آوای دل
d
d
d

دفتر شعر : دفتر اول از مرتضی سوری

نمایش 1-40 از 43 نتیجه
  • avatar درون
    نه به راهی

    نه به کیش خرقه پوشان

    به درون نظر فکندم

    به نشسته شهریاری

    به سریر پادشاهی

    به همه مُلک و مِلکش

    نه خطیبی نه کتابی

    نه چرایی نه جوابی

    نه بمانده جان در شکل

    نه بمانده پای در گل

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar برف


    به دور از پلک های بسته و

    خسته شهر

    کسی تنها و آواره

    نشسته بر یال برف پوش کوه

    آن زمان که

    باد ، راوی دریاهای دور نقش می زد

    در آینه پرده پوش برف

     می آویخت قندیلِ روح زخمی خویش

    بر شاخه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آسمان آبی دیروزمان ، بارانی ست امروز
    ایستاده ام در آستانه درد

    بغض ِ غریبی گرهِ خورده بر گلوی پنجره

    عُذرا

    یادت است وقتی زانو برده ای بغض می شدی

    ودانه ، دانه  جاری می شد اشک  بر گونه هایت

    آن زمان باران را دوست می داشتی

    سر بر می گردانی...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تا به ابد
    در گردش هر پرگاری
    که می چرخد بر حول محور خود
    تا به ابد
    زايش هر نقطه
    نقش بسته ای گوری ست
    برمحیط دایرهِ خود
    و این رسم خوفناک بیهودگی ست !!
    پای کوبان ِنقطه ها
    شیون ِافتادگانی ست زیر پا
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar هميشه مسافر


    تِ تق تِق توق توق *
    هووووووووووووو
    كوپه ها .توالي پنجره ها
    راهروهاي تنگ وِباريك
    ليز خوردن سطح سرد فلز بر هم
    سوتِ گاه به گاه، در عبور تونل ها
    تكانه هاي پي در پي واگن
    پل ها ،تقاطع ه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پیر مرد ، پاییز ، پارک
    وقتی سرش را از کتاب کهنه برداشت
    درختان چنار در باد می رقصیدند
    ایستاد ، دستانش را باز کرد و
    باد را هی در آغوش می کشید
    ترانه ی زرد پاییز بر جان خسته اش نشست
    گربه ی ولگرد ترسید با نگاهی به قفا گریخت
    کمی دورت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دلِ من
    دلی که می شناسم
    و سخت عزیزش می دارم

    دلِ من
    هم قد ساقه ي گندم
    هم رنگ رازقي باغچه
    نه تند می زند ،نه کُند
    لام تا کام دم نمی زند

    دلِ من
    كودك است وُ ساده
    می خوابد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar (ری را )دخترم
    ترا می خوانم
    (ری را )دخترم *
    به صبح ،به نور
    به بلوغ شمعدانی ها در گُلدانی تنگ
    به گردشی در کوچه هاي رنگین کمان
    به آواز خوانی باران در جویبار
    به ذوق کودکان در شناوری باد بادک رنگي در آسمان
    به هم آ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar گوشه ای از آسمان شب
    درگوشه ای ازشب این شهر بزرگ
    گلشن کوی گلزار پنجره ای بی پرده
    روبروی چنارِی زرد
    خمیده ام بر درد خویش
    زمان ایستاده ست ،اینجا
    سکوت جان گرفته ست ، اینجا
    در ذهن کودک ِ ساده ام
    واژه های بازی گوش

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar در كوچه ي مست
    دخترم اينجا باران مي بارد
    بي صدا مي گريد ابر
    آسمان شيري رنگ
    پرده نازك مه در شهر
    جاري اشك در پس شيشه سرد
    عطسه پي درپي حباب در حوض
    هم سرايي برگ زرد چنار با باد
    گذربوي نم خاك از خواب حياط
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar كهن سال كودكم
    عمر م چون صفحه ساعتي ست بعد از اين همه سال
    همچنان بر روي اعداد 1تا 12مي چرخد
    واز مرز 1تا 12 پاي بيرون نگذاشته ام ،
    …..
    هنوز هوس دارم دست دراز كنم و خورشيد را بگيرم
    هنوز شب ها دنبال ستاره كوچكي مي گردم كه لانه كن

