آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

دفتر شعر : غزلیات از مینا محمودی

نمایش 1-40 از 85 نتیجه
  • avatar رباعی

    رباعی1

    دل خانه ی حق است کثیفش نکنیم
    باجهل ؛ خشن جنس لطیفش نکنیم

    باغفلت وتزویروریا؛ کعبه ی دل
    تا ریک وتبه ، خوار وخفیفش نکنیم

    رباعی2

    هشدارکه دل رنگ سیاهی نخورد
    بربوم دلت نقش تباهی نخورد
    هشدارکه مانندمترسک بی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar امید
    چه کنم نورتودر آیینه ام پیدا نیست
    جزغبار غم دل در رخ فرداها نیست

    دل من ،هیچ امیدی به طلوعی تازه
    باغروبی که نشسته است دراین صحرا نیست

    نه،نه ! تا تو، به نگاهی ننوازی جان را
    کورسو، نور امیدی به افق پیدا نیست

    بارور تا نکنی ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar درد

    بگذار دل من پَرِ از درد بماند
    از آتش او شعله ی من سرد بماند

    بگذارکه با غم...به بهاران صفا هم
    چون موسم پاییزهمان زرد بماند

    بگذارنداند که به من کرده جفایی
    اودرنظر خویش همان مرد بماند

    این عادت دنیا که دوشش آوردو باز

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar برای امام غایب

    اگر باشی  دیانت اعتباری تازه خواهد یافت
    مسیر کهکشانها  هم  مداری تازه خواهد یافت

    حقیقت واضح و روشن شود مانند آیینه
    عدالت حکم  فرماید عیاری تازه خواهد یافت

    زمستان ستم با زمهر یر جورخواهدرفت
    جهان نو میشود

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar یوسفی درون چاه


    دلم شکسته  بی صدا خودم غریب  و بی پناه
    نرونرو تو ساربان نگاه کن به عمق چاه

    که یوسفی درون چاه  بدون  یارو یاور است
    به جای  آن  برادران  اسیر گرگ  بی گناه

    به انتظار یک  صدا 

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تراگم کرده ام

    درمیان جنگل اوهام خودجوشی تراگم کرده ام
    در سکوت رنجزای فصل خاموشی تراگم کرده ام

    گرچه جایت دردلم امن وامان است وبه من نزدیکتر
    ازمنی دراین هیاهوی فراموشی تراگم کرده ام

    درخم گیس سیاهت،وآن نگاه نافذت گم شددلم
    دل که گم شد درشلوغ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ازاین پس

    ازین پس کنار شقایق بِرویَم
    سرافرازچون سرو عاشق برویم
    شوم زنده ، با باد هو هو کنانم
    وآزاد دور از علایق برویم
    شوم همدم شبنمی روی برگی
    شفاف و شبیه حقایق برویم
    نبینم لجنهای اعماق مرداب
    چونیلوفرانِ راه قایق برویم
    نرویم به هر سر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar طرح

    روی بوم دلمان طرح جدیدی بکشیم
    طرح نابودی زشتی وپلیدی بکشیم

    یادیاران سفرکرده ی دربند واسیر
    سرهرکوچه ی دل عکس شهیدی بکشیم

    گره ازکار فروبسته ی هم بازکنیم
    قفل اگر باز نشد طرح کلیدی بکشیم

    طرح دریا؛ قله ی کو ه بلندی بربوم<

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دیدگاه
    ازاین پس دگرگونه گرددمسیر نگاهم
    عمیقن عوض میکنم بر جهان دیدگاهم

    دلم را کنم تخلیه از خیالات واهی
    نگویم من از غصه هایم وافسوس و آهم

    رها میکنم من پریشان سخن گفتنم را
    فقط با تووازتوگویم سخن هر پگاهم

    نه برکس حسادت کنم من نه ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تو........ من

