آوای دل
d
d
d

دفتر شعر : غزلیات از مینا محمودی

نمایش 41-80 از 85 نتیجه
  • avatar نه ؛ندیدم
    نه؛ندیدم
    نیازم چون به یار افتاد یاری را ندیدم
    به صحرایی که سوزد ؛چشمه ساری را ندیدم
    بهاران هم دمیدندوشکوفه ها شکفتند
    وهرگز میوه ها بر شاخساری را ندیدم
    کجایید ای به میدان کرامت تک سواران
    دراین میدان ردَ پای س

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar زنجیر
    زنجیر خرافه بر پاهای وفاداریم
    در باغ به جای گل صدرنگ وریا کاریم
    میگردد ومیچرخد صد چون وچرادرسر
    نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم*
    حیران وهر اسانیم چون قمری پر بسته
    تندیس سکوتیم وچون نقش به دیواریم
    پابند تن خویش

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar هرگزنرود از یاد
    هرگزنرود از یاد
    آن دلبرهر جایی هرگزنرود از یاد
    وآن شیوه ی رعنایی هرگزنرود از یاد
    ازروزازل عشقش آجین شده با دلها
    آن مطلق زیبایی هرگز نرود از یاد
    از هرم نگاه او چون کوره بسوزددل
    واین آتش موسایی،هرگزنرود از یاد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نماز
    کوک دلم به یادتو گرکه به ساز کرده ام
    من به صفای روی تو پنجره باز کرده ام
    رو به تو سجده میکنم من به گمان خود ولی
    خوب نگاه میکنم رو به نیاز کرده ام
    هرطرفی نگه کنم این چه نماز خواندن است
    وای به من تمام شب برکه نماز کرد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نیلوفر
    که میگوید که این مرداب نیلوفر ندارد؟
    که میگوید که دریا در دلش گوهرندارد؟
    که میگوید که شهر پشت در یاها خیالی است؟
    که میگوید که این زندانِ وحشت در ندارد؟
    که میگویدکه عشق این آتش سوزان دلها
    نزد کس شعله ی آنرا وخاکستر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar کمک به آوای دلمان
    شاعران عزيز
    با توجه به اينكه در حال حاضر آواي دل براي توسعه كامل نياز به كمك و ياري ما شاعران دارد تا در آينده خودمان و شاعراني كه بزودي عضو آواي دل مي شوند از امكانات كامل سايت به صورت رايگان استفاده كنيم .
    من از کسا نی که میتوانن

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar سوال
    نمیشود سرراهت به من کنی نظری؟
    نمیشود به نگاهت غم از دلم ببری؟
    تویوسفی ومن اسیر چاه بلهوسی
    نمیشود که مرا تو به بردگی بخری؟
    به هردری بزنم تاکه بینم آن رخ ماه
    چه میشود بگشایی چو میزنم به دری؟
    کنون که سردی غقلت ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آه دلا
    آه دلا
    غمزده ای فسرده ای آه دلا چه خسته ای
    هم نفس قفس تویی تار زهم گسسته ای
    راز فلک شنیده ای بس که به شب نخفته ای
    از همه کس بریده ای مرغک پر شکسته ای
    چشم سحرکه دیده تو؛رازدلت شنیده او
    منتظری که شب رود خیره به

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مینای شکسته
    مینای شکسته منم
    / آوارم وخسته منم
    / مینای تهی زشراب
    / پر گشته تنم زعذاب
    عاشق به می باقی
    / بشکسته مرا ساقی/
    مینا که پرش بکشست
    / در عزلت خود بنشست/
    درحسرت پروازم
    / خاموش شد آوازم /
    م

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شک
    شک
    من میروم باپای شک تامرز ایمان
    با من بیا آنجا؛ کپک زد فکر انسان
    تازه کنیم اندیشه هامان را که امروز
    خورده است مهر کهنگی بر ایده هامان
    چون ققنسی تا میرسد راهش به بن بست
    ایمان خود در آتش شکها بسوزان
    خاک

