آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

دفتر شعر : فاصله از محمدرضا بداغی

نمایش 1-40 از 72 نتیجه
  • avatar تهوع تاریخ


    تاریخ را به بازی گرفته ایم
    رستم در مرز اعتیاد
    چرت می زند
    ناصر خسرو خیابانی است
    که سهراب در آن
    نیش دارو می فروشد
    و تهمینه
    در صف سبد کالا
    رفاه را کلافه کرده است
    و رخش در کورس پاییزه
    چهار نعل می تازد
    تا رهام
    ف

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پیامبر
    و من گویی
    پیامبری هستم
    بر انگیخته ی الهه ی احساس
    معجزه ام
    یافتن تو بود
    از بین هفت میلیارد انسان
    و رسالتم
    شیدایی .
    و من پیامبری هستم
    که از شعر الهام می گیرم
    کتابم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آیه
    گلت را
    از پای کدام تاک بهشتی سرشته اند
    که آغوشت
    این گونه مدهوشم می دارد ؟
    خدا در کدام ساعت خوش
    روح خود را
    در تو دمیده است
    که آیه های عشق
    از نگاهت جاری است ؟
    هر چه هست
    شیری

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar صفحه ی امروز شیرین
    خدایا می شود روزی بیاید
    به جای صفحه ی سرد حوادث
    به جای صحنه ی آزار کودک
    و یا تصویر گنگ چوبه ی دار
    به جای ناله های زرد یک زن
    ز خوی وحشی قابیل اکنون
    به جای نعره جان کاه یک تیر
    و یا زنجیر بر بال کب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بزم تنهایی
    در بزم تنهایی ام
    قناری مصلوب
    به انحنای دیوار فاصله
    توشمال بیت هایی تک ساختی است
    که پای حرکت عقربه ها را
    به گل نشانده .
    امید بیهوده ای نیست
    تو در بزنی
    و من
    غرق در اشتیاق
    پ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar سنگ
    از سنگ هراسانم
    آن جا که چیده میشود
    دیوار فاصله
    آن جا که فرش می شود
    بر روی آدمی
    جایی که هجمه می برد
    از دست اتهام
    بر چهره بشر
    اما ، امان ز دل
    چون سنگ می شود
    بر بعد فاصله ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تبصره
    در تاریخ نوجوانی
    از شیمی تبصره خورد
    تا از پرواز جا نماند
    نمی دانست چندی بعد
    در فلسفه زندگی
    شیمی جبر می شود
    که کاکلش را بچیند .
    اما نچیده است
    می جنگد
    تا با تبصره ای از شعر امید
    از ط

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar " آدم کش "
    همسایه دیوار به دیوار من
    آدم کش است
    دست های اورا
    بر گردن طفلی
    گره خورده، دیده ام
    چند وقت پیش
    بر بالای جسد پدر بزرگم
    چشم در چشمش دوخته ام
    در یک عمیات تروریستی
    در انتحار نابودی ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خاموشی بغض
    در سکوت لحظه های بی کسی
    ضرب آهنگی به جان آینه
    قصه تلخ شکستن ساز کرد .
    انعکاس بغض سرد حنجره
    در نگاهی منتظر بر ختم خویش
    رازهای اندرونی باز کزد .
    چشم های آینه
    دیدگان حنجره
    هر دو خیس از جام زهر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar " خدای من "
    بگذار خداوند
    برای او
    در عشای ربانی لبخند بزند
    یا برای دیگری
    در افطار رمضان
    سفره باز کند
    من
    خدای محدود
    در شنبه ، یک شنبه
    پنج شنبه یا جمعه
    نمی خواهم .
    پروردگار اسی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar عروس . بریل
    " عروس "
    سی سال دورتر
    صدایی روشن
    پرسید :
    "عروس خانم من وکیلم ؟"
    و کسی در امروز
    جواب داد
    عروس
    رفته است
    ته مانده گل هایش را
    به لقمه ای نان بفروشد .
    " بریل "
    " بر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اعتبار حرف
    با دیده ی شگرف به تو باید نگاه کرد
    آری عمیق و ژرف به تو باید نگاه کرد
    در این کویر خفته بر انزوای خاک
    در آرزوی برف به تو باید نگاه کرد
    در انعکاس آیه ی ایمان به آینه
    ای اعتبار حرف به تو باید نگاه کرد
    جام

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مهمان خاک
    دیری نمی پاید که ما
    بر مرکب دستان هم
    ارابه ی خاموش را
    آسوده ، مهمان می شویم .
    دیری نمی پاید که ما
    در باور سرد زمین
    در مطبخ کرم زوال
    مدفون نسیان می شویم .
    زین چهار فصل روزگار
    در فصل گنگ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اجداد
    در خود دقیق می شوم
    مندل عبور می کند از راه ذهن من
    فرضیه اش حقیقتی در زندگانی ام .
    این سان که روزهای پیاپی
    باری است روی شانه های ضعیف تن
    ...شب ها به چشم ، خواب سلامی نمی دهد
    اجداد حیوانی من مورچه بوده ان

