آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

دفتر شعر : غزل از فرانك خليلي

نمایش 1-15 از 15 نتیجه
  • avatar دست بردم درون خاطره ها

    شوق پرواز مرده بود انگار توی فصل سقوط پنجره ها
    تا تو را خوبِ خوب بنویسم دست بردم درون خاطره ها

    روی آویز غصه آویزان چمدانی پر از حقیقتِ محض
    عزل میشد به دست تو عشقم در خیال حسود باکره ها

    در کنار ترانه ی باران شعله ی خاطرات می رقص

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar طرح تحریم قلم !
    دفتری سوخته با صد غزل تکراری
    دفتری سوخته از توصیه ی اجباری!

    روزه ی تلخ غزل گوشه ی زندان امروز
    اعتراضی ست به این معضل شعر آزاری!

    مشق احساس وُ بیان کردن هر حس قدغن
    طرح تحریم قلم لایحه ی بیکاری*

    با لب دوخته از شعر جدا ماندن

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar با دلم اتمام حجت میکنم !
    پاک کردم هر نشانی از تو بود

    با دلم اتمام حجت میکنم

    با خودم با آینه تنها شدم

    بعد عمری باز فرصت میکنم

    از تو برگشتم تمامم درد شد

    از تو که پیوند خوردی با دلم

    جسم خود را می برم بر دست خود

    روح من! من از تو ه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دستهایم سبز خواهد شد...
    ترمه ی اشعار را امروز با غم نقش کن
    لا به لایش رنگ های تیره را هم پخش کن
    حرف هایم بوی غربت می دهد در انزوا
    خاطرات کهنه را یکبار دیگر نبش کن
    با طناب شعرها امروز دارم می زنند!
    تا قیامت_ ایستادن _ را به جایم بخش کن
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دوست دارم که دوباره به هبوطت ببرم !
    بعد «مریم »شدنم نوبت ِ «اقلیما * »شد!
    از لغت نامه ی من «عشق »دگر منها شد
    فتنه را یاد گرفتم که به چشمم بکشم!
    وقتی از خون دلم دامن ِ من دریا شد
    مثل «تائیس*»پر از شهوت ِ آتش زدنم
    اگر اسکندری از متن زمان پیدا شد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خط بزن مشق های رفتن را ...
    خط بزن مشق های رفتن را دست از این خیال خود بردار
    روی خط های ممتد دفتر بعد ِ نقطه شروع ِ نو بگذار
    پرسپکتیو ِ دیدنی دارد امتداد نگاهمان با هم
    بکشش روی بوم زندگی ام آرزو را به دیگری بسپار!
    برق خاصی که تووی چشمت بود پشت ویتر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar از اتقلاب کاوه تا ...
    در بند بودن می شود معنای _ آزادی _!
    ویران شدن از ظلم هم مصداق ِ آبادی!
    بر سفره هامان، خون دل تقسیم می گردد
    چیزی که باقیمانده از میراث اجدادی!!!
    با (هجری - شمسی ) عقب ماندیم از دنیا
    وقتی جلو بودیم از تقویم میلادی
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تبری ساخته ام از قلمم ...
    تو به تکرار غزل می آیی،
    دست خودکار به دامان من است
    قلیان^ داشتن این احساس،
    چند وقتی ست که مهمان من است
    به \\\" خلیلی \\\" شدنم شک کردی،
    کعبه را باز بنا خواهم کرد
    به رضای تو رضایت دادن،
    جوشش زمزم ایما

