرو ی شمشیری
    خسته از قافیه ها از دل دفتر وا شد
    روضه های پسر خون خدا بر پاشد
    لکنت شاعر ما در قلمش پیدا شد
    کربلا رفته نرفته دل او صحرا شد
    که تو از نسل علیٌ بَشَرٌ کَیف بشر
    رَبُّه فیــــــــــــــــهِ تَجَلّی وَ ظَهَـــــــــــــــ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دیگر توان ذکر مصیبت نمانده است
    سردم به وسعت بهمن ، طاقت نمانده است
    جز تیرِ چشمِ تـــو ...راهِ شهادت نمانده است

    حُرّ آمده کنار سپاهی از جنس نور و شور
    گوید که انتخابی برایم جز ندامت نمانده است

    گرچه نگاه من به تو باشد که می روی
    با ر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دو قدم مانده به خورشید حسین ثار الله
    دو قدم مانده به خورشید ... بیا گام به گام
    شد توسل به شما زینت کردار و کــــلام

    رسم و آیین تو شد دینِ خدای دو جهان
    هر چه دارم به خــــدا نذر دو چشمان امام

    عرشیان از سر احساس به شوق آمده اند
    چو شنی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar چون نمی بینندت انکارت میکنند
    ...از عرش پرسیدم...
    دلیلی جز وجـــــــــــــــــــــودش نیست
    پاکی و زیبایی به جز دریای جودش نیست

    آری خداوندا تو میدانی که بد کاران...
    گفتند : عشقی در میان تار و پودش نیست

    این هم تو میدانی که مجنون م

    ...

    نمایش کامل شعر

تصویر شاعر

سید رضا موسوی

اطلاعات شاعر

شاعر : سید رضا موسوی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : آیینی
نوع شعر : ديگر
دسته بندی : اجتماعی
تخلص :
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 2414
تاریخ : دوشنبه 25 ارديبهشت 1391 9:9
دیدگاه ها : 40
بازدید : 2851

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "چاروق" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

درآمدی بر نقد

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 20,354,086
تعداد صفحات : 11849
تعداد اشعار : 10995
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2019
تعداد شاعران آقا : 1461
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5