    تو.......من

    تو ساغر باشی و مینا منم من
    تو نقّاش منی زیبا منم من

    تو دریایی تو دریایی تو دریا
    که یک قطره از آن دریا منم من

    تویی هستی تویی هستی تویی هست
    ویک ذرّه ازآن اولا منم من

    تو آن ابری که میبارد بهاران
    بخ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar باغ شادی

    با تو اوقات دلم وه که چه زیبا میشـود

    بغض دل می شکند ،محو تماشا میشود

    گریه از یاد برد خنـده نشینــد بر لبش

    باغ شادی دلم با تو شکــوفا میشــود

    کم کَمَک لب بگشاید به سخن،گفتن راز

    دل که باتو بپرد وسعت دریا میشود

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آشفته


    مهمان نگاهت شوم از شوق بمیرم

    وازنورنگاهت به رهم نور بگیرم

    نامم ببری وام بگیرم دوسه تا بال

    پروازکنم ...گرچه به دام تو اسیرم

    هروعده ی دیدار تو شوقم کندافزون

    آشفته زدوری تو گشته است ضمیرم

    شیرین منی کوه غ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar یلدای غم
    شب یلدای دلم بس که شده طولانی
    رفته از یاد من آن روزخوش نورانی

    کی رسم ساحل غم ،کی برسد پایانش
    شده دریای دل از حمله ی غم طوفانی

    تابه کی چادرحسرت بکشم برسر دل
    تابه کی در قفسی تنگ شوم زندانی

    سالیانی است که یلدای غمی دارم من<

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بی واسطه
    بی واسطه خواهی که ببینی منِ خودرا ؟
    ازتن بکنی وهمِ چو پیراهنِ خودرا؟

    درآینه ای بنگر وخیره نگهی کن
    زیبایی وزشتی همه تا... دیدن خودرا

    بینی که دلت جنس لطیفی که بسوزد
    وازخاک ولجن بینی بدبو تن خود را

    تقویم دلت را که ورق میزنی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar یافاطمه


    آمـــدی یا فاطمه اُمِّ اَبیهــــا باشی و

    همسروپشت علی وقت تولی باشی و

    مادر ســــرداربی ســـر، آن شهیـد نینـوا

    آن حســن مولای صلح وسبط والاباشی و

    مــــادرزینب،پیامش زنده کـرده راه دیــن

    آنکه باشــد زینت وجـــ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar زندگی را دوست دارم
    زندگی را دوست دارم با همه بیش وکمش
    خنده ها ی اندک و گریه وپیچ وخمش

    من جهان را دوست دارم چشمه های پاک آن
    فصل های گرم وسرد با زمین وآسمان

    بندگی رادوست دارم سجده ها وخم شدن
    قیدوبندهارا از زیاد وکم شدن

    عاشق آزادی ام امّا رها

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مکان جاودانه
    مکان جاودانه

    توای ماوی گرفته دردل وجان ای یگانه

    میان جانی ودل را گرفته ای نشانه

    به صد تیر بلا تو آزمودی جان و دل را

    و صد پیک دعا کردم به سوی تو روانه

    دعاهای من امّا نامه هایی بی جوابند

    بلاهای تو برجانم نشسته

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دوبیتی


    دوبیتی


    خوشا آنان که پا درگل ندارند

    خوشا آنان که هرسودل ندارند

    دل آنان که هرجایی نباشد

    بجزدرکوی او منزل ندارند

    ..................................

    خوشاحلّاج گون بردار رفتن

    بریدن از همه با یار

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar به عشق تو


    به عشق تو من اینگونه صبورم

    به عشق تودرختی پرغرورم


    توکه هستی امید من به راهم
    هدف بر قلّه ای باشد جسورم

    به هرسو رو کنم قبله همانجاست
    بدون وقفه دائم در حضورم

    چراغی داده ای دستم شب تار
    در این جادّه که

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نیم انسان


    نیم انسان
    درجوانی مبتلای درد بی درمان شدم
    دست تقدیرت به سرزد بی سر و سامان شدم