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar حسرتزده
    بایاد تو یک روز از آن باغ گذشتم
    لبریز غمت باز لب رود نشستم
    باخاطره خندیدم وهی آه کشیدم
    دیوانه صفت خیره به دنبال توگشتم
    آنروز بغیراز دل ما تن همه لرزید
    ازعشق شکستی واز عشق شکستم
    بامن سخنی هیچ نگفتی نه شنیدی ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بگذرم
    آمدم تا چون شهابی بگذرم
    چون حباب روی آبی بگذرم
    آمدم تا تشنگی مستم کند
    نا چشیده از شرابی بگذرم
    آمدم تا دربیابان گم شوم
    برتماشای سرابی بگذرم
    شادیم کوتاه است وبی دوام
    غم به پیشم با عتابی؛بگذرم
    آمد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar راز عیان
    راز عیا ن
    من تورا جان جهان ؛بادل وجان حس کردم
    من ترا از تپش قلب زمان حس کردم
    منکه در قطره ی شبنم رخ تومیبینم
    بازاز بارش چشم نگران حس کردم
    حکم تو در همه جاساری وجاری دیدم
    باز در سلطه ی قانون نهان حس کردم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دوست دارم
    دوست دارم زیرباران باتو باشم
    دوراز چشم رقیبان باتوباشم
    درعبور از کوچه های تنگ وتاریک
    راه ها را سخت و آسان باتو باشم
    رام و آرام وبه دنبال نوایت
    آشکارو گاه پنهان با تو باشم
    دوست دارم در کویر تشنگی ها
    تا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar باتوباشم
    دوست دارم زیرباران باتو باشم
    دوراز چشم رقیبان باتوباشم
    درعبور از کوچه های تنگ وتاریک
    راه ها را سخت و آسان باتو باشم
    رام و آرام وبه دنبال نوایت
    آشکارو گاه پنهان با تو باشم
    دوست دارم در کویر تشنگی ها
    تا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar میقات
    رقص ماهی های غم در برکه ی جانم ببین
    سیل آتش شعله ور در باغ وبستانم ببین
    خیزو بنگر در بهاری تر زمان عمر من
    دست ویرانگر خزان دربرگریزانم ببین
    منکه دردورنج وغم شد مونسم در زندگی
    سایه ی ترسیده ی از غم گریزانم ببین

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar عشق
    عشق اگر دردل نشیند دل چودریا می شود
    آنگاه برهستی همه عاشق وشیدا میشود
    آن دل که عاشق می شودهرگز دلی را نشکند
    درعشق او گم میشود بشکسته پیدا میشود
    ازکینه وبخل وحسدواز بیهده خالی شود
    چون سینه اش پر میشود از عشق احیا میش

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اشکها
    اشکها ای همرهان ای نازنینان یار من
    اشکها زیباترین پیوند با دلدارمن
    باشما من شسته ام آن آرزوهای به گل
    باشما من شسته ام آن حسرت مدفون دل
    پاک کردم با شما من کینه ها از سینه ام
    برده ام من با شما زنگار از آیینه ام

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بی یادتو


    یادتو
    دوری زتو را این دل من تاب ندارد
    بی یاد تو یک ثانیه ی ناب ندارد
    بی یاد تو شاید گذرد روز وشبی هم
    آن روز وشبم ارزش یک خواب ندارد
    ای نور درخشان شب و راه دل من
    چون نور درخشان تو مهتاب ندارد...