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خاطر كودكي
    بيشه ي مَش قاسم
    گوشه اي دنج
    آهنگ خوش جوي
    جاري آب
    بي تابي شاخه بيد
    برگ هاي رقصان صنوبردر باد
    تپه هاي بادگير
    قاصدك ، پروانه
    كف دستي نان
    پونه ، نان وُ پنير
    خُنكاي

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بسيار گريستم
    در آن غروب پاييز
    دور ميزي چوبي
    نشسته وُ حافظ مي خوانند
    عشق را از اشعار مي جستند
    \\\"سمن بويان غبا ر غم چو بنشينند ، بنشانند \\\"
    فنجا ني شيك
    ديسي ميوه ي تازه فصل
    ظرفي شيريني
    زير سيگاري كر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar کوزه ی دل بشکن
    هیچ جای ایستادن نیست
    گام بدار
    تا
    فهم ساده راه
    فهم ساده فاصله ،رسیدن
    بی دل باید رفت
    خاکستر خواب ها تا به اینجا
    به کنار
    خودم را می زنم به راه ِ نور
    آینه ای رو برو
    تواشه ام ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar چیزی بگو
    چیزی بگو
    از پرنده
    پرواز
    پنجره ی باز
    چشمانم تشنه ی صبح
    چشمانم همه خیس
    خسته ام از حصار
    این همه دیوار
    دلم می رود ، گریان راه به راه
    در این همه بی راه
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پچ پچ
    قاصدک
    می کند پچ پچ در گوش :
    بیا ایمان بیاوریم
    هیچ قاصدکی نمی رقصد
    در بادهای دیروز!
    ودر بادهای که می وزند فردا
    پروازنمی کند ، امروز !

    قاصدک ها
    می خوانند وُمی رقصند
    در بادی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar رُخ در رُخ آئينه

    هي با تواَم
    كجايي اين دنياي ويران ايستاده اي؟
    در كدامين سرزمين خيال ريشه داري؟
    نگاه مضطربت به كدامين سوي خير ه ست؟
    روح رنجور و بي قرارت
    سايه نشين كدامين فرشته نا آشنايي ست؟

    مي دان

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar واژه
    می خواهم ساکت باشم و
    خاموش
    می خواهم از واژه ها
    پیله ای بسازم
    به دور تنهایی خویش

    واژه ، واژه های سرگردان عزیز
    گردن آویزی شوید
    به گردن این حس غریب
    به رسم
    مولانا،حافظ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar هنوز
    از زندگي سهم من آهي ست
    خفته در هزار تويِ سينه ي تنگ
    شب گرد كوچه هاي تنهايي ست
    پاهاي خسته ام هنوز
    چشمانم بعد از اين ساليان دراز
    رِدَ پروانه را لابه لاي گلها مي جويد و
    مي سوزم هم چنان در خواهش پروازي

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar عشق در راه ست!
    اطلسي هاي باغچه دل . غمگين
    خط خطي دفترشعر. چركين
    دل منتظر دق البابي ست
    دل آشفته ي رازي ست

    از ره دور باد پيامي آورد
    گفته بودي:
    برصفحه آب بنوشتي!!
    \\\\\\\\\\\\\\\" عشق در راه ست!\\\\\\\\\\

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar من و تنهايي
    صبحي ست
    آسماني شيري رنگ
    لايه هاي ِ نازك ابر
    انبوه خانه هاي در هم
    بيداري شهر شلوغ
    انسان . اين زنداني حجم ، زوايه ، خط

    نگاه وُُ پنجره ي
    مي روبد رفتگر از كوچه \"سكوت \"
    عبورِ شتابانِ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مهتاب
    بد خوابی شب
    غلت زدن در جا
    سيل افكاري درهم
    دربدري وهم خيال
    گذر از خوابي بد
    گام گذاشتن در حال
    غوغاي ست در دل!