    چشم هایم بسته بود وغافل از اطراف خود
    چشم را تا باز کردم پیر بی ایمان شدم

    من به عنوان زنی مظلوم در تاریخ تا....
    ظلم را ثابت کنم ؛مشمول یک

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دزدیدند
    َمن همانم که مرا فاصله ها دزدیدند
    روح آزاد مراغافله ها دزدیدند

    به بهاران که رسیدم رخ گلها پژ مرد
    پر پرواز من از چلچله ها دزدیدند

    دست خونین غمی ثانیه هایم را کشت
    شهر آرام مرا ولوله ها دزدیدند

    دربیابان بلا راه جنون می رفتم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar جدایی
    کجادست تو از دستم رها شد
    کجا راه من از راهت سوا شد
    کدامین راه را بی راه رفتی؟
    که پیوند دلم از تو جدا شد
    مسیرما به سوی قلًه هابود
    ولی راه تو کج سوی جفا شد
    من این در باورم هرگز نگنجد
    که آدم هرزه ی دست حوا شد
    سرت را برکش

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پریشانی
    خورده به پیشانی ام مهرپریشانی ام

    نامه ی تقدیر من بی سر وسامانی ام

    جان وتنم دورغم گشته چوپروانه ای

    کاش به یکباره جان ؛گیری وسوزانی ام

    ظاهرآرام من بس غلط انداز شد

    بسکه ستم دیده است این دل طوفانی ام

    من خود سهراب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar امید


    چه کنم نورتودر آیینه ام پیدا نیست

    جزغبار غم دل در رخ فرداها نیست


    دل من ،هیچ امیدی به طلوعی تازه

    باغروبی که نشسته است در این صحرا نیست


    نه،نه ! تا تو، به نگاهی ننوازی جان را

    کورسو، نور امیدی به ا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar می روم

    یا رب

    می روم از قلّه ای بالا به دریا برسم

    میروم شاید به حلّ یک معمّا برسم

    گرچه باپاهای پرطاول دلی زخم روم

    می روم درشب که شاید صبح فردابرسم

    کوله بارم پرچراو چندوچون بی جواب

    میروم شاید به نور طورسینا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar یلدای غم

    شب یلدای دلم بس که شده طولانی

    رفته از یاد من آن روزخوش نورانی

    کی رسد ساحل غم ،کی برسد پایانش

    شده دریای دل از حمله ی غم طوفانی

    تابه کی چادرحسرت بکشم برسر دل

    تابه کی در قفسی تنگ شوم زندانی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar فراموش کن

    (دوغزل با یک مضمون ودو وزن متفاوت)

    فراموش کن 1

    باید که فراموش کنم آنچه گذشته


    آن دانه ی غمها که دلم کرده به رشته


    باید که به دستان بهاری بدهم دست


    تا سبز شود دانه ی  احساس که کشته


    باید که

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar جان دمادم
    جان دمادم
    ای نور دم صبح منم قطره ی شبنم
    تا بیدن تو روح من وشادیم آن دم
    با شب پره از نور جمال توکه گویم
    انکار کند نور تو را؛ نور دو عالم
    دنیای خفاشان همه دنیای سیاهی است
    لبریز تباهی شده غاری پر ماتم
    با

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خودباخته
    خود باخته
    غم هم اکنون خنجرش را آخته
    بردل وجان وروانم تاخته
    رنج لختی غافل از جانم نشد
    پرچمش را دائمن افراخته
    جان پس از عمری نشد تسلیم او
    عاقبت جان هم سپرانداخته
    رنج باغم دست در یک کاسه داشت
    کور

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دوای درد
    ای همه ی امید من عشق تو تاروپودمن
    چشم دلم به سوی تو قبله ی هرسجودمن
    گرکه بسوزد این تنم درآتش جفای تو
    نام تو را جهانیان می شنوندزدود من
    ورد زبان من شده نام بلند بودنت
    عشق من از تو گفتن ونام تو شد سرود من
    من تح

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar می گریزم
    من از اصرار خشم ونفرت وکین می گریزم
    ازاین زردانه هادر دام رنگین می گریزم
    من از آزادگیها هرچه دارم وام دارم
    واز بن بست ایده های لادین می گریزم
    من ازآنکس که برفانوس وجدان پشت کرده
    رود برجاده های تار وننگین می گریزم...