    نمایش کامل شعر
  • avatar سه دو بیت
    خدایا یک دل پررازجویم
    خدایا صبح یک آغازجویم
    خدایا خسته ام از بال بی پر
    خدایابال یک پرواز جویم
    یک قطعه
    هیچ خاری که به خود خار نشد
    سرزنش کردن او کار نشد
    برگ زردی که بیفتد زدرخت
    او به خود زردک و ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مولود کعبه
    گاه مولودی چنان والا شود
    درگه کعبه به رویش وا شود
    گاه مردی آنچنان باشد بزرگ
    در زمانه یکه وتنها شود
    گاه دردی آنچنان باشد عظیم
    گوش چاهی محرم نجوا شود
    گاه حاکم آنچنان عادل که خود
    در قضا محکوم یک دعوا شود

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مرغ شب
    مرغ شب
    دل خودرا به که بندم چوتو دلدار نباشی
    به چه کس رو بنهم چون تو مرا یارنباشی
    توبگودور که گردم ؛وفدای که شوم من
    به جهانی که در آن نقطه ی پرگارنباشی
    چوگلی هرز به صحرا تک وتنها به بیابان
    تواگرنورامید دل بس ز

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar طلوع صبح
    ماه طنّاز
    مجال تنگ پروازم بگو؛کی میرسد آخر
    شنا در موج ناسازم بگو کی می رسد آخر
    بگو صبرم به سرآمد دلم تنگ است وپر تشویش
    سکوت سخت آوازم بگو کی می رسد آخر
    خدارا ساعتی بنشین کنارم حس کن این دردم
    دگرآن ساز دمسازم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مهمان نگاه
    مهمان نگاهت شوم از شوق بمیرم
    واز نور گاهت به رهم نور بگیرم
    نامم ببری وام بگیرم و سه تا بال
    پرواز کنم گرچه به دام تو اسیرم
    هروعده ی دیدار تو شوقم کند افزون
    هجران تو سوزد دل واز رنج بمیرم
    شیرین منی کوه غمت بررو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قلم وغم
    قلم خشکیده او جانی ندارد
    به رگهایش که جریانی ندارد
    از اومیخواهم از شادی نویسد
    سر انجام فرمانی ندارد
    غمی آید به دل با عشوه وناز
    بگیرد جان وعصیانی ندارد
    قلم غم را که دید او ناله سر داد
    بریزد اشک وپایانی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar زمانه
    زمانه

    زمانه بس که باشتاب و بیدرنگ میرود
    چنان عبورنور یک شهابسنگ میرود
    پرنده باشتاب آشیانه میکندرها
    شتاب میکندوا زین حصار تنگ میرود
    کسی که دل به لانه در مسیر باد بست
    هم اوشکسته بال و،پای لنگ میرو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مهمان دل
    حک کرده ام نام تو را د رگوشه ی پنهان دل
    جایی که می بیند فقط آن گوشه را جانان دل
    دل آب وجارو کرده ام آماده ی دیدار تو
    شوازکرم ای نازنین تو ساعتی مهمان دل
    هرروز وهر شب پا بنه بر فرش دل بر چشم دل
    افزون نمابامقدمت گنجین

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آرام
    آنکس که ترا یافته آرام بگیرد
    چون صیدکه آرام به یک دام بگیرد
    هم همدم وهم مونس وغمخوار توباشی
    یاد توکند از دل خود کام بگیرد
    راضی نکند وعده ی فردای تو او را
    ازیاد تو از عشق تو الهام بگیرد
    از رگ رگ هستی چوشود نا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دست رحمت
    بیا با نگا هی شبم را سحر کن
    بیا لحظه ای از کنا رم گذر کن
    بیا ور تو با خود شمیم بها ران
    ا زین آ سمان تیر گی رابه در کن
    بگیراز د لم تو حکو مت ز غم ها
    شبی دردلم انقلابی دگر کن
    اگر تو بیایی غمم نفله گردد
    ج