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مدرنیته

    برای من ساده
    برای این ذهن باستانی
    اندکی مدرنیته
    هوا را عوض می کند .
    گاهی
    چقدر دلم می خواهد
    عروسک شوم
    در پای اتاق فرشته نیک افتاده
    با کفش های سی سانت بیایی
    دست در گردنم افکند

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar باغ
    من آز آن باغ که شاعر می گفت
    بوسه از چهره شبنم چیدم
    مست از آن ساغر ناب
    کنج دیوار فرو ریخته فاصله ها
    سر تعظیم به احساس سپید گل یاس
    از سر شور فرود آوردم .
    هم نفس با ضربان دل پروانه پیر
    پرده گوش اقاق

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قرار
    دلم
    در حوالی چشم های خورشید
    جا مانده است
    مغزم
    در علامت تعجب
    گیج است
    دست هایم
    در قلنج باورم خشکیده
    اما چشم هایم
    چشم هایم را کاشته ام در راه
    و بو می کشم ثانیه ها را
    ت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar کهکشان
    باز می گردم به دور کودکی
    هم سفر با آرزوی باورم
    می نشینم در کنار پنجره .
    یک نگاهم
    آسمان می چیند از مینای صاف
    یک نگاهم بر لب آموزگار
    مهر را در مهر معنا می کنم .
    می نویسد کهکشان
    گام بر می دارد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar رد پا
    تابستان
    رد پای من
    در ذهن نیلوفری جا ماند
    که دزدانه
    از دیوار خاطره ات
    بالا می کشید
    پاییز
    خشاخش برگ هایش
    زیر گام هایت
    ترانه فروتنی را
    نجوا می کند .

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نیشتر
    شاهرگ جدایی را
    نیشترمی زنم
    کم کمک زخم های بیشتر می زنم
    فاصله طعم مرگ را می نوشد
    ناگهان مرا می بینی
    روبروی چشم احساست
    تق و تق ضربه، آرام ، بردر می زنم
    آری آری این چنین هر شب
    می آیم به خیال

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar زایش
    چشم هایش
    بر شکم زن باردار بغل دستی افتاد
    رو به راننده تاکسی
    سرود دلش را زمزمه کرد :
    مریم
    ...در شرقی ترین باور طلوع
    بر تب خال زایش
    بوسه زد
    و پسری هدیه گرفت
    از جنس آسمان
    با د

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دار
    سوزن بان
    در ایستگاه آخر
    میان کویر تنهایی
    مترسکی را
    دار زد
    که هم نشینی با فرشتگان را
    در آسمان تنهایی اش
    از او گرفته بود .

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar گم
    پدرم
    در تاریخ گم شد
    و از آن روز از گم شدن می ترسم
    اما این بار
    دل را به دریا زده ام
    می خواهم گم شوم
    در آغوشت
    پیدایم کن .

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دلقک
    وقتی که احساس می کنم تو باورت رنگ دیگست
    ثانیه های بودنت دلخوش به آهنگ دیگست
    بغض می شینه توی گلوم دنیا واسم سیاه میشه
    برای حلقه های اشک غرورم سد راه میشه
    حس می کنم دوست داشتنت ، سراب دلفریبیه
    عشق تو دره سقوط تو کاب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تمدن
    پدر بزرگ
    یادش به خیر
    سفره گسترده باغچه رویایی ات
    زنبورها
    از شهد جاری بر تن تاک کنج باغ
    سرمست می شدند
    مورچگان
    تخم آفتاب گردان بر دوش می کشیدند
    خانه هاشان پیدا بود .
    بچه قورباغه ها ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بمان
    اکنون که
    لب هایم
    دم کشیده است
    از هرم بوسه هایت
    قلیانی چاق کن
    می خواهم در دود
    خالی شوم
    از غلیان
    اکنون که
    در خمیازه ها
    چشم می بندم
    خستگی ها را
    در دریای ذهنت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بیداری زمین
    1 .
    زمين لرزيد
    دخترك سراسيمه سوي عروسكش دويد
    عروسكم نميرد
    مادر سراسر آغوش شد
    عروس فردا و عروسكش را
    زمين بيداريش را به رخ مي كشيد
    دخترك و مادرش در خواب برادر تعبير مي شدند
    با چشم هايي بيدار

    ...

    نمایش کامل شعر

تصویر شاعر

محمدرضا بداغی

اطلاعات شاعر

شاعر : محمدرضا بداغی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : فاصله
نوع شعر : شعرسپید
دسته بندی : معناگرا
تخلص : رها
کشور : ایران
شهر : همدان
شناسه : AVA-p- 1244
تاریخ : سه شنبه 15 فروردين 1391 14:30
دیدگاه ها : 18
بازدید : 1839

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "شاعر" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

درآمدی بر نقد

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 20,154,703
تعداد صفحات : 11849
تعداد اشعار : 10995
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2019
تعداد شاعران آقا : 1461
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5