    سايه پنجره بر فرش
    شهر بزرگ در خواب
    شب . سكوت . مهتاب
    بدرك

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar چشم نرگس
    اي خسته به راه
    اي مانده به چاه
    دويدن كه رسيدن نيست !!
    نه هر دونده به منزل نزديك ست

    گام ازپي گام مگذار
    بنشين ، بمان
    چترنارون، سرشار از رازي ست
    چشم نرگس ، مست از خوابي ست
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دلم لك زده
    من دلم براي
    پنجره اي براي ديدن
    دري براي عبور
    ويراني ديوار
    لك زده است
    من دلم براي
    ديدن صنوبري در باد
    ديدن كبوتري در پرواز
    ديدن آسمان آبي ده
    ديدن شناور ابري بي خيا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar گل من
    همه تنهايي ازمن ، همه عشق ازتو
    نام ترا بربال هزاران پروانه عاشق مي نويسم
    تا نامت را ببرند در تمامي بيابان تنهايم
    و درآن بيابان راهي مي کشم
    نشانه راه
    آئينه، ستاره ، درخت
    راهت را ، من خسته و تنه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ژرفاي بي روزن
    در انتهاي درون
    در آن ژرفا ي بي روزن
    آنجا كه هستيم به نيستيم ٬ گره مي خورد
    هستِ هستي طلوع
    ونيستِ نيستي به غروب می نشیند

    وجودم رقصان وُ پاي كوبان
    من وُ هستي بي نام و نشان
    چون کودکان می ر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دريا
    آفتاب ٬ دريا ٬ آسماني آبي
    بوي نم ٬ سبزه ها ٬ نسيمي ملايم
    تپش قلب زير پوست آب
    آه امواج بر گوش جان

    پشت سر؛
    بتون٬ آهن و خوابي سخت سنگين
    عبور شتابانِ خودرو بر جاده خيس
    قيل قال روابطي مصن

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خود بسوزانيم در كوي يار
    بار ديگر بايد عشق را عاشقانه ٬معنا كرد
    آئين و تفسير ديگري ٬از من و ما كرد
    طرحي نو از بودن و هست ٬ بايد بريخت
    آتشي بس سوزان دراين ٬ گنبد مينا كرد
    دست نوشته ها را خط خطي كرد وُ
    آهنگي ديگر در هستِ خود٬ نجوا كرد ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar گريان ست پنجره
    گوشه حياط كوچك خانه پدري
    چه غمگين و تنهاست ,ياس پير
    زمستان سال پيش بود٬ كه پدر رفت
    چه غمگين تنهاست , مادر پشت پنجره
    اشكهايش نهري ست جاري
    گواه ,گوشه خيس روسري

    پشت شيشه مه آ لود اتاق
    \\\\\

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar سه نقطه(...)

    جاي خالي ت هميشه خالي ست
    جاي خالي ت را شايد
    دسته اي گل وحشي
    بافه اي نور
    پرواز دسته اي پرستو
    لبخندي بر صبح ٬اشكي برغروب

    كلمه ي مثل
    نجابت ٬ سادگي
    آسمان ٬ دريا <

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ده ما
    ده ما
    ني ما
    كوزه آب ٬ ديگ مسي
    كاسه بي رنگ سفال

    چشمه ي پاي كوه
    نذر ٬نياز
    پارچه هاي رنگي بسته به مراد
    پير چشمه به شفا
    بيداري فانوس چشمه پير
    به هنگام غروب ٬ در دل شب

    ...

    نمایش کامل شعر

تصویر شاعر

مرتضی سوری

اطلاعات شاعر

شاعر : مرتضی سوری
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : دفتر اول
نوع شعر : ديگر
دسته بندی : معناگرا
تخلص :
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 1073
دیدگاه ها : 6
بازدید : 2443

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "اغما" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

راز محبت و آشنایی در غزلیات حافظ

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 25,110,326
تعداد صفحات : 11832
تعداد اشعار : 10978
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2015
تعداد شاعران آقا : 1458
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5