    نمایش کامل شعر
  • avatar باتو
    باتوخواب من پراز رویا شد
    زندگی سر تاسرش زیبا شد
    دل که چون یک برکه تنگی بود
    باوجودت چون یکی دریا شد
    پرده در پرده بخواندی آواز
    سینه ام پر شور وپرغوغا شد
    دردلم گلهای زیبا خندید
    دل خودش باغ صنوبرهاشد
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مثنوی درد
    مادری چشم به در دوخته بود
    انتظاری جگرش سوخته بود
    خانه سرد وسکوتی زفراق
    همسری دلزده از مهروصداق
    کودکی غمزده وبی شروشور
    خانه ساکت به مثل حالت گور
    دل او گرچه دلی بی کین بود
    غم برای دل اوسنگین بود
    پ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar از عشق
    از عشق
    فریاد وفغان از عشق ای داد وامان از عشق
    درمان ورهیدن را ای کاش توان از عشق
    زیبا بکند زندان ؛بر یوسف زندانی
    گاهی شکند دل را گاهی فیضان از عشق
    گه سینه پراز غوغا گاهی به لب آرد جان
    جانی شده بیچاره دادش ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar جنگها ومرزها
    جنگ ها ومرزها

    من از بیگانگی بیزارم امروز
    زخواب بردگی بیدارم امروز
    اسیرم من به دام جنگ خواهان
    زمین خونین شد از کشتارم امروز
    من آن کودک که در جنگ وتباهی
    گرسنه هستم وبیمارم امروز
    من از جغرافیای ه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar من راه را گم کرده ام
    من راه را گم کرده ام
    ای همرهان ای همرهان من راه را گم کرده ام
    درپیش پا طوفان ودریا؛ناخدا گم کرده ام
    ازیادبردم نوشداروی وفای عهدرا
    این زندگی شد پرملال ومن دوا گم کرده ام
    قید خدابرداشتم از جان ودل گشتم رها
    شد د

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar درد
    درد
    دلم دریای موّاج ملال است
    زبانم از بیان درد لال است
    چو می خواهم که داد از دل برآرم
    برای داد اینجا کی مجال است؟
    زبان گفتنم اشک است وآهم
    دو چشمم چشمه ی پاک و زلال ست
    چوآهویی به دام شیر دردم
    تپ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دل زیباپرست
    دل زیبا پرست
    رنگ رخ گل چرا سرخ وفریبا شده است
    گنبد میناچرا دایره بر پا شده است
    جاده ی گردون چرا مقصد او کعبه است
    این دل مجنون چرا عاشق لیلا شده است
    این فلک نغمه خوان راچه کسی کوک کرد
    واین گل زیبا چرا ساکن صحر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar حجله
    حجله
    با یاد رُخت دل را چون حجله بیارایم
    هرچیز بجز یادت چون هرز بپیرایم
    یک دم نشوم آزدازفکروخیال تو
    دردام خیال تو مستند غزلهایم
    دردی که به من دادی هرگز نشوددرمان
    چیزی که تو میخواهی بردیده پذیرایم
    من باز

    ...

    نمایش کامل شعر

تصویر شاعر

مینا محمودی

اطلاعات شاعر

شاعر : مینا محمودی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : غزلیات
نوع شعر : غزل
دسته بندی : عرفانی
تخلص : مینا
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 30
تاریخ : يکشنبه 9 بهمن 1390 18:18
دیدگاه ها : 26
بازدید : 2720

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "برجا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

درآمدی بر نقد

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 20,987,506
تعداد صفحات : 11848
تعداد اشعار : 10994
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2018
تعداد شاعران آقا : 1460
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5