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar از الف تا دال
    من از \\\\\\\"الف\\\\\\\" رسیده ام به انحنای حرف \\\\\\\" دال \\\\\\\"
    به اینکه میرود دلم به سمتِ زردی زوال
    میانِ فصل یأس هم امید بسته قلبِ من
    به ممکنی که می رسد، به ممکنی پس از محال!
    پر از کنایه میشود، پر از جناسِ بی نظیر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ای تو ناممکن ترین رویای من ...
    \\\"ای تو ناممکن ترین رویای من\\\"، بی تو باید دور رویا خط کشید
    بی تو باید مثلِ اشکِ چشمِ ماه، بر تنِ دامانِ شب یکجا چکید
    با مدادِ مشکی نوک تیز باز، مشق باید کرد احساسِ مرا
    از سرخط با تو بود و بی تو تا، نقطه ی پایانی مطلب رسید!...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شاعر چشم های تو
    از تو که حرف می زنم شعر حساب می شود
    شعر برای گفتنت خوب مجاب می شود
    باز به لطف بودنت قلم به دست می شوم
    شاعر \\\"چشم های تو\\\" پس انتخاب می شود
    خیره شدن به چشم من عادت چشم های توست
    خیره که می شوی دلم خانه خراب می شود

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شک ندارم ذره ای هم ...
    مثل جنسِ واقعیت، در خیالم رنگ داری
    رفته ای اما حضوری کاملاً پر رنگ داری
    زندگی را خلق کردی پیش چشمانم مصور
    مانی دیگر شدی و با خودت ارژنگ داری
    جا شدی مانند نت ها روی خط حامل دل
    بهترین آهنگ ها را با نوای چنگ داری

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar طرحی مچاله از ...
    باور نمی کنم این صورتک منم؟
    عکسی غریبه که در قاب آینه م
    خنجر به پشتِ من از عشق ناتمام
    از لکه های آن آلوده دامنم
    یک بیستون جنون در پیش روی من
    شیرین قصه او، فرهاد آن منم
    شاید عوض شدم جایی و با کسی
    در

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar روزه سكوت
    براي با تو بودن از خودم عبور مي كنم
    وَِ از نگاهِ بد تو را هميشه دور مي كنم
    تمام لحظه هاي من پر است از خيالِ تو
    كه دركِ روشني مدام از اين حضور مي كنم
    نترس نازنين اگر بدون مرز عاشقم
    مقرراتِ عشق را با تو مرور مي كنم...

    نمایش کامل شعر
  • avatar روبرو کن ...
    در ذهن درگیرم بیا و جستجو کن
    آن را جدا از فکرهای فتنه جو کن
    شک می کنم بر باورم بر هر چه هستم
    در مورد این حس سرکش گفتگو کن
    با عشق خود رویای شیرینی بساز و
    کابوس را در خواب سنگینی فرو کن
    آن شانه های محکمت را جا

    ...

    نمایش کامل شعر

    تصویر شاعر

    فرانك خليلي

    اطلاعات شاعر

    شاعر : فرانك خليلي
    عنوان کاربری : شاعر
    دفتر شعر : غزل
    نوع شعر : غزل
    دسته بندی : عاشقانه
    تخلص :
    کشور : ايران
    شهر : تهران
    شناسه : AVA-p- 548
    تاریخ : سه شنبه 2 اسفند 1390 13:37
    دیدگاه ها : 46
    بازدید : 3096

    دفاتر شعر

    اشعار دیگر شاعر

    جستجو در آوای دل

    آخرین دانلود ها

    پینشهاد واژه

    آیا معنی واژه "کتاب" را می دانید؟

    پخش موسیقی

    ّبیوگرافی

    پیشنهاد

    حمایت از آوای دل

    آخرین کتاب

    افطاری

    متن های دوزبانه

    پیشنهاد کتاب

    فرهنگ جامع زبان فارسی

    مقالات عمومی

    آخرین مقالات آموزشی

    آخرین واژه ها

    اشعار ماندگار

    همایش ها

    غیر فعال

    آمار فعالیت

    تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
    تعداد بازدید 22,221,290
    تعداد صفحات : 11835
    تعداد اشعار : 10981
    تعداد دیدگاه ها : 258,787
    تعداد شاعران : 2016
    تعداد شاعران آقا : 1459
    تعداد شاعران خانم : 557
    تعداد واژه های لغت نامه : 852
    همایش های رسمی برگزار شده : 5