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar جوانی
    جوانی
    کجایی شور وحال زندگانی
    .طراوت تازگی ای شادمانی
    کجایی چشمه ی جوشان قدرت
    کجایی قهوه ی تلخ ای جوانی
    جهان وسرد وگرمش را چشیدم
    ندیدم روز خوش یا همزبانی
    به من آن روی تلخش را نشان داد
    سیاهی خستگ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ذره
    بیدارشو ای خفته که مرگت به کمین است
    اعمال تو چون دانه که کشتی به زمین است
    هرعضوتو فریادکنان فاش کند راز
    حاشا نتوان کرد که اعضات امین است
    هرذره ی جسمت بشود حافظه ای تا
    گویدکه تو چون بودی و اعمال تو این است
    گرذ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar به دل
    به دل گفته بودم که دریا بماند*

    نه راکد چو مرداب یک جا بماند

    که بی رنگ وروشن چوآب زلال

    چوآیینه ی آسمان ها بماند

    به سنگی ترک برندارد چو تنگی

    که صندوق اسرار دنیا بماند
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ریشه ها
    ریشه ها
    من میروم تا ریشه ها
    تا رویش اندیشه ها
    آبشخور افکارها
    تا بستر کردارها
    من میروم تادورها
    تادردها
    تاریخها
    تاریخ مالبریز از جبارها
    وین ریشه ی رفتار ما
    آزاد کن کرداررا
    گفت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مرغ شب
    دل خودرا به که بندم چوتو دلدار نباشی
    به چه کس رو آورم چون تو مرا یارنباشی
    توبگودور که گردم ؛وفدای که شوم من
    به جهانی که در آن نقطه ی پرگارنباشی
    چوگلی هرز به صحرا تک وتنها به بیابان
    تواگرنورامید دل بس زار نباشی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نسیم خوش اسفند
    پنهان شده در بوی گلی فصل بهاران
    ای مهر توشدتعبیه در قطره ی باران
    شد زنده دوباره گل وریحان وشقایق
    هر قطره ی باران چو مسیحای گیاهان
    همراه نسیمی گل نشکفته ی باغی
    مادام صفای چمن وجوی کناران
    ای جلوه ی رویت رخ گلها

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دیرشد
    رفت فرصتها زدستم دیر شد
    دست من خالی زهر تدبیر شد
    ناگهان دیده گشودم بر جهان
    جان من درگیر یک تقدیر شد
    گرچه راهم سنگلاخ وپر خطر
    پای دل از غفلتم زنجیر شد
    از همه دنیای پر رنگ ولعاب
    سهم این دل ناله ی شبگیر ش

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar امروزه
    امروزه
    انسان امروزی ببین از عشق آسان بگذرد
    بر جاده های بی هدف مست و پریشان بگذرد
    در پرسه های بی نشان از راه دور افتاده است
    گم کرده او کاشانه اش چندین خیابان بگذرد
    او در مسیرزندگی از یاد برده روح خود
    هم چو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar غفلت
    پیچکی بر ساق خود پیچیده ایم
    کرمکی درپیله ای لولیده ایم
    خوش به حال آن نسیم وآسمان
    ما که پابند غمی پوسیده ایم
    تن به تنهایی سپرده کنج غم
    رنگ غمهای زمینی دیده ایم
    گاه غفلت سالیان مهمان ما
    آنچنان سر گرم با

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar همصحبت
    بیاوساعتی هم صحبتم باش
    قرین غصه های غربتم باش
    شکسته قامتم بار حوادث
    بیاوتکیه گاه قامتم باش
    بیا بشکن توزندان سکوتم
    نیوشای سخن در خلوتم باش
    بهاری کن زمستان دلم را
    بیاپایان گرم عزلتم باش
    فراموشم

    ...

    نمایش کامل شعر

تصویر شاعر

مینا محمودی

اطلاعات شاعر

شاعر : مینا محمودی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : غزلیات
نوع شعر : غزل
دسته بندی : عرفانی
تخلص : مینا
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 30
تاریخ : يکشنبه 9 بهمن 1390 18:18
دیدگاه ها : 26
بازدید : 3683

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "کذاب" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

درآمدی بر نقد

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 24,457,594
تعداد صفحات : 11832
تعداد اشعار : 10978
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2015
تعداد شاعران آقا : 1458
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5